ایمان حضرت ابوطالب رحمت الله

برچسپ ها: حضرت ، ایمان ، ابوطالب ، مومن

Print Friendly and PDF


الاصبغ بن نباته قال: سمعت أمير المؤمنين صلوات الله عليه يقول: والله ما عبد أبي ولاجدي عبدالمطلب ولاهاشم ولا عبد مناف صنما قط، قيل له: فما کانوا يعبدون؟ قال: کانوا يصلون إلي البيت علي دين إبراهيم عليه السلام متمسکين به. (1)کما ل الدين ج1 ص174-175 باب 12 –ح32


اصبغ بن نباته مي گويد: أميرالمؤمنين (ع) فرمودند: «بخدا قسم هرگز پدرم و جدم عبدالمطلب و هاشم و عبد مناف عبادت بت نکرده اند.» گفتند: «پس چه را عبادت مي کردند؟ فرمودند: به سوي کعبه نماز مي خواندند و بر دين ابراهيم و به آن متمسک بودند.


در برخي از کتب اهل تسنن (2) جملاتي در مورد حضرت ابوطالب ديده مي شود که حکايت از کم لطفي يا کينه نويسندگان آن کتاب ها نسبت به شخصيت حضرت ابو طالب عليه السلام دارد. جاي شک نيست که اگر يک دهم گواه هايي که بر ايمان و اسلام ابوطالب آمده است، درباره هر فرد ديگري آمده بود، همگي بالاتفاق اسلام و ايمان او را تصديق مي کردند؛ ولي چگونه است که با وجود ده ها شاهد محکم بر ايمان او، باز گروهي وي را تکفير کرده اند و حکم به کفر و عذاب او نموده اند و گفته اند که برخي از آيات که درباره عذاب است، در حق ابوطالب نازل گرديده است؟!


به راحتي مي توان فهميد که هدف از طرح اين مسأله، جز طعن فرزندان ابوطالب، به ويژه اميرمؤمنان علي عليه السلام چيز ديگري نيست. برخي از نويسندگان اهل تسنن براي اين که بهتر بتوانند ابوطالب را تکفير کنند، دامنه بحث را به پدران پيامبر صلي الله عليه و آله کشانيده اند و پدر و مادر آن حضرت را نيز غير مؤمن قلمداد نموده اند.(3)


مسلم است که در موضوع نسب و نژاد، بعد از شخص خاتم الانبياء صلي الله عليه و آله کسي به شرافت علي عليه السلام نمي رسد. به قدري نسبت و نژاد آن حضرت پاک و درخشان است که برخي از متعصبين، مانند: علاءالدين قوشچي، جاحظ و سعدالدين تفتازاني گفته اند: ما از کلمات علي عليه السلام که فرموده است: «نحن اهل البيت لايقاس بنا احد»؛ ما اهل بيت رسول اللّه هستيم که احدي را نتوان به ما قياس کرد، حيرانيم.

احمدبن محمدکرزي بغدادي مي گويد: از عبداللّه بن احمد بن حنبل شنيدم که گفت:«وقتي در مورد فضيلت صحابه از پدرم، احمدبن حنبل سؤال کردم، گفت: ابوبکر، عمر و عثمان.

گفتم: پس جايگاه علي ابن ابي طالب عليه السلام کجاست؟

پدرم گفت: «هو من اهل البيت لايقاس به هؤلاء»؛

علي عليه السلام ازاهل بيت پيامبر است وصحابه را نبايد با او قياس کرد.


امام احمدبن حنبل در کتاب مسند خود، ميرسيدعلي همداني شافعي در کتاب مودة القربي ابن مغازلي شافعي در مناقب و محمدبن طلحه شافعي در کتاب مطالب السؤل نقل کرده اند که:

پيامبراکرم صلي الله عليه و آله فرمود: من و علي نوري بوديم در اختيار قدرت خداي تعالي، چهارده هزار سال قبل از خلقت آدم. پس چون خداوند آدم را خلق نمود، ما را که نور بوديم، در صلب آدم قرار داد و ما در صلب آدم پيوسته باهم بوديم، تا در صلب عبدالمطلب از هم جدا شديم. پس در من، نبوت و در علي، خلافت را ظاهر ساخت. (4)

اين حديث را بسياري از علماي اهل تسنن از جمله خوارزمي در فصل چهارم مناقب. ـ ابن جوزي در تذکره، ابن صباغ مالکي در فصول المهمة، گنجي شافعي در کفاية الطالب، ابن ابي الحديد در جلد دوم شرح نهج البلاغه، شيخ سليمان بلخي حنفي در ينابيع المودة، حمويني درکتاب فرائدالسّمطين.نقل کرده اند .

از طرف ديگر، طبق آنچه که از کتب تاريخي و انساب استخراج مي شود، نياکان حضرت علي عليه السلام برخلاف ديگران، همگي تا آدم ابوالبشر عليه السلام موحد و خدا پرست بودند و در صلب و رحم ناپاکي قرار نگرفتند.طرز تفکر و عقيده هرشخصي راازچند راه مي توان به دست آورد:

1 ـ بررسي آثار علمي و ادبي که از او مانده است.

2 ـ طرز رفتار و کردار او در ميان جامعه.

3 ـ عقيده دوستان و نزديکان او.(5)

عقيده و ايمان ابوطالب را از سه راه ياد شده مي توان اثبات کرد.


راه اول؛ بررسي آثار علمي

اشعار و سروده هاي ابوطالب کاملاً بر ايمان و اخلاص او گواهي مي دهد. اشعار ابوطالب گنجينه اي علمي و ادبي است که داراي مضامين عالي توحيدي مي باشد. براي نمونه به چند بيت آن اشاره مي شود:

1 ـ وقتي علي عليه السلام خبر مرگ ابوطالب را به پيامبر صلي الله عليه و آله داد، وي سخت گريست و به علي عليه السلام دستور غسل و کفن و دفن داد و از خداوند براي او طلب مغفرت نمود.

نبيّ کموسي والمسيح بن مريم ليعلم خيارالناس انّ محمداً

فکل بأمراللّه يهدي و يعصم.(6) اتانابهدي مثل ما اتيابه

اشخاص شريف و فهميده بدانند که محمد صلي الله عليه و آله بسان موسي و مسيح، پيامبر است. او هدايت را براي ما به ارمغان آورد، همان گونه که مسيح و موسي و تمام پيامبران به فرمان خدا مردم را راهنمايي و از گناه باز مي دارند.

امانيکم هذي کاحلام نائم تمنيتم ان تقتلوه و انما

و من قال لايقرع بها من نادم نبيّ اتاه الوحي من عند ربّه

اي سران قريش! تصور کرده ايد که مي توانيد بر او دست يابيد، در صورتي که آرزويي را که در سر مي پرورانيد، کم تر از خواب هاي آشفته نيست. او پيامبر است و از ناحيه خداوند بر او وحي نازل مي شود و کسي که جواب منفي بدهد، انگشت پشيماني به دندان خواهد گرفت.

رسولاً کموسي خطّ في اوّل الکتب الم تعلموا انّا وجدنا محمداً

و لاحيف فيمن خصّه اللّه بالحبّ و انّ عليه في العباد محبّة

اي قريش! آيا نمي دانيد که ما او را مانند موسي، پيامبر مي دانيم و نام و نشان او در کتاب هاي آسماني قيد گرديده است. و بندگان خدا محبت مخصوص به وي دارند و نبايد درباره کسي که خدا محبت او را در دل ها به وديعت گذارده است، تأسف خورد.

حتي اوسد في التراب دفينا واللّه لن يضلوا اليک بجمعهم

وابشربذاک وقر منک عيونا فاصدع بامرک ماعليک غضاضة

ولقد دعوت و کنت ثم امينا ودعوتني و علمت انّک ناصحي

من خير اديان البرية دينا و لقد علمت انّ دين محمد صلي الله عليه و آله

اي برادر زاده ام هرگز قريش به تو دست نخواهند يافت و تا آن روزي که لحد را بستر کنم و در ميان خاک بخوابم، دست از ياري تو برنخواهم داشت.

آنچه را مأموري، آشکار کن و از هيچ چيز مترس و بشارت ده و چشماني را روشن ساز. مرا به آئين خود خواندي و مي دانم تو پند دهنده من هستي و در دعوت خود امين و درستکاري. حقا که کيش محمد صلي الله عليه و آله از بهترين آيين هاست!(6)

از اشعار معروف ابوطالب که دلالت بر ايمان او دارد، قصيده هاي «لاميه» و «ميمنه» او مي باشد:

واحببته حبّ الحبيب المواصل لعمري لقد کلّفت وجداً باحمد

ودافعت عنه بالذري والکواهل وجدت بنفسي دونه فحميته

واظهر ديناً حقاً غير باطل(8) وايّده ربّ العباد بنصره


به جان خودم! به قدري به واسطه وجود احمد صلي الله عليه و آله در وجد و سرور غوطه ورم که وجد را به زحمت آورده ام؛ زيرا او را به قدري دوست مي دارم مانند کسي که دوست خود را به سينه گرفته باشد. جان خود را نثار او کنم و حمايت از او نمايم به اعضاي رئيسه و غير رئيسه خود. خداوند او را پاينده بدارد که جمال اهل دنيا است و نقمت دشمنان و زينت هر کوي و محفل است. پروردگار بندگان او را با توفيقات خود تأييد و ياري نمود و ظاهر و محقق کرد دين حقي را که باطل در او راه نداشت.

از ديگر اشعار او که صراحت بر ايمان ابوطالب دارد، شعري است که ابن ابي الحديد در جلد سوم شرح نهج البلاغه آورده است:

انّي علي دين النّبيّ احمد يا شاهد اللّه عليّ فاشهد

من ضلّ في الدّين فانّي مهتد

«اي گواهان! شاهد باشيد که من بر دين پيغمبر خدا احمد صلي الله عليه و آله استوارم. هرکس از آن خارج است، باشد. من به او هدايت شدم.»

هريک از اين قطعات، قسمت کوچکي از عقائد مفصل و نغز ابوطالب است که هريک به تنهايي در اثبات ايمان و اخلاص گوينده آن کافي است.

راه دوم؛ طرز رفتار و کردار او در ميان جامعه

راه دوم، نوع رفتار ابوطالب با پيامبر صلي الله عليه و آله و نحوه فداکاري ودفاع او از ساحت اقدس رسول خداست. هر کدام از آن خدمات مي تواند آيينه فکر و روشنگر روحيات او باشد، زيرا ابوطالب شخصيتي است که راضي نشد برادر زاده او دل شکسته شود و علي رغم تمام موانع و نبود امکانات، زحمت بردن او را به شام پذيرفت.

پايه اعتقاد او به فرزند برادر، تا آن حد است که او را همراه خود به مصلّي برد و خدا را به مقام او قسم داد و باران رحمت طلبيد. وي در راه حفظ رسول خدا صلي الله عليه و آله از پاي ننشست و سه سال زندگي در شکاف کوه و اعماق دره را بر رياست و سيادت مکه ترجيح داد، تا آن جا که اين وضعيت او را فرسوده ساخت و باعث رحلت او گرديد.

ايمان او به رسول خدا صلي الله عليه و آله به قدري محکم بود که راضي شد تمام فرزندانش کشته شوند، ولي پيامبر صلي الله عليه و آله زنده بماند.

ابوطالب شب ها علي را در رختخواب پيامبر صلي الله عليه و آله مي خوابانيد تا اگر سوء قصيدي درکار باشد، به پيامبر صلي الله عليه و آله اصابت نکند. او حاضر شد تمام سران قريش به عنوان انتقام کشته شوند و طبعاً تمام قبيله بني هاشم نيز کشته مي شد.(9)

موضع ابوطالب در آغاز بعثت

روزي که پيامبر صلي الله عليه و آله تمام خويشاوندان خود را جمع کرد و آيين اسلام را بر آنان عرضه نمود، ابوطالب به او گفت: «برادر زاده ام! قيام کن! تو والامقامي! حزب تو گرامي ترين حزب هاست! تو فرزند مرد بزرگي هستي! هرگاه زباني تو را آزار دهد، زبان هاي تيزي به دفاع تو برمي خيزد. به خدا سوگند! اعراب مانند خضوع بچه حيوان نسبت به مادرش در پيشگاه تو خاضع خواهند شد.»(10)

راه سوم؛ عقيده دوستان و نزديکان

از آن جا که اهل خانه بهتر مي دانند که درخانه چيست و چه مي گذرد، ايمان ابوطالب را بايد از زبان اهل بيت عليهم السلام شنيد:

.ـ يا عم ربّيت صغيرا و کفّلت يتيما و نصرت کبيرا فجزاک الله عني خيرا.(11) (ابوطالب مظلوم تاريخ، ص 1.)

اي عمو در کوچکي مرا تربيت نمودي و در يتيمي مرا کفالت کردي و در بزرگي ام مرا ياري نمودي پس خداوند بهترين پاداشها رابه تو عنايت کند.

و همچنين فرمودند: 2 ـ من در قيامت شفيع پدر، مادر و عمويم ابوطالب هستم.(12)(الصبوح من السيرة، ج 1، ص 134 تا 142. )

1 ـ وقتي علي عليه السلام خبر مرگ ابوطالب را به پيامبر صلي الله عليه و آله داد، وي سخت گريست و به علي عليه السلام دستور غسل و کفن و دفن داد و از خداوند براي او طلب مغفرت نمود.

امام علي(ع):

3 ـ والذي بعث محمدا بالحق نبيا لو شفع ابي في کل مذنب علي وجه الارض لشفّعه الله. (13( الحجة، ص 24).

قسم به کسي که محمد را به حق به پيامبري برگزيد اگر پدرم در حق تمام گناهکاران روي زمين شفاعت کند، خداوند مي پذيرد.

5 ـ اگر ايمان ابوطالب را در يک کفه ترازو و ايمان اين مردم را در کفه ديگر قرار دهند ايمان ابوطالب فزوني خواهد داشت.(14)

( الغدير، ج 7، ص 380؛ نهج البلاغه، ج 14، ص 68.)

2 ـ در محضر امام سجاد عليه السلام از ايمان ابوطالب سخن به ميان آمد. آن حضرت فرمود: در شگفتم که چرا مردم در اخلاص او ترديد دارند، در صورتي که هيچ زن مسلماني نبايست بعد از اسلام آوردن در حباله شوهر کافر خود بماند و فاطمه بنت اسد که از سابقين در اسلام است، تا هنگام مرگ ابوطالب در نکاح او بود.»

3 ـ امام باقر عليه السلام فرمود: «ايمان ابوطالب بر ايمان بسياري از مردم ترجيح دارد و اميرمؤمنان دستور مي داد از طرف وي حج به جا آورند. (15)

4 ـ امام صادق عليه السلام فرمود:

ان اصحاب الکهف اسروا الايمان و اظهروا الکفر فاتاهم الله اجرهم مرتين و ان اباطالب اسروا الايمان واظهر الشرک فاتاه الله اجره مرتين.


«حضرت ابوطالب بسان اصحاب کهف است که در دل ايمان داشتند و تظاهر به شرک مي نمودند. از اين جهت دوبار مأجور خواهند بود.»(16) شرح نهج البلاغه، ج 14، ص 70؛ الحجة، ص 17 و 15؛ اصول کافي، ص 244.

5 ـ حضرت عبدالعظيم حسني در نامه اي از محضر امام رضا عليه السلام در مورد ايمان ابوطالب سؤال نمود. امام رضا عليه السلام در جواب فرمود:

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم. اگر در ايمان ابوطالب شک کني، سرنوشت تو آتش جهنّم است.»(16)

6 ـ عن ابي عبداللّه الصادق عليه السلام قال: نزل جبرئيل عليه السلام علي النبي صلي الله عليه و آله فقال: يا محمد! انّ ربّک يقرئک السلام و يقول: انّي قد حرّمت النّار علي صلب اَنزلک و بطن حملک و حجرکفلک فالصلب صلب ابيک ابيه عبداللّه بن عبدالمطلب و البطن الذي حملک آمنة بنت وهب و اما حجر کفلک فحجر ابي طالب. (18)

امام صادق عليه السلام فرمود: جبرئيل بر پيامبر نازل شد و گفت: اي محمد! خداوند به تو سلام مي رساند و مي فرمايد: «من حرام کردم آتش را بر صلبي که تو را حمل کرد و شکمي که تورا پروراند و دامني که تو را متکّفل شد؛ پس صلب يعني پدرت عبداللّه و شکم يعني مادرت آمنه و دامن يعني عمويت ابوطالب.» (19)

ابوطالب در واپسين لحظات - وصيت ابوطالب هنگام مرگ


ابوطالب هنگام مرگ به فرزندانش چنين گفت:

من محمد را به شما توصيه مي کنم؛ زيرا او امين قريش و راستگوي عرب و حائز تمام کمالات است. آييني آورده است که دل ها بدان ايمان دارند، اما زبان ها از ترس شماتت به انکار آن برخاسته است. من مي بينم که افتادگان و ضعيفان عرب به حمايت او برخاسته، به او ايمان آورده اند و محمد به کمک آن ها برشکستن صفوف قريش قيام نموده است.


اي خويشاوندان من! از دوستان و حاميان حزب او (اسلام) باشيد. هرکس او را پيروي کند، سعادتمند مي گردد و اگر اجل مرا مهلت مي داد، من حوادث و مکاره روزگار را از او دفع مي نمودم.(20)

ابوطالب در واپسين لحظه هاي عمر خود نيز دست از ياري پيامبر اکرم برنداشت. بزرگان خانواده را مخاطب ساخته چنين گفت:

چهار تن را به ياري پيامبر سفارش مي کنم فرزندم علي و بزرگ قبيله عباس و شير خدا حمزه که هماره از پيامبر حمايت کرده و فرزندم جعفر تا او را ياور باشيد و شما که عزيزان من به فدايتان باد هميشه براي رسول خدا در برابر دشمنان چون سپرها محافظ باشيد.(21) ـ متشابهات القرآن از ابن شهرآشوب در تفسير سوره حج ذيل آيه ولينصرون مي باشد.

علامه اميني آخرين سخنان او را چنين بازگو مي کند:


يا معشر بني هاشم اطيعوا محمدا و صدّقوه تفلحوا و ترشدوا(22)

اي جماعت بني هاشم محمد را اطاعت و تصديق کنيد رستگار و هدايت مي شويد.

و نيز گفت: محمد امين قريش است، راستگوي عرب است، داراي همه کمالات است، دلها به او ايمان دارد ولي زبانها از ترس به افکار برخاسته اند. من مي بينم که در آينده مستضعفان را خواهد شکست. و بزرگان آن را خوار و خانه هايشان را خراب و بي پناهان را نيرومند خواهد کرد. و در آخر گفت: به او مهر ورزيد و از حمايت کنندگان حزب محمد باشيد.(23) ابوطالب بعد از چهل و چند سال تلاش در بستر مرگ افتاد و با هشتاد و اندي سال درگذشت.(24) طبري، ج 2، ص 277.

او را در سال 10 بعثت در کنار قبر پدرش عبدالمطلب در قبرستان حجون به خاک سپردند.

مزار او در سال 1325 ق همراه گنبد عبدالمطلب تجديد بنا شد. (25)

نکته قابل توجه اين است که بحث مربوط به ايمان ابو طالب وتشکيک در اسلام آن بزرگوار از ابتدا

جريان داشته است و بد خواهان همواره در مقام اين بوده اند که او را بي ايمان ونا مسلمان معرفي نمايند و حتي اين امر را منافقان در محضر امير المو منين علي عليه السلام نيز اظهار داشته اند و حضرت بدان جواب داده اند در روايتي از امام صادق آمده است:

عن الصادق عن آبائه عليهم السلام ان امير المؤمنين کان ذات يوم جالسا في الرحبة، والناس حوله مجتمعون، فقام اليه رجل فقال: ياامير المؤمنين انت بالمکان الذي أنزلک الله به وأبوک معذب في النار؟ فقال له علي بن أبي طالب: مه فض الله فاک، والذي بعث محمدا بالحق نبيا لو شفع أبي في کل مذنب علي وجه الارض لشفعه الله فيهم، أبي معذب في النار وابنه قسيم الجنة والنار؟ ! والذي بعث محمدا بالحق نبيا ان نور أبي يوم القيامة ليطفئ أنوار الخلايق کلهم الا خمسة أنوار: نور محمد صلي الله عليه واله، ونوري، ونور الحسن، ونور الحسين، ونور تسعة من ولد الحسين، فان نوره من نورنا خلقه الله تعالي قبل ان يخلق آدم عليه السلام بالفي عام

امام صادق از پدر گراميشان نقل کرد که روزي امير المومنين در فضاي مسجد نشسته بود ومردم گرد او جمع بودند که مردي برخاسته و گفت : اي امير المو منين چگونه است که شما در مکاني هستي که خداوند شما را در آن مکان قرار داده ، در حاليکه پدرت به آتش دوزخ در غذاب است؟

حضرت فرمود: خدا زبانت را ببرد ! به خدايي که محمد را به پيامبري مبعوث فرمود، اگر پدرم تمام گناهکاران زمين را شفاعت کند خداوند آن را بپذيرد، مگر مي شود پدرم در آتش عذاب باشد و پسرش تقسم کنند بهشت وجهنم باشد؟قسم به آنکه محمد را به پيامبري مبعوث فرمود بي شک نور پدرم در روز قيامت همه انوار خلائق جز نور پنج نور: نور محمد ، نور من ونور حسن ونور حسين و نور نه فرزند از اولاد حسين را خاموش وبي اثر مي کند، زيرا نور او از نور ماست و خداوند آن را دوهزار سال قبل از خلق آدم آفريده است.(26)


سخن آخر اينکه:

ابن ابي الحديد در ضمن اشعاري مي گويد: اگر ابوطالب و پسرش نبودند، از دين اثري نبود که اينچنين استوار شود. ابوطالب در مکه از پيامبر (ص) حمايت کرد و پسرش در مدينه بي دريغ از پيامبر (ص) حمايت و دفاع مي نمود.


پاورقيها:

1- کما ل الدين ج1 ص174-175 باب 12 –ح32

2- از جمله اين کتابها ، فصوص الحکم ماحي الدين ابن عربي عارف نماي منحرف اهل سنت است که ابوطالب پدر امير المومنين را کافر مي داند.

3- الغدير، ج 7، ص 330.

4 ـ مودة القربي، (المودة الثانيه.)

5 ـ الغدير، ج 7، ص 331.

6 و 7 ـ فروغ ابديت، ج 1، ص 300.

8 ـ شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ص 316

9 ـ بايد گفت در اين موقعيت از تاريخ اسلام معاويه وپدرش در کجا بودند .

سيره حلبي، ج 1، ص 389.

10 ـ فروغ ابديت، ج 1، ص 303.

11-ابوطالب مظلوم تاريخ، ص 1.)

12- الصبوح من السيرة، ج 1، ص 134 تا 142.

13- الحجة، ص 24.

14- الغدير، ج 7، ص 380؛ نهج البلاغه، ج 14، ص 68.)

15- الغدير، ج 7، ص 390

16- شرح نهج البلاغه، ج 14، ص 70؛ الحجة، ص 17 و 15؛ اصول کافي، ص 244.

17 ـ - الغدير، ج 7، ص 395.

18 ـ - الغدير، ج 7، ص 392.

19- دلايلي بر ايمان ابو طالب – شمس الله صفر لکي با مقداري تلخيص واضافه

20- سيره حلبي، ج 1، ص 389.

21 ـ متشابهات القرآن از ابن شهرآشوب در تفسير سوره حج ذيل آيه ولينصرون مي باشد.

22- الغدير، ج 7، ص 367

23- ـ همان، ص 366؛ نيز در سيره حلبي، ج 1، ص 291 رجوع کنيد.

24- طبري، ج 2، ص 277.

25- لبيب البيتوني، الرحلة الحجازيه، ص 95.

26- احتجاج شيخ طوسي ج1 ص546a



استاد مهدی دقیقی شاهرودی

اشتراک گذاری


مطالب مرتبط

وفات حضرت عبدالعظیم حسنی رحمه الله

از عوامل مؤثر در سعادت و موفقیّت انسان ها داشتن نیاکان شایسته است؛ چرا که در سایه وجود چنین بستر مناسبی است که مقدمات پرورش انسان های شایسته فراهم می گردد. حضرت عبدالعظیم علیه السلام از این موهبت و نعمت ارزشمند الهی برخوردار بودند. نَسَب وی با چهار واسطه به امام حسن مجتبی علیه السلام می رسد.

حمزه سیدالشهدا و حرم شریف آن حضرت

یکی از شخصیت های بزرگ در تاریخ اسلام، که در راه قرآن و دفاع از اسلام فداکاری و ایثار را به حد اعلی رسانید و در شرایطی که توحید در مقابل شرک و خداپرستی در مقابل بت پرستی قرار گرفته بود و پیامبر اسلام به یاران صدیق و حامیان مخلص و دلسوز نیازمند بود، به یاری‌اش شتافت، جناب حمزة بن عبدالمطلب بود که مانند امیرمؤمنان، امام علی علیه السلام در مقابل پرچم شرک، لوای توحید را برافراشت و تعهد و ایمان خویش را در صحنه‌های جنگ متجلی ساخت.

حضرت زهرا(س) و ماجرای سقط حضرت محسن

از سؤالات اساسی در ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی(ع) و اهانت به آنبزرگوار این است که: آیا (چنان که شیعیان می‏گویند) به ساحت حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام نیز جسارت کردند؟ و بر آن حضرت صدماتی وارد شد که منجر به شهادت او وفرزندش گردید یا خیر؟

طلوع زیباترین فجر

طلوع فجر روز جمعه 17 ربیع الاول سال 571 میلادى و چهل سال قبل از بعثت بود که سرزمین مكه نور باران گشت. بیاییم به وقایع نزدیک میلاد نخستین معصوم نظری بیفکنیم.

نوری به پهنه عرش

وقتی کنار اسم خودت لا گذاشتی قبلش هزار مرتبه الاّ گذاشتی

اذن دخول

بی بی جان!. .. سلام. می خواستم به زیارت حرمت آیم. می خواستم بوسه به ضریح مقدست بزنم. نمی دانستم رخصت آن را داشتم یا نه؟

حضرت عبد العظیم حسنی

فضایل حضرت عبد العظیم حسنی از زبان معصومین

اذن دخول

بی بی جان!. .. سلام. می خواستم به زیارت حرمت آیم. می خواستم بوسه به ضریح مقدست بزنم. نمی دانستم رخصت آن را داشتم یا نه؟

کرامات حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها از زبان علماء

بعد از فروپاشی شوروی و آزاد شدن جمهوری های مسلمان نشین، مردم شیعه نخجوان تقاضا کردند که عده ای از جوانان خود را به حوزه علمیه قم بفرستند تا برای تبلیغ در آن منطقه تربیت شوند.

بر آستان بانوی بهشت

دختر امام کاظم، خواهر امام رضا و عمه امام جواد علیهم السلام، حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام چراغ فروزان معنویت و عبادت در شهر پر فضیلت قم هستند. بنا بر نظر معروف در میان معاصران ولادت حضرت معصومه علیهاالسلام در سال 173 و وفات ایشان در سال 201 هجری قمری بوده است. از دیگر القاب ایشان: طاهره، حمیده، بره، رشیده، تقیه، نقیه، رضیه، مرضیه می‌باشد.[1]

درست پشت همین در ...

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی پیامبری باز کرده بود که هر صبح پیش از مسجد می‌ آمد که بگوید «پدرت فدایت دخترم!».

شعر وفات حضرت خدیجه(س) – علی صالحی

لحظاتی که نشستی بغل بستر من این قَدَر گریه نکن فاطمه جان در بر من

زندگینامه حضرت خدیجه (س)

پدر او خُوَیلد بن اسد و مادر او فاطمه دختر زائده است.

میلاد حضرت عبد العظیم حسنی سلام الله

عبدالعظیم حسنی, علیه السّلامایران، این سرزمین پرگهر بر خود می بالد که در دل خود، یادگارانی از نوادگان پیامبر اسلام صلّی الله علیه وآله وسلّم و اولاد امام علی علیه السّلام دارد که مزارشان، مرکز شیفتگان و زائران کوی ولاست.

فریبی که منکران حجت خدا خورده اند!

یازدهمین برگزیده خدا از نسل رسولش در شرایط ویژه ای زندگی کرد که باعث شد رفتارهای عجیبی از خود بروز دهد. آگاهی از آن برای دوستداران ایشان راهگشای خوبی در تحلیل وقایع جهان از آن دوران تا دوران معاصر ماست.

بانوی شفاعت

يا فاطِمَهُ اِشْفَعي لِي فِي الْجَنَهِ فَاِنَ لَكِ عِنْدَاللهِ شأناً مِنَ الشَأنِ اي فاطمه معصومه! در مورد رفتن به بهشت مرا شفاعت كن، چرا كه در پيشگاه خداوند، داراي مقام و منزلتي بس ارجمند هستي.

زینب، پرستار نهضت عاشورا

زینب, پرستار, نهضت, عاشوراپنجم جمادی الاولی روز ولادت باسعادت بانوی قهرمان کربلا،پرچم دار نهضت پس از شهادت حسین علیه السلام، حضرت زینب کبری سلام الله علیها است. این روز را روز پرستار می نامند

مهمان ناخوانده شبِ عروسی

ائمه علیهم السلام ایشان را به عنوان الگوی خود قرار داده اند همانگونه که در روایتی از امام عسكرى علیه السلام است که فرمودند: «نَحْنُ حُجَجُ اللّه ِ عَلى خَلْقِهِ وَ فاطمةُ حُجةٌ عَلیَنا» ما حجّت ها و برگزیدگان خدا بر آفریدگانش مى باشیم، و فاطمه، حجّت راستین و پُرشكوه خدا بر ما مى باشد.

از دنیای شما سه چیز محبوب من است

ائمه علیهم السلام ایشان را به عنوان الگوی خود قرار داده اند همانگونه که در روایتی از امام عسكرى علیه السلام است که فرمودند: «نَحْنُ حُجَجُ اللّه ِ عَلى خَلْقِهِ وَ فاطمةُ حُجةٌ عَلیَنا» ما حجّت ها و برگزیدگان خدا بر آفریدگانش مى باشیم، و فاطمه، حجّت راستین و پُرشكوه خدا بر ما مى باشد.

حضرت زهرا دلش از یاس بود(شعری زیبا از احمد عزیزی)

عشق من پاییز آمد مثل پار باز هم ما بازماندیم از بهار

ویژگیهای حضرت معصومه (س)

تعداد امامزادگان شایسته تعظیم و تجلیل در «دار الایمان قم »که بر فراز قبور مطهرشان گنبد و سایبان هست به چهارصد نفرمی رسد.

فاطمه معصومه(علیهاالسلام) و پاسخ کریمانه به محبت قمی ها !

از مهمترین عوامل گسترش و تعمیق تشیع در قم می توان به حضور امرا و حاکمان شیعی در قم، حضور برخی قبایل شیعی در منطقه، از جمله اشعریان اشاره کرد. در این میان دو قرن بعد قدوم مبارک حضرت فاطمه معصومه در تعمیق تشیع در این منطقه بسیار تأثیرگذار بوده است.

چهل حدیث درباره حضرت زهرا علیها السلام

«... فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرک لیلة القدر; (1) هر کس به شناخت حقیقی فاطمه علیها السلام دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است .»

فضائل و مناقب حضرت زینب علیها السلام

زینب علیها السلام دختر علی و زهرا علیهما السلام در روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجرت در مدینه منوره دیده به جهان گشود، در پنج سالگی مادر خود را از دست داد و از همان دوران طفولیت با مصیبت آشنا گردید .

زینت پدر (بررسی شخصیت و مقام حضرت زینب (علیهاالسلام))

گاهی در تاریخ، انسان های بزرگی می درخشند که مدال افتخار می گیرند و بر بلندای شکوه انسانیت می ایستند و همواره الگوی نسل های بشری هستند.

سیمای درخشان حضرت ابو طالب علیه السلام

روز 26 رجب المرجّب، سالروز ارتحال حضرت ابو طالب، آخرین حجّت در دوران فترت است. ضمن عرض تسلیت این روز، این مصیبت بزرگ را به پیشگاه آخرین حجّت الهی، حضرت مهدی موعود علیه السلام تسلیت می گوییم و در این فرصت به بررسی فرازهایی از فضایل، مناقب و عظمت آن شخصیت والای جهان اسلام می پردازیم.

حضرت ابوطالب مربی پیامبر(ص)

او کسی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره اش فرمود: «یاعم! ربّیتَ صغیراً و کفلت یتیماً و نصرت کبیراً فجزاک الّله غنّی خیراً؛[1] عموجان در کودکی تربیتم نمودی در یتیمی کفالتم فرمودی و در بزرگی یاریم کردی، خداوند پاداش خیر این همه زحمت که برایم کشیدی به تو مرحمت فرماید.»

اخلاق پیامبرگونه در روز مبعث

مبعث حضرت رسول صلی الله علیه و آله به عنوان یکی از مهمترین روزهای سال مطرح شده است و شیعیان این روز را گرامی داشته و جشن می گیرند اما چرا شیعیان این روز را یکی از مهمترین روزهای سال می دانند ؟ هدف از بعثت پیامبر در این روز چه بوده است ؟چگونه می توانیم این روز را به یک روز ویژه و خاص برای خود و خانواده هایمان تبدیل کنیم ؟

صفای چشمه مهتاب

در ارزیابی شخصیت افراد، اصولاً مجموعه ای از صفات و ویژگی آن ها مؤثر و تعیین کننده است. البته گاهی اوقات تنها یکی از ویژگی های برجسته یک فرد، می تواند شخصیت او را از دیگران متمایز کند.

چند بهار در یک فصل !!

روز میلاد فرزند ارشد امام حسین(علیه السلام)، حضرت علی اکبر(علیه السلام)، بهترین فرصت برای پرداختن به مهمترین و با ارزش ترین قشر جامعه است. از این رو این روز با سعادت را به روز جوان نام گذاری کرده‌اند. در فرهنگ و اندیشه اسلامی، حضرت علی اکبر(علیه السلام) نمونه درخشان یک جوان شایسته و بهشتی، شناخته شده است، به همین جهت با بزرگداشت یاد و نام این سلاله پیغمبر(صلی الله علیه و اله)، سعی می شود الگوی برتر و شایسته ای به جوان جامعه، بلکه به تمام اقشار معرفی شود.

6 برکت عظیم صله رحم!!

كفر و فسق سبب سقوط حق خویشاوندى نمى‌شود، بلكه صله رحم در این گونه موارد نیز امرى پسندیده است و چه بسا موجب هدایت و نجات بستگان از گمراهى شود

نماز، سدی در برابر گناهان

نماز، سدی در برابر گناهان آینده است، چرا که روح ایمان را در انسان تقویت می‌کند، و نهال تقوی را در دل پرورش می‌دهد، و می‌دانیم که ایمان و تقوی، نیرومندترین سد در برابر گناه است.

فجر ایمان و رهایی

فجر, ایمان, رهاییسال های حکومت ستم، گرفتار چنگ یأس بودیم. ناامید از پیروزی و مقهور قدرت، دشنام به «شب» می دادیم و نفرین به «ستم» می کردیم. اما ... مسیحا نفسی، احیاگر نفوس شد و حیات این ملت را جانی تازه بخشید. «روح خدا» بود که در جان افسرده مردم دمیده شد.

راه جذب افراد

وقتی پوست دست یا صورت شما خشک و خشن می شود چه می کنی؟ سمباده می کشی؟ سوهان می کشی؟ سنگ پا می کشی؟ نه! چرا؟ چون این ها همه زبر و خشک و خشن اند و نه تنها پوست را نرم و لطیف نمی کنند، بلکه آن را زخمی و خونین هم خواهند ساخت به همین خاطر شما با پماد یا کرم که خود نرم و لطیف است با آن رفتار می کنید و پوست نیز نرمی و لطافت و طراوت خود را باز می یاید.

تا توانی مردم آزاری مکن!

اذیت و آزار دیگران، یکی از گناهان بزرگ و رذایل اخلاقی و بر هم زننده تعادل در زندگی فردی و اجتماعی است که در قرآن و حدیث توصیه های فراوانی نسبت به ترک آن وجود دارد.

سیمای درخشان حضرت ابو طالب علیه السلام

روز 26 رجب المرجّب، سالروز ارتحال حضرت ابو طالب، آخرین حجّت در دوران فترت است. ضمن عرض تسلیت این روز، این مصیبت بزرگ را به پیشگاه آخرین حجّت الهی، حضرت مهدی موعود علیه السلام تسلیت می گوییم و در این فرصت به بررسی فرازهایی از فضایل، مناقب و عظمت آن شخصیت والای جهان اسلام می پردازیم.

حضرت ابوطالب مربی پیامبر(ص)

او کسی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره اش فرمود: «یاعم! ربّیتَ صغیراً و کفلت یتیماً و نصرت کبیراً فجزاک الّله غنّی خیراً؛[1] عموجان در کودکی تربیتم نمودی در یتیمی کفالتم فرمودی و در بزرگی یاریم کردی، خداوند پاداش خیر این همه زحمت که برایم کشیدی به تو مرحمت فرماید.»

پارامتر های مهم برای یک مومن در کلام امام سجاذ علیه السلام

در روایت از امام سجاد علیه السلام نشانه هایی برای مومن ذکر شده است .

امتحان مومن با سه خصلت!

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله): مومن به چیزی سخت تر از نداشتن سه خصلت امتحان نشود، عرض شد: آن سه کدامند؟فرمود: کمک مالی(به برادران خود) با هرچه دارد،