سالروز بازگشت آزادگان

برچسپ ها: اسرا ، سالروز ، آزادگان

Print Friendly and PDF

سال روز, بازگشت, آزادگان«اگر روزی اسراء برگشتند و من نبودم، سلام مرا به آنها برسانید و بگویید خمینی در فکرتان بود» امام خمینی (ره)
26 مرداد ماه؛ یادآور سال روز بازگشت آزادگان سرافرازی است كه پس از تحمل سالهای اسارت در اردوگاه های عراق، سال 1369 به میهن اسلامی بازگشتند.
۲۶ مرداد ۱۳۶۹، میهن‌مان شاهد حضور آزادگان سرافرازی بود که پس از سال‌ها اسارت در زندان‌ها و اسارتگاه‌های رژیم بعث عراق، قدم به خاک پاک ایران گذاشتند. آزادگان، با ایمان راسخ خود در برابر همه فشارهای جسمی و روحی دشمنان ایستادند و روابط اجتماعی جامعه کوچک اردوگاهی خود را بر پایه اخلاق حسنه بنا نهادند و از شکنجه‌های مزدوران بعث، هراسی به خود راه ندادند. آزادگان، صبورتر از سنگ صبور و راضی‌ترین کسان به قضای الهی بودند. اینان سینه‌هایی فراخ‌تر از اقیانوس داشتند که از همه‌جا و همه کس بریده و به خدا پیوسته بودند؛ آزاده نامیده شدند چون از قید نفس و نفسیات رهایی یافته بودند و به راستی که چنین‌اند. و امروز یادآور بازگشت غرورآفرین مردان و زنان آزاده‌ای است که پس از تحمل سال‌ها شکنجه و دوری از عزیزان خویش، به وطن بازگشتند و به انتظار میلیون‌ها ایرانی پایان دادند. در این روز، شکیبایی مادران، پدران، همسران و فرزندان این آزادمردان به بار نشست و سال‌های نگرانی و شوق دیدار به پایان رسید و وعده الهی تحقق یافت: «و بشّر الصّابرین». نه‌تنها استقامت آزادگان در اردوگاه‌های دژخیمانه رژیم بعث، بلکه صبر و پایداری خانواده‌های این عزیزان ستودنی است. عرصه پربرکت دفاع مقدس، صحنه حضور مردان و زنان باایمانی بود که توانستند حماسه‌ای به‌یادماندنی و جاودان از خود به یادگار بگذارند. اینان بر عهد خویش با خون شهیدان پایبند ماندند و با الهام از مکتب انسان‌ساز اسلام توانستند دوران دشوار اسارت را پشت سر نهند و شکوه مقاومت و سرافرازی بر صحیفه درخشان ایران اسلامی ثبت کنند. 
بی‌شک سال‌ها محرومیت این سروقامتان تاریخ باعث شد که آنان امروز بیش از هر فرد دیگری در مسیر سبز موفقیت گام بردارند و الگو، اسوه و افتخار میهن خویش باشند. 
الزامات تبادل اسرا
بازگشت آزادگان به میهن، دو هفته پس از اشغال نظامی کویت توسط ارتش صدام و دو روز پس از آن صورت گرفت که صدام در نامه‌ای به آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی- رئیس‌جمهور وقت ایران - بار دیگر عهدنامه ۱۹۷۵ الجزیره را پذیرفت و به شرایط ایران برای پایان جنگ تسلیم شد و از جمله قول عقب‌نشینی از مرزهای ایران و آزادسازی اسیران ایرانی را داد. به دنبال تبادل این نامه و پاسخ آن بود که توافق نهایی برای پذیرش آتش‌بس در سرتاسر مرزهای مشترک دو کشور ایران و عراق صورت عملی به خود گرفت. البته ناگفته نماند که اتخاذ چنین رویکردی مخصوصا از سوی رژیم بعث عراق ناشی از الزامات ضروری و ذاتی گشایش و شروع جنگ در جبهه کویت بود. دیوانه بغداد که از حمله به خاک پاک ایران طرفی بر نبسته بود، جهت برآوردن امیال جاه‌طلبانه خود و نیز جهت غلبه بر ناکامی‌های خود در جنگ با ایران اسلامی، خاک کشور کوچک همسایه‌اش - کویت - را به توبره کشید. این واقعه ضرورتی انکارناپذیر در توافق نهایی عملیاتی کردن آتش‌بس بین عراق و ایران اسلامی بود. 
روز موعود
اسرای سرافراز ایرانی از چند نقطه مرزی با تشریفات وارد کشور شدند و نخستین واکنش آنان بوسه بر خاک ایران و ریختن اشک شوق بود. از جمله اقدامات مهمی که در رابطه با آزادگان پس از بازگشت آنها به میهن اسلامی صورت گرفته، تشکیل ستاد رسیدگی به امور آزادگان بوده است. ستاد رسیدگی به امور آزادگان در ۲۲ مرداد ۱۳۶۹، براساس قانون حمایت از آزادگان مصوب ۲۳/۹/۱۳۶۸ مجلس تشکیل شد و در نخستین گام با تبادل انبوه اسرا مواجه شد و براساس همان قانون و با مساعدت و همراهی دیگر دستگاه‌ها مسوولیت این کار عظیم را به دوش گرفت و تبادل بیش از ۴۰ هزار آزاده و به همین تعداد اسیر عراقی را انجام داد. این ستاد با الهام از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب بیش از ۲۷۰ واحد ستادی در سراسر کشور تشکیل داد و ارائه خدمات به آزادگان را در زمینه‌های گوناگون آغاز کرد و در زمینه اشغال توانست نزدیک به ۹۶ درصد(بیش از ۳۶ هزار نفر) از آزادگان را در دستگاه‌های دولتی و غیردولتی مشغول به کار کند. در زمینه تحصیل تا سال ۱۳۷۵، بیش از ۵۳۰۰ نفر از آزادگان موفق به راهیابی و تحصیل در موسسات عالی کشور شده که از این عده ۳۶۵ نفر در رشته پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی و ۴۰۶ نفر در رشته‌های مهندسی و سایر رشته‌ها پذیرفته شدند. 
اسرا در کلام امام (ره) و رهبری
رهبر کبیر انقلاب درباره اسرا و آزادگان تعبیرات زیبایی دارند. ایشان اسرا را سرود آزادی دانسته و می‌گویند: «اسرا در چنگال دژخیمان خود سرود آزادی‌اند و احرار جهان آن را زمزمه می‌کنند. مفقودین عزیز، محور دریای بیکران خداوندی‌اند و فقرای ذاتی دنیای دون در حسرت مقام والایشان در حیرتند.» ایشان همچنین از مادران اسرا چنین یاد می‌کنند: «در اقدام شریف مادران بزرگواری که در دامن‌های مطهر خود چنین فرزندانی را تربیت کرده‌اند، چه می‌توان نثار کرد؟ و برای اسیرانی که در زندان‌های مخوف دشمن، شجاعانه بر سر دشمنان بشریت فریاد می‌کشند، چگونه توان تعظم نمود؟» 
مقام معظم رهبری درباره آزادگان چنین گفته‌اند: «یکی از چیزهایی که شما را، دل‌هایتان را زنده نگه می‌داشت، ‌پرامید نگه می‌داشت، یاد آن چهره و روحیه پرصلابت امام عزیزمان بود. آن بزرگوار هم خیلی به یاد اسرا بودند. حال پدری را که فرزندانش به این شکل از او دور شده باشند، راحت می‌شود فهمید... مساله اسارت طولانی فرزندان این ملت به نوبه خود امتحان دیگری بود که ملت ما با موفقیت آن را به انجام رسانده و اسرای ما همانند ملت ایران از خود آزادمردی نشان دادند و سرانجام با موفقیت و سرافرازی به وطن بازگشتند... شما در دوران اسارت شرایط سختی را گذراندید، اما در عین حال با حفظ دین و اعتقادات و دلبستگی خود به اسلام، امام و انقلاب موجب افتخار و آبرومندی ملت خود در برابر دشمن شدید.»
رایحه آزادی
خورشید آرام آرام، از پس کوه ها بیرون آمد و بر سقف آسمان پدیدار شد و پرتوهای طلایی اش را بر زمین پراکند. رادیو بغداد در صبح روز 24 مرداد ماه، خبر ارسال نامه ای را از سوی صدام و خطاب به رهبر و ریاست جمهوری، اعلام کرد. وی در خلال نامه به تمام خواست های مشروع ایران جواب مثبت داد. پس از شنیدن این خبر موج شادی در به پا خاست. همگان دست به سوی آسمان بردند و جبین بر خاک ساییدند و سجده شکر به جای آوردند.
در انتظار مسافران کربلا
یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور  کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور  
آخرین روز اسارت فرا رسید و اسرا یکدیگر را در آغوش می کشیدند. از یکدیگر حلالیت می طلبیدند و قرآن را بر سر همدیگر می گرفتند و یکدیگر را به آیه های ملکوتی می سپردند. در مرز خسروی بانگِ «به کنعان رسیدگان» طنین انداز بود. اتوبوس های آن سوی مرز عراق بمنزله فرشتگان نجات در انتظار مسافران کربلا بود. همگان خاک پاک وطن را توتیای چشم کردند. با مشاهده هر ایرانی رگ حیات در اندام تکیده هر آزاده ای جان می گرفت.
مزار امام، پذیرای آزادمردان
به یاد آن روز که به قصد جبهه های نبرد، به جماران رفتیم، تا دعای پر مهر پیر جماران را بدرقه راه خود کنیم و موعظه های عرفانی اش را در جای جای قلبمان بگنجانیم. دریغا! دریغا! که هنگام رجعت مرکب آهنی ما را نه به سوی جماران، بلکه به سوی بهشت زهرا هدایت کرد. پس سینه زنان و گریه کنان خود را بر مزار او ـ که در پشت انبوهی خاک خفته بود ـ رساندیم و اندوه تنهایی را با اشک سرودیم.
آزاده شهید
به یاد آنان که در ایام اسارت بر اثر شکنجه های دژخیمان شراب عشق نوشیدند. پروردگارا، تو خود می دانی که شرم دارم از دیدار مادر آزاده شهیدی که به دیدارم بیاید، در حالی که قاب عکس فرزندش را با دستان لرزان در برابر دیدگانم نگه دارد و با چشمانی منتظر مژه بر هم نزند و در نگاهم چشم بدوزد. شرم دارم از دیدار همسر آزاده شهیدی که به دیدارم می آید در حالی که فرزندش گوشه چادر مادر را در دستان کوچکش جمع می کند و آهسته و بی صدا می گرید...
گناه بی گناهی
پرندگان را به جرم خوشخوانی است که در قفس می اندازند. گل ها را به بهانه عطر و زیبایی است که از شاخه می چینند و یوسف را به گناه بی گناهی است که زندانی می کنند. اما چه باک؟ مرغان باغ ملکوت که نمی توانند نخوانند. گل های محمدی که نمی شود عطر نپراکنند و یوسف ها که روا نیست از بیم زندان تن به گناه بیالایند. پس این سرنوشت محتوم همه پرندگان باغ محمدی است که یوسف وار پاس عصمت خویش بدارند و حتی به قیمت شکنجه و زندان دست از دوست نشویند، و چنین کردند یاوران دلاور خمینی در زندان های دشمن بعثی.
اسوه های مقاومت و پایداری
اسیران، با ایمان راسخ خود در برابر همه فشارهای جسمی و روحی دشمنان ایستادند و روابط اجتماعی جامعه کوچک اردوگاهی خود را بر پایه «اخلاق حسنه» بنا نهادند و همیشه یار انقلاب و اسلام بودند؛ تا جایی که یکی از فرماندهان عراقی در مقابل اسرای ایرانی اعتراف کرد که «شما در این جا یک حکومت اسلامی کوچک تشکیل داده اید».
به خانه ات خوش آمدی
در 26 مرداد سال 69، پس از رنج های فراوانی که از هجر یاران بر دل عشاق سنگینی می کرد، سرانجام طلایه داران سپاه عشق پای به خاک میهن اسلامی گذاشتند. به راستی که قلب ملت خانه آنهاست و آنان قدم بر قلب ملت نهادند و آمدند و خوش آمدند.
کجاست بیرق گلرنگ آسمانی عشق  که بر بلندای فریادها بر افرازیم  
خمینی روحت شاد
خمینی عزیز، این روزها و این سال ها چقدر جای تو خالی است! فرزندان آزاده ات وقتی قدم بر خاک میهن می گذارند قبل از هر چیز سراغ تو را می گیرند: «بابای ما کو؟» رنج اسارت نه، غم محرومیت دیدار تو پشت آنها را خم کرده است و این غبار اندوه، از هجر توست که روی همه شادی های آنها نشسته است و پس سال ها هنوز رنگ رخشان پریده و کمرشان خمیده است. خمینی، روحت شاد.
سخنی با شهید
آری برادر شهیدم، من نیز چون تو رجعت کردم؛ اما به حال تو غبطه می خورم؛ زیرا دوست داشتم رجعتم چون تو با این پیام خدا استقبال شود که یا ایتها النفس المطمئنه... دوست داشتم هنگام رجعت، ملائک به استقبالم بیایند؛ دوست داشتم اولیای خدا به من خوشآمد بگویند؛ دوست داشتم چون تو قطرات خونم زایل کننده گناهانم باشد؛ تو به محبوب رسیدی و من اینک در راهم تا شاید با ادامه راه تو به او برسم. ان شاء اللّه.
سنگ صبور اهل دل
آزادگان، صبورتر از سنگ صبور و راضی ترین کسان به قضای الهی بودند. سینه هایی فراخ تر از اقیانوس داشتند و جمعی مخلص، مقاوم، اهل ایثار و فداکاری و صاحب دل هایی خسته بودند که از همه جا و همه کس بریده و به خدا پیوسته بودند. آزاده نامیده شدند چون از قید نفس و نفسانیات رهایی پیدا کرده بودند.
کلام قدسی
امام صابران فرمود: «اگر روزی اسرا برگشتند و من در میان شما نبودم، سلام مرا به آنها برسانید و بگویید خمینی در فکرتان بود». آری ای از سفر برگشتگان، آن پیر فرزانه و اسطوره مبارزه با دژخیمان، پیوسته غم هجران فرزندانش را بر دوش می کشید و چشم به راه شما بود تا سلامی عاشقانه نثارتان کند.
آموزگاران پایداری
ای آزادگان، تاریخ هیچ گاه شما را ـ که درس مقاومت و ایستادگی و آزادگی به جهان داده اید ـ فراموش نخواهد کرد. شما از جان مایه گذاشتید و امروز ما تنها می توانیم قطره ای باشیم در برابر دریای صفا و صلابت و استواری شما. شما که بهتر از همه شاگردی مکتب اهل بیت کردید و زینب وار مروج اسلام و انقلاب بودید و هم اکنون که به خانه آمده اید نیز باید لباس جدیدی از رزم پوشید و در مقابل دشمن جدید قد برافرازید. آفرین بر همت شما غیور مردان تاریخ ایران زمین.
ای صبح باوران
هلا، ای صبح باورا، شب تیره اسارت با دمیدن خورشید آزادی به سر آمد و همه دیدند که با پای مردیهای خود ثابت کردید که درختان تنومند بیابانید، نه گل برگ های سستی که با هر نسیم کمر خم کنید. آری صبح روشن آزادی دمید؛ اما بدانید که ابرهای تاریکی هر زمان به گونه ای تیرگی می پراکنند و اکنون، در این صبح روشن، زمان مبارزه با تیرگی هایی است که ریشه جوانان و امیدهای این مرز و بوم را هدف گرفته اند. آگاه و هوشیار باشید.
خوش آمدی ای پرچمدار استقامت
پس از سال ها از آمدنت باز می گویم: خوش آمدی ای پرچمدار عزت و استقامت. می دانم از دیار صبر آمدی ای چشم و چراغ دل امت. می دانم که از ستم دشمنان سخت خسته و رنجوری. اما مجالی برای درنگ نیست. اسبت را زین کن که مجاهدتی عظیم در پیش است.
مناجات
خدایا، سال های اسارت و درد و رنج به لطف تو تمام شد. قدم بر این پهنه گلگون نهادیم. عاشقانه ما را در آغوش کشیدند. و پذیرای ما شدند. گمان کردند که ما از مدینه فاضله رسولت آمده ایم. اما خدایا تو خود می دانی که چنین نیست. ما از اسارت رها شدیم، اما نه از اسارت گناه. خدایا ما بنده ایم و گناهکار. تو را به اشک های یتیمان وادی عشق قسم می دهیم که ما را از اسارت گناهان نجات ده، تا شرمنده روی مادران و فرزندان شهدا و مفقودان نباشیم.
شاهدان شهادت
ای راست قامتان پیروز که «استواری» شرمنده شماست و «صبر» درس استقامت را از شما آموخت، ای کسانی که عطرهای بهشتی در پیراهن دارید و عشق در ضمیر خود می پرورید و ای کسانی که شهادت را به چشم تجربه کردید و شهیدی زنده از مجموعه شهدای همیشه جاوید انقلابید. آری شما اسیر دشمن نبودید، بلکه دشمن اسیر آزادگی شما بود، سالروز آزادی تان از بند دژخیم بعثی مبارک باد.
تجلی گران صبر
ای برادر آزاده، تو با استقامتت تجلی گر واژه صبر بودی. بسیار واژه نگاران واژه صبر را برایم معنی کردند، اما فقط در غالب الفاظ؛ و تنها تو بودی که وجودت، زندگیت، و همه هستی ات را در غالب صبر به ما نمایاندی. تو «صبرِ عَنْدَ المُصیبَة» را به خوبی برایم تفسیر کردی و مصداق «صَبْر حَسنَ» شدی؛ اما اکنون منتظرم «صَبْرِ اَحْسَن» را برایم بازگویی، و این بار نیز ایمان دارم که از این امتحان سربلند بیرون خواهی آمد.
وارثان شادی
امروز، روز فخر و مباهات است. امروز روزی است که اسوه های مقاومت و پایمردی ثابت کردند که تاب ماندن و به زانو در آوردن طاغوت را دارند. امروز روزی است که این پرندگان عاشق ثابت کردند که طاقت سال ها صبر در مقابل مصیبت را دارند و امروز روز شادی آنها و روز مباهات ماست.
شیران روز
آری این غیور مردان آزاده، آسمان آبی را و هم بوی خوش آزادی را از شما دریغ داشتند. تا زمانی که سلاح در دست داشتید کسی جرأت رویارویی با شما را نداشت، ولی آن گاه که چون شیر قوی پنجه ای از قضا در دام گرفتار آمدید، هر روباهی قصد تعرضان کرد، غافل از آنکه سرباز مکتب عاشورا در زندان اسارت هم هیبت خداگونه و روحی حیدری دارد.
ورود آزادگان سرافراز به ایران اسلامی (26 مرداد 1369)
«اِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِكَةُ اَلاّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ اَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتی كُنْتُمْ تُوعَدُونَ» (1)
«اگر روزی اسراء برگشتند و من نبودم، سلام مرا به آنها برسانید و بگویید خمینی در فكرتان بود.»
امام خمینی(ره)
«ما را چه رسد كه با این قلم های شكسته و بیان های نارسا در وصف شهیدان و جانبازان و مفقودان و اسیرانی كه در جهاد فی سبیل الله جان خود را فدا كرده و یا سلامت خویش را از دست داده اند یا به دست دشمنان اسلام اسیر شده اند، مطلبی نوشته یا سخنی بگوییم؟ زبان و بیان ما عاجز از ترسیم مقام بلند پایه ی عزیزانی است كه برای اعتلای كلمه ی حق و دفاع از اسلام و كشور اسلامی جانبازی نموده اند.»(2)
«بار الها، اسرای ما اسیر جانی ترین دژخیم زمان می باشند. مقاومت آنها دنیا را شگفت زده كرده است. هر چه زودتر آنها را برای خدمت به تو و بندگانت آزاد فرما و به خاندان محترم همه صبر، اجر، سلامت و مغفرت عنایت فرما.»(3)
امام خمینی (قدس سره)
روز 26 مرداد 1369، میهن اسلامی شاهد حضور كبوتران سبكبالی بود كه پس از سال ها زندان در اسارتگاه، قدم به خاك پاك میهن اسلامی خود می گذاشتند. قاصدك آزادی در چنین روزی پیام آورِ رهایی شده و این كبوتران ِاز بند رسته به آغوش گرم ملت خود بازگشتند. میهن اسلامی، چراغانی بود و شعف و سروری وصف ناپذیر از حضور این رسولان انقلاب و جنگ، سراسر ایران را فراگرفته بود.  اولین عكس العمل آزادگان از دیدن وطن، بوسه زدن بر خاك آن بود، سرزمینی كه قدم به قدم آن با خون بهترین فرزندان این ملت و اسوه جوانان كشورتطهیر شده بود. حركت بعدی، زیارت مرقد پیر و مرادشان خمینی كبیر(قدس سره) و بیعت با جانشین خلف او مقام معظم رهبری حضرت آیة الله خامنه ای بود و این همه نشان از علاقه وافر و پایبندی آنان به اسلام، انقلاب و میهن عزیزشان بود. آن ها توانستند در سال های زجر و شكنجه، درد و بیماری جسمی، روح و روان خود را، توفنده و مقاوم حفظ كنند و تقوا و مردانگی خود را مضاعف نمایند تا در بازگشت به میهن در صحنه های مختلف اجتماعی، سرمشق و نمونه ای باشند برای همگان تا در دوران سازندگی، ملت ما پر صلابت تر، مقاومتر، با دشمنان خود رو به رو شود و مشكلات و مصائب را با صبر و بردباری به منظور پیشرفت، ترقی و عظمت ایران اسلامی تحمل نماید. مقام معظم رهبری درباره آزادگان می فرماید(4): « ... یكی از چیزهایی كه شما را، دل هایتان را زنده نگه می داشت، پرامید نگه می داشت، یاد آن چهره و روحیه ی پر صلابت امام عزیزمان بود. آن بزرگوار هم خیلی به یاد اسرا بودند. حال پدری را كه فرزندانش به این شكل از او دور شده باشند، راحت می شود فهمید.» « مسأله اسارت طولانی این ملت به نوبه خود امتحان دیگری بود كه ملت ما با موفقیت آن را به انجام رسانده و اسرای ما همانند ملت ایران از خود آزاد مردی نشان دادند و سرانجام با موفقیت و سرافرازی به وطن بازگشتند... . ... شما در دوران اسارت، شرایط سختی را گذراندید، اما در عین حال با حفظ دین و اعتقادات و دلبستگی خود به اسلام، امام و انقلاب موجب افتخار و آبرومندی ملت خود در برابر دشمن شدید.»
تشكیل ستاد رسیدگی به امور آزادگان
ستاد رسیدگی به امور آزادگان در 22مرداد 1369،براساس قانون حمایت از آزادگان مصوب13/9/1368مجلس تشكیل شد، و در نخستین گام با تبادل انبوه اسرا مواجه گردید و بر اساس همان قانون و با مساعدت و همراهی دیگر دستگاه ها، مسئولیت این كار عظیم را به دوش گرفت و تبادل بیش از 40000 آزاده و به همین تعداد اسیر عراقی را انجام داد. این ستاد با الهام از رهنمودهای مقام معظم رهبری بیش از 270 واحد ستادی در سراسر كشور تشیكل داد و ارائه خدمات به آزادگان سرافراز را در زمینه های گوناگون آغاز نمود و در زمینه اشتغال توانست نزدك به 96%(بیش از 36 هزار نفر) از آزادگان را در دستگاههای دولتی وغیر دولتی مشغول به كار كند. در زمینه تحصیل تا سال 1375، بیش از 5300 نفر از آزادگان موفق به راهیابی و تحصیل در مؤسسات عالی كشور شدند  كه از این عده 365 نفر در رشته پزشكی و دندانپزشكی و داروسازی و 406 نفر در رشته های مهندسی و سایر رشته ها پذیرفته شده اند.
پی نوشت ها:
1. سوره فصلت، آیه 30
2. صحیفه نور جلد 19، ص 40
3. مجله آزادگان، شماره 22، مرداد 76، ص6
4. مجله آزادگان، شماره 22، مرداد 76،  ص 8
منابع:
پایگاه اینترنتی حوزه نت
گلبرگ، مرداد 1380، شماره 18، صفحه 31 (زهره نایینی، اکبر مقدّسی)

اشتراک گذاری


مطالب مرتبط

فاطمه معصومه(علیهاالسلام) و پاسخ کریمانه به محبت قمی ها !

از مهمترین عوامل گسترش و تعمیق تشیع در قم می توان به حضور امرا و حاکمان شیعی در قم، حضور برخی قبایل شیعی در منطقه، از جمله اشعریان اشاره کرد. در این میان دو قرن بعد قدوم مبارک حضرت فاطمه معصومه در تعمیق تشیع در این منطقه بسیار تأثیرگذار بوده است.

دلم هوای تو را دارد ... بگو چه چاره کنم

به بهانه 8 شوال؛ سالروز تخریب بقاع متبرکه بقیع