آخرین حرف ها به آخرین نفرات!

برچسپ ها: شهادت ، به ، امیرالمومنین ، ها ، آخرین ، نفرات ، جرف ، گلام

Print Friendly and PDF

هنگامی که ابن ملجم امام علی علیه السلام را ضربت زد، حضرتش به حسن و حسین علیهما السلام چنین فرمود: شما را به تقوای الهی سفارش می کنم و اینکه در طلب دنیا بر نیایید گرچه دنیا در طلب شما برآید، و بر آنچه از دنیا محروم ماندید اندوه و حسرت مبرید و حق بگویید و برای پاداش (اخروی) کار کنید و دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید.
شما دو نفر و همه فرزندان و خانواده ام و هر کس را که این نامه ام به او می رسد سفارش می کنم به تقوای الهی و نظم کارتان و اصلاح میان خودتان، چرا که از جدتان صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمود: اصلاح میان دو کس از انواع نماز و روزه برتر است.
خدا را خدا را درباه یتیمان در نظر آرید، هر روز به آنان رسیدگی کنید و حتی یک روز دهان آنان را خالی نگذارید و مبادا در حضور شما تباه شوند.
خدا را خدا را درباه همسایگان در نظر دارید، که آنان سخت مورد سفارش پیامبرتان هستند، پیوسته به همسایگان سفارش می کرد تا آنجا که پنداشتم آنان ارث بر خواهد نمود.
خدا را خدا را درباره قرآن یاد کنید، مبادا دیگران به عمل به آن بر شما پیشی گیرند.
خدا را خدا را درباره نماز یاد کنید که آن ستون دین شماست.
خدا را خدا را درباره خانه پروردگارتان یاد کنید، تا زنده هستید آن را خالی و (خلوت) نگذارید؛ که اگر این خانه متروک بماند دیگر مهلت نخواهید یافت.
خدا را خدا را درباره جهاد در راه خدا به مال و جان و زبانتان یاد آرید، و بر شما باد به همبستگی و رسیدگی به یکدیگر، و بپرهیزید از قهر و دشمنی و بریدن از هم. امر به معروف و نهی از منکر را رها نکنید که بدانتان بر شما چیره می شوند آن گاه دعا می کنید ولی مستجاب نمی گردد.
ای فرزندان عبدالمطلب! مبادا شما را چنان بینم که به بهانه اینکه امیرالمؤمنین کشته شد دست به خون مسلمانان بیالایید؛ هش دارید که به قصاص خون من جز قاتلم را نباید بکشید؛ بنگرید هر گاه که من از این ضربت او جان سپردم تنها به کیفر این ضربت یک ضربت بر او بزنید و این مرد را مثله نکنید.[1] چرا که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که می فرمود: از مثله کردن بپرهیزید گرچه با سگ هار باشد.[2]
از وصیت دیگر آن حضرت پیش از شهادت و پس از ضربت زدن ابن ملجم ملعون:وصیت من به شما آن است که چیزی را با خدا شریک مسازید، و به محمد صلی الله علیه و آله و سلم سفارش می کنم که سنت او را ضایع مگذارید. این دو ستون را به پادارید و این دو چراغ را افروخته بدارید، و تا از جاده حق منحرف نشده اید هیچ نکوهشی متوجه شما نیست. من دیشب یار و همدم شما بودم و امروز مایه عبرت شما گشته ام و فردا از شما جدا خواهم شد. خداوند من و شما را بیامرزد. اگرزنده ماندم خودم صاحب اختیار خون خود هستم و اگر فانی شدم فنا میعادگاه من است، و اگر بخشیدم بخشش مایه تقرب من به خدا و نیکویی برای شماست؛ پس شما هم ببخشید آیا نمی خواهید که خدا هم شما را ببخشاید؟[3] به خدا سوگند هیچ حادثه ای ناگهانی از مرگ به من نرسید که آن را ناخوش دارم، و نه هیچ وارد شونده ای که ناپسندش دانم؛ و من تنها مانند جوینده آبی بودم که به آب رسیده، و طالب چیزی که بدان دست یافته است؛ و آنچه نزد خداست برای نیکان بهتر است[4] . [5]
از این که فرمود: به خدا سوگند هیچ حادثه ای ناگهانی از مرگ به من نرسیده که… معلوم می شود که امام علیه السلام پیوسته از روی شوق در انتظار شهادت به سر می برده و می دانسته است که آنچه پیامبر راستگوی امین صلی الله علیه و آله و سلم به او خبر داده ناگزیر فراخواهد رسید چنانکه قیامت آمدنی است و شکی در آن نیست و وعده او ترک و تخلف ندارد و آن حضرت با دلی پر صبر در انتظار آن بود و – بنا به نقل گروهی از دانشمندان مانند ابن عبدالبر و دیگران – می فرمود: شقی ترین این امت از چه انتظار می برد که این محاسن را از خون این سر سیراب سازد؟ و بارها می فرمود: به خدا سوگند که موی صورتم را از خون بالای آن سیراب خواهد کرد.

یک معجزه

وقایع پس از شهادت آن بزرگوار جدا بسیار است و به تالیف جداگانه ای نیازمند است. اینجا گنجایش آن را ندارد، لذا از ذکر آنها چشم می پوشیم و تنها به یک واقعه تکوینی اشاره می کنیم.

زمخشری در ربیع الابرار از ام معبد آورده است که گفت: روزی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وضو گرفت و در پای درخت خاردار خشکیده ای در نزد ما آب دهان افکند و آن رخت سبز شد و میوه داد و در زمان حیات آن حضرت ما از میوه آن شفا می جستیم… اما سپس از پایین به بالا خشک شد و خار رویید و میوه هایش ریخت و سبزی و تازگی آن از میان رفت. در این حال بود که ما از شهادت امیرالمؤمنان علی علیه السلام باخبر شدیم. و دیگر میوه نداد و ما از برگ آن بهره مند بودیم و پس از چندی صبح کردیم و دیدیم که از ساقه آن خونی تازه می جوشد و برگ آن هم خشک شده است. در همین حال خبر شهادت حسین علیه السلام به ما رسید و درخت به کلی خشک گردید.[6]
اصبغ بن نباته گوید: هنگامی که امیرمؤمنان علیه السلام ضربتی بر فرق مبارکش فرود آمد که به شهادتش انجامید مردم بر در دارالاماره جمع شدند و خواستار کشتن ابن ملجم – لعنه الله – بودند. امام حسن علیه السلام بیرون آمد و فرمود: ای مردم! پدرم به من وصیت کرده که کار قاتلش را تا هنگام وفات پدرم رها سازم. اگر پدرم از دنیا رفت تکلیف قاتل روشن است و اگر زنده ماند خودش در حق او تصمیم می گیرد. پس بازگردید خدایتان رحمت کند.
مردم همه بازگشتند و من بازنگشتم. امام دوباره بیرون آمد و به من فرمود: ای اصبغ! آیا سخن مرا درباه پیام امیر مؤمنان نشنیدی؟ گفتم: چرا. ولی چون حال او را مشاهده کردم دوست داشتم به او بنگرم و حدیثی از او بشنوم، پس برای من اجازه بخواه خدایت رحمت کند. امام داخل شد و چیزی نگذشت که بیرون آمد و به من فرمود: داخل شو. من داخل شدم دیدم امیرمؤمنان علیه السلام دستمال زردی به سر بسته که زردی چهره اش بر زردی دستمال غلبه داشت و از شدت درد و کثرت سم پاهای خود را یکی پس از دیگری بلند می کرد و زمین می نهاد. آن گاه به من فرمود: ای اصبغ آیا پیام مرا از حسن نشنیدی؟ گفتم: چرا، ای امیرمؤمنان، ولی شما را در حالی دیدم که دوست داشتم به شما بنگرم و حدیثی از شما بشنوم. فرمود: بنشین که دیگر نپندارم که از این روز به بعد از من حدیثی بشنوی.
بدان این اصبغ، که من به عیادت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفتم همانگونه که تو اکنون آمده ای، به من فرمود: ای اباالحسن، برو مردم را جمع کن و بالای منبر برو و یک پله پایین تر از جای من بایست و به مردم بگو: هش دارید،هر که پدر و مادرش را ناخشنود کند لعنت خدا بر او باد. هش دارید، هر که از صاحبان خود بگریزد لعنت خدا بر او باد. هش دارید هر که مزد اجیر خود را ندهد لعنت خدا بر او باد.

ای اصبغ، من به فرمان حبیبم رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم عمل کردم، مردی از آخر مسجد برخاست و گفت: ای ابا الحسن، سه جمله گفتی، آن را برای ما شرح بده. من پاسخی ندادم تا به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفتم و سخن آن مرد را بازگو کردم.

اصبغ گفت: در اینجا امیرمؤمنان علیه السلام دست مرا گرفت و فرمود: ای اصبغ، دست خود را بگشا. دستم را گشودم. حضرت یکی از انگشتان دستم را گرفت و فرمود: ای اصبغ، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نیز همین گونه یکی از انگشتان دست مرا گرفت، سپس فرمود: هان، ای اباالحسن، من و تو پدران این امتیم هر که ما را ناخشنود کند لعنت خدا بر او باد. هان که من و تو مولای این امتیم هر که از اجرت ما بکاهد و مزد ما را ندهد لعنت خدا بر او باد. آن گاه خود آمین گفت و من هم آمین گفتم.

اصبغ گوید: سپس امام بیهوش شد،باز به هوش آمد و فرمود: ای اصبغ آیا هنوز نشسته ای؟ گفتم: آری مولای من. فرمود: آیا حدیث دیگری بر تو بیفزایم؟

گفتم: آری خدایت از مزیدات خیر بیفزاید. فرمود: ای اصبغ! رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در یکی از کوچه های مدینه مرا اندهناک دید و آثار اندوه در چهره ام نمایان بود. فرمود: ای اباالحسن! تو را اندوهناک می بینم؟ آیا تو را حدیثی نگویم که پس از آن هرکز اندوهناک نشوی؟ گفتم: آری، فرمود: چون روز قیامت شود خداوند منبری بر پا دارد برتر از منابر پیامبران و شهیدان، سپس خداوند مرا امر کند که بر آن بالا روم، آن گاه تو را امر کند که تا یک پله پایین تر ازمن بالا روی، سپس دو فرشته را امر کند که یک پله پایین تر از تو بنشیند و چون بر منبر جای گیریم احدی از گذشتگان و آیندگان نماند جز آنکه حاضر شود. آن گاه فرشته ای که یک پله پایین تر از تو نشسته ندا کند: ای گروه مردم؛ بدانید: هر که مرا می شناسد که می شناسد و هر که مرا نمی شناسد خود را به او معرفی می کنم، من رضوان دربان بهشتم، بدانید که خداوند به من و کرم و فضل و جلال خود مرا فرموده که کلیدهای بهشت را به محمد بسپارم و محمد مرا فرموده که آنها را به علی بن ابی طالب بسپارم، پس گواه باشید که آنها را بدو سپرده ام.

سپس فرشته دیگر که یک پله پایین تر از فرشته اولی نشسته بر می خیزد و به گونه ای که همه اهل محشر بشنوند ندا کند: ای گروه مردم، هر که مرا می شناسد که می شناسد و هر که مرا نمی شناسد خود را به او معرفی می کنم، من مالک دربان دوزخم، بدانید که خداوند به من و فضل و کرم و جلال خود مرا فرموده که کلیدهای دوزخ را به محمد بسپارم و محمد مرا امر فرموده که آنها را به علی بن ابی طالب بسپارم، پس گواه باشید که آنها را بدو سپردم. پس من کلیدهای بهشت و دوزخ را می گیرم. آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من فرمود: ای علی، تو به دامان من می آویزی و خاندانت به دامان تو و شیعیانت به دامان خاندان تو می آویزند. من (از شادی) دست زدم و گفتم: ای رسول خدا، همه به بهشت می رویم؟ فرمود: آری به پروردگار کعبه سوگند.

اصبغ گوید: من جز این دو حدیث از مولایم نشنیدم که حضرتش چشم از جهان پوشید درود خدا بر او باد.[7]

 


 

[1] . مثله کردن: بریدن انگشت و بینی و گوش و دیگر اعضای کسی.

[2] . نهج البلاغه، نامه ۴۷.

[3] . اقتباس از آیه ۲۲ سوره نور.

[4] . اقتباس از آیه ۱۹۸ سوره آل عمران.

[5] . نهج البلاغه، نامه ۲۳.

[6] . تاریخ الخمیس، باب هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم.

[7] . روضه ۲۲ و ۲۳. امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام ص954.

اشتراک گذاری


مطالب مرتبط

مرثیه شهادت امام جواد (ع)

دل افســــرده ام با غــم قــــرين اســــت كه در فكر جواد العارفيـــــن اســــــت

شهید مطهری مردی برای همیشه

در سی امین سالگرد شهادت آیت اللّه استاد شهید مرتضی مطهری و روز معلم، ضمن دیدار از خانه موزه استاد مطهری، خدمت همسر مکرمه ایشان رسیدیم و گفتگویی با این بانوی فاضله داشتیم، در بخش های مختلف این نوشتار نیز به یاد استاد شهید، از قلم زیبا و توانای این اندیشمند متفکر جهان اسلام بهره گرفته ایم و امیدواریم تلاش ما، هدیه ای هر چند اندک، بر روح بلند این عالم دلسوز بشریت باشد.

سامرا در سوگ (شهادت امام هادی علیه السلام)

درسوم رجب آن سال، غشهدتمی سنگین و جانکاه بر دل سامراء افتاده بود. آسمان و زمین می گریستند. دقیقه ها و ثانیه ها نای حرکت نداشتند. آثار سم لحظه به لحظه در وجود مبارکش ظاهر می شد و عروج ملکوتی آن حضرت را خبر می داد. امام نور و هدایت، تنها و غریبانه به دست بدترین مردمان جان می داد. آه از ستم ظالمان! آه از مظلومیت و غریبی ات که غربت بقیع وتوس را یادآوری می کرد. تنها دست های مهربان فرزندت ـ امام حسن عسکری ـ همدمت بود و یاریگرت، سلام بر لحظه عروجت به سوی نور و رحمت! سلام بر اندیشه های الهی و نابت که هدایتگر گم کردگان راه بود و سلام بر شهادتت که داغی سنگین و همیشگی بر دل مؤمنان نهاد.

نمی از یمی

در روز چهار شعبان، 38 سال پس از هجرت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرزندی پاک از سلاله فاطمه زهرا علیها السلام در مدینة النبی به دنیا آمد و چشم شیعیان را روشن نمود . نام او «علی » بود که بعدها به «زین العابدین » و «سجاد» مشهور گشت .

نمی از دریای جود و کرم امام مجتبی علیه السلام

سخاوت از جمله صفاتی است که هر کسی نمی تواند به آن متخلق شود. چرا که دل کندن از مال دنیا سخت و دشوار است؛ و تنها کسانی می توانند از مال دنیا بگذرند که به دنیا دلبستگی نداشته باشند.

اربعین حسینی مشعل فروزان

در روایات متعددی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و امام صادق علیه السلام نقل شده است: خداوند در مقابل شهادتش امام حسین علیه السلام امامت را در نسلش قرار داد و شفا را در تربتش و دعای در کنار قبر حضرتش را مستجاب قرار داد....

اربعين حسيني احياي بينش ديني

‌گرچه جامعه ما همواره با مكتب ارزشمند سالار شهيدان آشناست و در طول سال در هر زمان و مكاني بر اساس شعار ارزشمند «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» قرابت فكري و روحي را با حضرت اباعبدالله(ع) احساس مي كند، اما

در وصف ذات، صحبت ما..

زیرا که در صفات خدا «احتیاج» نیست باید به بال رفت و درآورد گیوه را

حضرت زهرا(س) و ماجرای سقط حضرت محسن

از سؤالات اساسی در ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی(ع) و اهانت به آنبزرگوار این است که: آیا (چنان که شیعیان می‏گویند) به ساحت حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام نیز جسارت کردند؟ و بر آن حضرت صدماتی وارد شد که منجر به شهادت او وفرزندش گردید یا خیر؟

شهادت امام حسن عسکری علیه السلام

امام حسن عسكری علیه السلام قریب به 6 سال امامت مسلمین را عهده‌ دار بودند و در طول این مدت نسبت به هدایت مردم و حفظ جان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف زحمات زیادی را متحمل شدند. ایشان در این دوران به صورت پنهانی و با اجرای اصل «تقیه»، با سیستم سازمان وكالت امور شیعیان را دنبال می‌فرمودند.

قلب شکسته

افسوس که آئینه نصیبش سنگ است

درست پشت همین در ...

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی پیامبری باز کرده بود که هر صبح پیش از مسجد می‌ آمد که بگوید «پدرت فدایت دخترم!».

حیدر میان حجاب

آنان که مشق اشک مرتب نوشته اند با خط عشق این همه مطلب نوشته اند

امام کاظم علیه السلام و هدایت در سایه ی خفقان

اوج قدرت تاکتیکی و شکل مبارزه با کفر و طاغوت را می توان در زندگی موسی بن جعفر علیهماالسلام مشاهده کرد. می توان گفت یکی از قدرتمندترین حکومت ها، در زمان ایشان بود که آن زمان به دست خلفای بنی العباس بود.

اسرار ولادت و شهادت امام علی (ع)

كمك و یاری خداوند به مومنان مخلص و صادق و دفاع از آنان به ویژه در شرایط سخت و لحظه های نفس گیر تقابل با دشمنان خدا، وعده تخلف ناپذیر الهی است.

شخصیت علمی امام جعفر صادق علیه السلام

عالم آل محمد صلّی الله علیه وآله آنچه به دوره امامت حضرت امام صادق(علیه السلام) ویژگی خاصی بخشیده، استفاده ازعلم بی کران امامت، تربیت دانش طلبان و بنیان گذاری فکری و علمی مذهب تشیع است.

شیعه جعفری کیست؟

گذشت زمان و فاصله افتادن بین شیعیان و زمان حضور معصومان از یک سو، تهاجم فرهنگهای مختلف به جامعه تشیّع از سوی دیگر...

دست به دامان باب المراد در طوفان سهمگین شبهات

یکی از القاب نهمین امام شیعه «باب المراد» است. وجودی که دری از درهای رحمت خدا بوده و نیازمندان و درماندگان خود را به این باب می رسانند تا از وجود و کرَم ایشان بهره برند و دردهای خود را التیام بخشند.

شعر شهادت امام جواد علیه السلام

یكی بود یكی نبود،زیر گنبد كبود روی بوم خونه ای،یه بدن افتاده بود

شهادت امام حسن مجتبی (ع)

از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد و آن طشت را ز خون جگر باغ لاله کرد

علاجی برای یک بیماری از امام عسکری (علیه السلام)

اَلسَّلامُ عَلیْکَ یا وَلیَّ النِّعَم؛ السلام علیکَ یا هادیَ الْاُمَمْ؛ السلام عَلیک یا سَفینَةُ الْحِلْم؛ السلام علیک یا اَبَا الاِمامِ الْمُنْتَظَر"

شعر شهادت امام حسن عسگری (علیه السلام)

از ما زمینیان به شما آسمان سلام مولای دلشکسته امام زمان سلام

مهمان ناخوانده شبِ عروسی

ائمه علیهم السلام ایشان را به عنوان الگوی خود قرار داده اند همانگونه که در روایتی از امام عسكرى علیه السلام است که فرمودند: «نَحْنُ حُجَجُ اللّه ِ عَلى خَلْقِهِ وَ فاطمةُ حُجةٌ عَلیَنا» ما حجّت ها و برگزیدگان خدا بر آفریدگانش مى باشیم، و فاطمه، حجّت راستین و پُرشكوه خدا بر ما مى باشد.

از دنیای شما سه چیز محبوب من است

ائمه علیهم السلام ایشان را به عنوان الگوی خود قرار داده اند همانگونه که در روایتی از امام عسكرى علیه السلام است که فرمودند: «نَحْنُ حُجَجُ اللّه ِ عَلى خَلْقِهِ وَ فاطمةُ حُجةٌ عَلیَنا» ما حجّت ها و برگزیدگان خدا بر آفریدگانش مى باشیم، و فاطمه، حجّت راستین و پُرشكوه خدا بر ما مى باشد.

شهيد و شهادت

شهادت مرگي است، انتخاب شده، مرگي كه انسان به سوي آن مي‌رود نه آنكه به سوي انسان بيايد و اهميت و ارزش شهيد و شهادت نيز از همين جا سرچشمه مي‌گيرد.

آن شب قدر

به خدا، خون خدا در شریان داشت علی

شهید بهشتی، اسطوره ایثار و مقاومت

در هر عصر و نسلی، پرتو مشعشع ستارگانی از تبار خورشیدیان، هدایتگر گمرهانی می شود و قلم شیوا و زبان مرهم گونه شان، غبار جهل و غفلت را از چهره آنان می زداید

استراتژی زیبا در قالب دانشگاه

با معرفت عامیانه و معرفت علمی معمولی، نمی توان از مرحله معرفت شهودی و فناء فی الله، سخن گفت.کسی که راه را نرفته و راه را نمی شناسد، چگونه می تواند از شناخت و معرفت فردی سخن بگوید که راه را شناخت و پشت سر گذاشت وبرای دستگیری دیگران به جامعه انسانی برگشت؟

خانه خلیل

مردی غروب کرد وقتی افق شکست خورشید دیگری جای پدر نشست

تاریخ سرخ 17 شهریور

قیام 17 شهریور و کشتار جمعی از مردم به دست مأموران ستم شاهی پهلوی به جمعه سیاه و خونین معروف شد. این قیام در سال 1357 در جریان انقلاب مردمی ایران به وقوع پیوست و تعداد زیادی زن و کودک به خاک و خون کشیده شدند تا درخت تنومند جمهوری اسلامی ایران با خون این عزیزان آبیاری شود و با پیروزی انقلاب، میوه دهد.

شعر تاریخ سرخ هفده شهریور

آن روز، روز جمعه خونین بود... روزی که شهر یکسره آتش شد

خطبه امام سجاد «علیه السلام»، قیام بر علیه نیرنگ ها

امام علی بن الحسین «علیه السلام» چهارمین امام شیعیان سال 37 یا 38 هجری در مدینه منوره به دنیا آمد. از جانکاه ترین حادثه زندگی امام، حادثه عاشورا بود که با تمام وجود خود آن را لمس کرد؛ هر چند که بیماری توان یاری رساندن به پدر را از او گرفته بود و خدا می خواست تا زمین از حجّتش خالی نماند.

مقام حضرت معصومه

نکته ای از زیارت دعای ابوحمزه ثمالی استفاده می کنم. حضرت به ما یاد می دهد که بگوییم «سیدی اخرج حب الدنیا من قلبی » خدای من، محبت دنیا را از قلبم بیرون بینداز. سپس بگوییم «واجمع بینی وبین المصطفی وخیرة من عترته » بین ما و برگزیده و انتخاب شده از عترت او جمع کن.

فاطمه معصومه(علیهاالسلام) و پاسخ کریمانه به محبت قمی ها !

از مهمترین عوامل گسترش و تعمیق تشیع در قم می توان به حضور امرا و حاکمان شیعی در قم، حضور برخی قبایل شیعی در منطقه، از جمله اشعریان اشاره کرد. در این میان دو قرن بعد قدوم مبارک حضرت فاطمه معصومه در تعمیق تشیع در این منطقه بسیار تأثیرگذار بوده است.

خورشید دهم، امام هادی علیه السلام

یک نفر شیعه وحشت زده خدمت امام هادی آمد و گفت: یکی از سرکردگان متوکل، نگین انگشتری نزد او آورده است که از آن انگشتری بسازم و این نگین نزد من شکست و دو نیمه شد. می دانم که او مرا می کشد. حضرت فرمودند: امید است که خداوند اصلاح کند. فردا، سرکرده متوکل کسی را فرستاد که میان زنها نزاع است، اگر می شود آن نگین را دو نصف کن و دو انگشتری بساز. او پول فراوانی گرفت و از نگین شکسته دو انگشتری ساخت. این است معنای فرمایش امام هادی(ع):«وَ مَنْ یطِعِ اللَّهَ یطَاعُ» یعنی؛ «پیوند با خدا، پیوند با اهل بیت و توسل به اهل بیت، قطعاً همه کارها را اصلاح می کند.»

... کیست این عبد صالح؟

غروبی دیگر به قادسیه رسیدیم کاروان در کاروانسرایی بزرگ و قدیمی از حرکت باز ایستاد. مسافران خسته از چارپایان فرود آمدند و بارها بر زمین نهادند. من نیز پیاده شدم و باراندکم را کنجی گذاردم. کاروانسرا پر از مسافر بود.

درس هایی آموزنده از زندگانی امام کاظم «علیه السلام»

گاه آدمی پاسخ یک بدی را با مهربانی می دهد و این پاسخ مهرورزانه او سبب تغییر رویه طرف مقابل می شود. امام کاظم «علیه السلام» را به دلیل این ویژگی به چنین لقبی خوانده اند. در مدینه مردی بود که هرگاه امام را می دید زبان به دشنام می گشود. روزی امام به همراه یاران خویش از کنار مزرعه او می گذشتند که او مثل همیشه، ناسزاگویی را آغاز کرد. یاران امام بر آشفتند و از امام خواستند تا آن مرد بد زبان را مورد تعرض قرار دهند. امام به شدّت با این کار مخالفت کرد و آنان را از انجام چنین کاری بازداشت. روز دیگری امام به سراغ مرد رفت تا او را در مزرعه اش ملاقات کند، ولی مرد عرب از کار زشت خود دست بر نداشت و به محض دیدن امام، ناسزا گفت.

روح همیشه جاری(شهادت استاد مطهری رحمه الله )

ای روح مطهر! اکنون در این زمان سراسر نیاز، کویر تشنه عطشناک اندیشه های جستجوگر نسل ما، بیش از همیشه انتظار تو را می کشد و در عصر هجوم «بودن»های کاذب و وجودهای مصنوعی، «نبود» تو را غمگنانه می سراید و بر بام دلش، آوای اندوه سر می دهد.

روشنترین ستاره شب زنده دارها

روشنترین ستاره شب زنده دارها علی مظلوم تاریخ است و مفهوم شکیبایی

نیکی به پدر و مادر

«وقضی ربّک الاّ تعبدوا الاّ ایاه و بالوالدین احساناً اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما افّ و لا تنهرهما و قل لهما قولاً کریماً؛ پروردگارت مقرر داشت که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. اگر یکی از آن دو یا هر دو نزد تو به پیری رسیدند، به آنان «وای» مگو و آنان را مران و با آنان [لطیف و سنجیده و] بزرگوارانه سخن بگو».

بازگشت امام خمینی به ایران

مسئله بازگشت امام خمینی به ایران، از ابتدای اقامت او در پاریس مورد بحث محافل سیاسی و مطبوعات بود، ولی پس از رفتن شاه این سئوال در بیشتر مصاحبه ها عنوان می شد، و پاسخ امام به همه مصاحبه کنندگان این بود: «در اولین فرصت » .

اولین و آخرین مولود کعبه

سیزده رجب، روزی از بهترین و مبارک ترین روزهای سال، روز با سعادت مَظهر حق تعالی و مُظهر حق و عدالت در جهان، جامع جمیع کمالات انسانی و الهی، یگانه روزگار و دوران، علی علیه السّلام.در این روز فرخنده (شب جمعه سیزده رجب، سی سال پس از عام الفیل) کعبه، خانه مقدّس خداوند برای اوّلین و آخرین بار، میزبان مولودی سعید و ارجمند بود، مولودی که مادر دهر هم چون او نزاییده و دیدگان بشر، مانندش را ندیده است.

راز ولادت علی علیه السلام در درون کعبه

در سیزدهم رجب سال 30 عام الفیل، حادثه بس عجیبی رخ داد که هرگز در تاریخ بشریت سابقه نداشته و بعد از آن نیز تکرار نشده است، و آن حادثه، به دنیا آمدن نوزادی است در درون خانه کعبه که به نام علی علیه السلام اسم گذاری شد.

آخرین توصیه ها

امیر المؤمنین(ع) که باب مدینه العلم و سرچشمه فضایل و مناقب و نمونه کامل پیغمبر گرامی اسلام است در آن لحظات آخر عمر هم در تلاش برای تبیین و نشر حقایق اسلام بود.

رنج های فاطمه علیها السلام از زبان علی علیه السلام

فاطمه و علی علیهما السلام دو یار همراه و دو ستاره آسمانی اند که برای نشان دادن راه آسمان چند روزی به زمین آمدند و سپس به آسمان بازگشتند .

روشنترین ستاره شب زنده دارها

روشنترین ستاره شب زنده دارها علی مظلوم تاریخ است و مفهوم شکیبایی

بچه ها را برای ماه مهر تقویت کنید

بوی مهر و درس و مدرسه می آید. باید ریتم زندگی را تغییر داد و برای فصلی جدید آماده شد. بچه ها و بخصوص سال اولی ها نیاز به کمک شما دارند تا بتوانند خود را با این تغییرات وقف دهند.

پرسش ها ساده برای پرسیدن حال خود

پیشرفت شخصی نیازمند آگاهی و جهت یابی است. اگر فردی درست بودن مسیر پیش روی خود را ارزیابی نکند، ممکن است سال های سال به تلاش در جهتی نادرست بپردازد و در نهایت چیزی جز ناکامی به دست نیاورد.

آخرین توصیه ها

امیر المؤمنین(ع) که باب مدینه العلم و سرچشمه فضایل و مناقب و نمونه کامل پیغمبر گرامی اسلام است در آن لحظات آخر عمر هم در تلاش برای تبیین و نشر حقایق اسلام بود.