قصه یار دیرین علی علیه السلام و جوان ایرانی

برچسپ ها: علی ، قصه ، جوان ، علیه السلام ، یار

Print Friendly and PDF

 

علی علیه السلام

 

«از بنده خدا، علی امیرالمؤمنین به حذیفه یمانی. سلام خدا بر تو. امّا بعد، من تو را بر حکومت مدائن که از سوی خلیفه پیشین به عهده داشتی، ابقا نمودم. تقوا الهی پیشه کن و با مردم با رأفت و مهربانی رفتار نما. همه مردم را هم جمع کن و نامه دیگر مرا هم برای آن ها بخوان.»
مسجد شهر، لبالب جمعیت بود. حذیفه ی سال خورده، وارد مسجد شد. مردم برای نماز و خطابه او، سر از پا نمی شناختند. سالیان درازی بود که، طعم عدالت را نچشیده بودند. برای همین، حضور حذیفه، غنیمت بزرگی بود. اما شاید کمتر کسی می دانست که حذیفه، در تدفین شبانه دختر مظلوم پیامبر صلی الله علیه و آله هم حاضر بوده است! حق هم داشتند. اخبار زیادی از مدینه به این شهر بزرگ نرسیده بود!
نماز به پایان رسید و حذیفه بر فراز منبر رفت و دستور داد فردی نامه ی امیرالمؤمنین علیه السلام را، برای مردم بخواند.
«_ بسم الله الرحمن الرحیم. از بنده ی خدا علی امیرالمؤمنین، به مردمی که نامه ام به آن ها می رسد. سلام بر شما. شکر خدائی را که جز او نیست و سلام بر پیامبر رحمت که به دیدار الهی شتافت. بعد از او مردم، دو نفر را که می پسندیدند بر خلافت نشاندند. آن دو مدتی خلافت کردند. و بعد از آنها عثمان، خلیفه شد ولی بعد از ظلم بسیاری که به مردم رفت توسط آنها کشته شد و مردم، مرا برای خلیفه بودن، اجبار کردند. دنیائی که در عین سزاواری، بی نهایت از آن نفرت داشتم. اما مردم برای این کار آنقدر عجله داشتند و آنقدر درب خانه ام جمع شدند که نزدیک بود فرزندانم زیر دست و پا له شوند. اما حذیفه همچنان والی و بزرگ شماست و من، به درستی او امیدوارم. خداوند علی را هم در مسیر تقوا حفظ کند. والسلام.»
حذیفه شروع به سخن نمود: خدا را شکر که خداوند مسیر رحمتش را به سمت بندگان گشود و خلافت، به امیر المؤمنینِ واقعی رسید!...
جوانی از بین جمعیت برخواست و صدایش را بلند کرد. آخر، این مدائن، کوفه و مدینه نبود که صدائی از احدی بلند نشود! این جا ایران بود. سرزمین مردان حق جوی پارسی!
جوان پرسید:
_ یا حذیفه. اندکی صبر کن. سؤالی دارم.
حذیفه سکوت کرد و سری به تأیید تکان داد. جمعیت به سمت جوان برگشت.
_ ای صحابیِ بزرگ رسول خدا! تو را چه می شود که اینگونه سخن می گویی؟ مگر امیرالمومنین های قبلی، واقعی نبوده اند که اکنون خدا را شکر می کنی که حق به حق دار رسیده!
حذیفه فرمود: جوان بنشین و گوش کن تا برایت داستانی بگویم.
سالها پیش که جوان بودم؛ روزی خودم به چشمان خود دیدم که جوان زیبایی بر پیامبر و علی صلوات الله علیهما وارد شد و به علی علیه السلام گفت: السلام علیک یا امیرالمومنین! پیامبر صلی الله علیه و آله به من فرمود: حذیفه! آیا او را شناختی؟ گفتم نه. فرمود: او جبرائیل بود و دستور داد امروز همه ی مردم با علی به عنوان امیر المومنین بیعت کنند. اما عده ای برایشان سنگین بود. برای همین آمدند و پرسیدند آیا این مطلب از طرف خدا و رسول اوست؟ پیامبر صلی الله علیه و آله به تندی جواب داد: بله.
خودِ عمر، پیش من آمد و پرسید تو واقعاً جبرائیل را دیده ای؟ من هم به تندی پاسخ دادم که بله. خنده اش خشک شد و گفت: واقعا چیز عجیبی دیده ای!
ولی باز عده ای در پنهانی جمع شدند و با خودشان گفتند: بگذار پیامبر بمیرد تا این بیعت را زیر پایمان بگذاریم! 
کار به جایی رسید که بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله، ب رَیده اسلمی روزی در مسجد بر آشفت و رو به ابوبکر گفت: مگر پیامبر نفرمود امیر مردم فقط علی است. پس چه شد که تو امیر هستی؟ ابوبکر گفت: ای بریده! آرام باش. هر روز اتفاق تازه ای رخ می دهد. تو نبودی. ما که بودیم! و اینطور تصمیم گرفتیم!
آن روز، آن صحابی بزرگ رسول الله صلی الله علیه و آله، از ناراحتی همه ی اهل و عیالش را جمع کرد و از مدینه رفت! شاید باورت نشود ولی داستان، این گونه بود.
و حذیفه، در میان بهت مردم، از منبر فرود آمد.
مسلم مَشاجعی _ همان جوان _ بی اختیار جلو دوید و گفت: یا حذیفه! شما را به خدا، مگر شما آن جا نبودید که آخر، کاری بکنید؟!
حذیفه، لحظه ای ایستاد و نفس عمیقی از افسوس کشید و گفت: خدا خیرشان ندهد که خیانت کردند. کاری از دست ما بر نمی آمد. به خدا قسم چشم ها بسته شد و یقین ها رفت. هر زبانی را با زبان شمشیر، پاسخ می دادند. افسوس که دنیا برایمان زینت شده بود! هر بار هم که جلو می رفتم؛ رسول خدا می فرمود: حذیفه بایست که دین خدا، از دست خواهد رفت.
بعد از آن، حذیفه به خانه رفت و در بستر بیماری افتاد. چند روز بعد، جوان و یکی دو نفر دیگر، بالای سرش آمدند و دوباره جوان شروع به صحبت کرد: یا حذیفه! آنهائی که تصمیم گرفتند ولایت را از علی بگیرند آیا همان عمر و ابوبکر نبودند؟
فرمود: به خدا قسم بله. 
جوان که دیگر همه چیز را فهمیده بود برخواست برود. اما صدای حذیفه او را نگه داشت: صبر کن. اگرچه بیماری من شدت گرفته، اما عمری برایم نمانده است. بنشین تا برایت بگویم. به خدا قسم آن ها نقشه قتل پیامبر را هم کشیدند و من در تاریکی شب همراه پیامبر بودم. پیامبر اشاره ای به آسمان فرمود و من در نور برق آسمان، همه شان را شناختم. آن گروه که تعدادشان زیاد هم شده بود، حتی طوماری نوشتند و امضا کردند که بعد از پیامبر چه ها کنند! تا روز غدیر رسید. از سفر حج، با جمع عظیمی باز می گشتیم. جبرائیل برای آخرین بار نازل شد و دستور داد پیامبر امر رسالتش را اعلام کند. پیامبر دستور داد تا منبری در دل آن صحرا درست کنند. سلمان و ابوذر تکه ها سنگ را روی هم گذاشتند و جهاز شترها را روی آنها. به دستور پیامبر خدا، سه روز صبر کردیم تا همه برسند.
پیامبر از آن بلندی، بالا رفت در حالی که علی هم کمی پایین تر ایستاده بود و متمایل به پیامبر، غرق در او شده بود. پیامبر از مردم پرسید: «مردم! آیا من بیشتر بر شما ولایت دارم یا خودتان؟ همه گفتند: البته شما یا رسول الله!»
پیامبر، علی را بلند کرد و فرمود: «حال که من بر شما ولایت دارم، این علی را جانشین خودم بر شما قرار دادم که بعد از من او را اطاعت کنید.» بعد، دستور داد همه بیایند و بیعت کنند. من کنار چادری بودم و در آن، باز صدای پچ پچ آن منافقین را شنیدم. به سمت رسول خدا دویدم و همه چیز را گفتم. آن حضرت، آنها را احضار کرد و آنها انکار کردند. بعد پرسیدند: آیا این دستور از طرف خود خدا است؟! پیامبر با ناراحتی فرمود: «بلی! ولی آنها رها نکردند. آمدند مدینه و باز طومار دیگری در مخالفت با علی امضا کردند.»
جوان پرسید: چه نوشته بودند؟
_ آن موقع، اسماء بنت عمیس همسر ابوبکر بود. او پیش من دوید و گفت که منافقین در خانه من جمع شده اند و در طومار خود نوشته اند: حمد و ثنای پروردگار بر اولیای گرامی اش! ما بزرگان قوم در این طومار هم قسم می شویم که نگذاریم خلافت در خاندان محمد موروثی شود. و هر زمان هرکسی که شایسته تر است خودمان انتخاب می کنیم...
و موقع نماز، دویدند که پشت پیامبر نماز بخوانند! پیامبر به یکی شان که ابوعبیده ی خبیث بود، فرمود: به به ابوعبیده! آفرین بر تو که امین امت شده ای! با آنان تندی کرد که بخدا قسم اگر بخواهم همه تان را معرفی می کنم. لرزه بر اندام آنان افتاد. و بعد هم پیامبر در بستر بیماری افتاد.
جوان گفت: حال که همه چیز را دانستم، ایمان می آورم به ولایت مولایم علی و او را تنها نخواهم گذاشت. 
و به سرعت، و با قلبی غرق در ایمان، راه مدینه را در پیش گرفت و در صفین به آن حضرت رسید. و اولین نفری بود که در رکاب حضرت جان به شهادت بخشید. در حالیکه با اجازه امیر مؤمنان علیه السلام، قرآن به دست گرفته بود و مردم را به حقیقت دعوت می کرد.
مادرش هم بعد از شهادت فرزند، بدن پاره پاره او را در آغوش گرفت و اشک ها ریخت و شعرها خواند.


 

منابع: 
الیقین تألیف سید بن طاووس، بحار الانوار جلد سی و هفتم، ارشاد القلوب جلد دوم، نزهت الکرام و بستان العوام و حجة التفضیل. به 
نقل از کتاب بلندترین داستان غدیر نوشته محمدرضا انصاری.

حجة السلام سید محمدحسن لواسانی

اشتراک گذاری


مطالب مرتبط

همه آنچه درباره ازدواج امام علی و حضرت زهرا می خواهید بدانید

زمان اعزام عروس به خانه داماد که فرا رسید، پیامبر اکرم حضرت زهرا را به حضور طلبید. زهرا(س) درحالی که عرق شرم از چهره اش می ریخت، به حضور پیامبر رسید و از کثرت شرم پای او لغزید و نزدیک بود به زمین بیفتد...

اشعار زیبا در مورد عید غدیر خم

مرا غدیر نه برکه، که بیکران دریاست علی نه فاتح خیبر،که فاتح دلهاست

مرا به محراب ببرید...

«فزتُ و ربّ الکعبة...» با ناله‌ ی امیر مومنان علی علیه السلام، نماز صبح مسجد کوفه به هم ریخت. زهرِ شمشیر به سرعت، در سرِ حضرت جا باز کرد. امام علیه ‌السلام همان طور که روی زمین افتاده بود؛

اسرار ولادت و شهادت امام علی (ع)

كمك و یاری خداوند به مومنان مخلص و صادق و دفاع از آنان به ویژه در شرایط سخت و لحظه های نفس گیر تقابل با دشمنان خدا، وعده تخلف ناپذیر الهی است.

حضرت علي اكبر عليه السلام

کنيه «علي اکبر» را «ابوالحسن» دانسته‌اند؛(1) ابوالحسن علي اکبر، در يازدهم ماه شعبان سال سي و سه هجري ولادت يافت. در حادثه کربلا حدود بيست و هفت سال داشت.(2) اين نقل با سخن «ابن ادريس» و نقل دانشمندان تاريخ‌نگار و نسب‌شناس همخواني دارد. آنان گفته‌اند:

شیخ رجبعلی خیاط درس عاشقی را ازاین جوان آموخت

شیخ رجبعلی خیاط در روایتی درباره تحت تأثیر قرار گرفتن از عاشق شدن یک جوان می‌گوید:

راز ولادت علی علیه السلام در درون کعبه

در سیزدهم رجب سال 30 عام الفیل، حادثه بس عجیبی رخ داد که هرگز در تاریخ بشریت سابقه نداشته و بعد از آن نیز تکرار نشده است، و آن حادثه، به دنیا آمدن نوزادی است در درون خانه کعبه که به نام علی علیه السلام اسم گذاری شد.

علی کعبه آمال حق جویان

ای فاطمه بنت اسد! آن نوزاد را «علی » نام گذار زیرا او والا و برتر است و خدای علی اعلی می فرماید: من نامش را از نام خودم برگرفتم و به ادب خود او را ادب کردم و بر دشواری های علمم آگاهش ساختم .

آن شب قدر

به خدا، خون خدا در شریان داشت علی

رشحاتی از کلمات امام علی بن موسی الرضا علیه السلام

«مَن اَرادَ اَن یَکُونَ اَقویَ النّاسِ، فَلیتَوَکَّل عَلَی اللّهِ.»

رنج های فاطمه علیها السلام از زبان علی علیه السلام

فاطمه و علی علیهما السلام دو یار همراه و دو ستاره آسمانی اند که برای نشان دادن راه آسمان چند روزی به زمین آمدند و سپس به آسمان بازگشتند .

خورشید دهم، امام هادی علیه السلام

یک نفر شیعه وحشت زده خدمت امام هادی آمد و گفت: یکی از سرکردگان متوکل، نگین انگشتری نزد او آورده است که از آن انگشتری بسازم و این نگین نزد من شکست و دو نیمه شد. می دانم که او مرا می کشد. حضرت فرمودند: امید است که خداوند اصلاح کند. فردا، سرکرده متوکل کسی را فرستاد که میان زنها نزاع است، اگر می شود آن نگین را دو نصف کن و دو انگشتری بساز. او پول فراوانی گرفت و از نگین شکسته دو انگشتری ساخت. این است معنای فرمایش امام هادی(ع):«وَ مَنْ یطِعِ اللَّهَ یطَاعُ» یعنی؛ «پیوند با خدا، پیوند با اهل بیت و توسل به اهل بیت، قطعاً همه کارها را اصلاح می کند.»

مولود کعبه،علی علیه السلام، از ولادت تا هجرت به مدینه

فاطمه بنت اسد مادر علی علیه السلام در روز 13 رجب در مقابل کعبه، خانه خدا ایستاد و گفت: پروردگار! تو را به عظمت این خانه و به مقام کسی که آن را بنا کرده است، سوگند می دهم درد زائیدن را بر من آسان گردان!

راز ولادت علی علیه السلام در درون کعبه

در سیزدهم رجب سال 30 عام الفیل، حادثه بس عجیبی رخ داد که هرگز در تاریخ بشریت سابقه نداشته و بعد از آن نیز تکرار نشده است، و آن حادثه، به دنیا آمدن نوزادی است در درون خانه کعبه که به نام علی علیه السلام اسم گذاری شد.

مناجاتی از امام که انجیلیه نام گرفت.

بنا به روایتی از امام محمد باقر(ع)، علی بن الحسین (ع) را از آن رو «ابن الخیرتین»(فرزند دو سلسله برگزیده) می گویند که پدر گرامی شان امام حسین(ع) از برگزیده عرب یعنی هاشم و مادر بزرگوارش شهربانو برگزیده غیرعرب یعنی از فارس است.

چند بهار در یک فصل !!

روز میلاد فرزند ارشد امام حسین(علیه السلام)، حضرت علی اکبر(علیه السلام)، بهترین فرصت برای پرداختن به مهمترین و با ارزش ترین قشر جامعه است. از این رو این روز با سعادت را به روز جوان نام گذاری کرده‌اند. در فرهنگ و اندیشه اسلامی، حضرت علی اکبر(علیه السلام) نمونه درخشان یک جوان شایسته و بهشتی، شناخته شده است، به همین جهت با بزرگداشت یاد و نام این سلاله پیغمبر(صلی الله علیه و اله)، سعی می شود الگوی برتر و شایسته ای به جوان جامعه، بلکه به تمام اقشار معرفی شود.

مثلث شخصیت امام علی علیه السلام

از نظر روان شناسان، شخصیت هر فردی متشکل از سه عامل مهم است که هر یک در انعقاد و تکون شخصیت تأثیر بسزایی دارد و گویی روحیات و صفات و طرز تفکر انسان همچون مثلثی است که از پیوستن این سه ضلع به یکدیگر پدید می آید. این سه عامل عبارتند از:

روشنترین ستاره شب زنده دارها

روشنترین ستاره شب زنده دارها علی مظلوم تاریخ است و مفهوم شکیبایی

علی کعبه آمال حق جویان

«ای فاطمه بنت اسد! آن نوزاد را «علی » نام گذار زیرا او والا و برتر است و خدای علی اعلی می فرماید: من نامش را از نام خودم برگرفتم و به ادب خود او را ادب کردم و بر دشواری های علمم آگاهش ساختم . اوست که بت ها را در خانه ام (کعبه) خواهد شکست و اوست که بر فراز خانه ام بالا رفته اذان خواهد گفت و اوست که مرا بسیار تقدیس و تمجید کند، پس خوشا به سعادت کسی که او را دوست بدارد و اطاعتش کند و وای به حال کسی که او را دشمن بدارد و نافرمانیش کند .»

خدا خود علی علیه السلام را معرفی می کند

فردی که یتیم نوازی او، عبادت او، خدمت او، شمشیر او، قیام و قعود او، صبر او، عفو او و لحظه لحظه وجود او جانبازی و ایثار برای بقا و پویایی اسلام و مسلمین بود. فردی که پدر یازده امام راستین است و سر منشأ هدایت و سعادت. فردی که برادر رسول خدا و اولین یاور و مؤمن به اوست. آری مگر می‌شود فضیلت‌های چنین فردی را شمرد و او را شناخت؟

شبیه ترین مردم به رسول الله

ماه پربرکت شعبان، مصادف با زادروز بسیاری از معصومین و فرزندان رشید معصومین است. در همین راستا، امروز یازدهم شعبان، مصادف با میلاد حضرت علی اکبر (ع) فرزند ابی عبدالله الحسین(ع) است

مروارید در صدف

قد دلجویش به شاخه شمشاد می ماند؛ سایه گستر و پربار.

شهادت علی علیه السلام

ابن ملجم یکی از آن نه نفر زهاد و خشکه مقدس هاست که می روند در مکه و آن پیمان معروف را می بندند و می گویند همه فتنه ها در دنیای اسلام معلول سه نفر است:

این قصۀ پر غصه

بیشترین تفاوت آدم‌ها با یکدیگر، گاهی فقط در «نوبت‌»شان است. یکی زودتر می‌رسد و یکی دیرتر. چون بیشتر مردم(از انقلابی‌ تا لیبرال) پیوسته در حال تغییرند، و سمت‌وسوی تغییرات هم یکی است. در واقع جوامع انسانی، از روز نخست تا اکنون، از مسیرهای مختلف و با سرعت‌های متفاوت، به یک سو می‌روند

عاشورا آيينه تمام نماي حقيقت دين (1)

پديد آمدن حادثه عظماي عاشورا و شهادت امام حسين (ع)، نزديکان و ياران و در ادامه اسارت اهل بيت آن حضرت، برآيند زمينه ها، عوامل متعددي بود. فهم درست اين اتفاق بزرگ در تاريخ اسلامي، بسته به اين است که همه ي آنها مورد بازشناسي دقيق جامعه شناختي و فکري قرار گيرد.

ناامید نشوید

جوانی دورانی است كه ما گاهی دچار معضلاتی كوچك می شویم و ناخودآگاه آن را برای خودمان به مرور بزرگ می كنیم. در صورتی كه هر مشكلی راه حلی دارد و هیچ مشكلی هم از این قاعده مستثنی نیست.

جوانان در بهاران دل

جوانی جامی است زیبا و جرعه ای است فرح انگیز که «درروح » آن،لطافت خاص دارد و در پرتو آفتاب معنویت، تلالو و طراوت می یابد.

مروارید در صدف

قد دلجویش به شاخه شمشاد می ماند؛ سایه گستر و پربار.

امام کاظم علیه السلام و هدایت در سایه ی خفقان

اوج قدرت تاکتیکی و شکل مبارزه با کفر و طاغوت را می توان در زندگی موسی بن جعفر علیهماالسلام مشاهده کرد. می توان گفت یکی از قدرتمندترین حکومت ها، در زمان ایشان بود که آن زمان به دست خلفای بنی العباس بود.

ولادت پیشوای فضیلت و کرامت

پیشوایان معصوم (ع)، مصداق تمام زیبایی های اخلاقی و الگوی جاودانه پاکی و انسانیتند. امام حسین ـ علیه السلام ـ سبط پیامبر، فرزند دختر رسول خدا(ص) و علی مرتضی (ع)، نیز مظهر شجاعت و الگوی فروتنی و تسلیم به درگاه ایزدی است.

مرا به محراب ببرید...

«فزتُ و ربّ الکعبة...» با ناله‌ ی امیر مومنان علی علیه السلام، نماز صبح مسجد کوفه به هم ریخت. زهرِ شمشیر به سرعت، در سرِ حضرت جا باز کرد. امام علیه ‌السلام همان طور که روی زمین افتاده بود؛

سیره امام محمد باقر (علیه السلام )

حضرت امام محمّد باقر (ع) اوّل ماه رجب، یا سوم صفر سال 57 هجرى قمرى در مدینه متولّد گردید.پدر بزرگوارش، حضرت على بن الحسین ، زین العابدین(ع)، و مادر مكرّمه اش ، فاطمه معروف به «امّ عبدالله» دختر امام حسن مجتبى می باشد.

معجزه های اشک در عزای امام حسین(علیه السلام) !

این کسی که از مجلس عزا بیرون می رود غیر از آنی است که دقایقی پیش وارد شد او گنهکاری بود بی توبه و این انسان پاکی است که توبه اش را خدا پذیرفته است و این سر آرامشی است که در عزاداری و اشک بر سید و سالار شهیدان علیه السلام نصیب عزاداران و گریه کنان می شود و گرنه داغ مصیبت او هیچگاه سرد شدنی نیست.

حضرت علي اكبر عليه السلام

کنيه «علي اکبر» را «ابوالحسن» دانسته‌اند؛(1) ابوالحسن علي اکبر، در يازدهم ماه شعبان سال سي و سه هجري ولادت يافت. در حادثه کربلا حدود بيست و هفت سال داشت.(2) اين نقل با سخن «ابن ادريس» و نقل دانشمندان تاريخ‌نگار و نسب‌شناس همخواني دارد. آنان گفته‌اند:

خطبه مظلومانه امام عاشورا برای هدایت کوردلان

بررسی حوادث صبح عاشورا به لحاظ اسناد تاریخی دارای اهمیت زیادی است. اگر چه ممکن است برای برخی خوانندگان محترم، مضمون این مباحث تکراری باشد اما توجه به منابع اصلی در گزارش جزئیات حوادث مقطع مذکور ارزش خاص خودش را دارد.

شهادت امام حسن مجتبی (ع)

از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد و آن طشت را ز خون جگر باغ لاله کرد

من، با خودِ امام رضا کار دارم!

پیرمرد در حالیکه از صحن خارج می شد؛ با صدای لرزانی که بوی خوشحالی اش تا عرش می رسید، جواب داد: «ممنونم! آدرسی که دادی درست بود! خودِ امام رضا منو شفا داد! خودِ خودِ امام رضا» و خادم را در بُهت و حسرت، تنها گذاشت...

اهمیت زیارت امام حسین(علیه السلام) در ماه رجب

یکی از زیباترین و شریف ترین ماههای سال ماه رجب ماه مغفرت الهی است. در متون و منابع روایی اعمال عبادی و ارزشمندی همچون دعا، استغفار و روزه، برای این ماه مبارک ذکر شده است.

امام جود و بخشش

معروف ترین لقب پیشوای نهم، «جواد» است. آن رهبر فرزانه را برای جود و عطای فراوانش به این نام خوانده اند که برگرفته از نام های زیبای پروردگار متعال است. در بخشی از دعای معصومان می خوانیم: «یا جَوادُ یا الله یا الله یا الله لک الأسماءُ الحُسنی.» (کلینی، [بی تا]: ج 4: باب الدعاء فی العشر الاواخر من شهر: 163)

مولود کعبه،علی علیه السلام، از ولادت تا هجرت به مدینه

فاطمه بنت اسد مادر علی علیه السلام در روز 13 رجب در مقابل کعبه، خانه خدا ایستاد و گفت: پروردگار! تو را به عظمت این خانه و به مقام کسی که آن را بنا کرده است، سوگند می دهم درد زائیدن را بر من آسان گردان!

سیمای درخشان حضرت ابو طالب علیه السلام

روز 26 رجب المرجّب، سالروز ارتحال حضرت ابو طالب، آخرین حجّت در دوران فترت است. ضمن عرض تسلیت این روز، این مصیبت بزرگ را به پیشگاه آخرین حجّت الهی، حضرت مهدی موعود علیه السلام تسلیت می گوییم و در این فرصت به بررسی فرازهایی از فضایل، مناقب و عظمت آن شخصیت والای جهان اسلام می پردازیم.

ولادت حضرت امام حسین (علیه السلام)

پیشوایان معصوم(ع)، مصداق تمام زیبایی های اخلاقی و الگوی جاودانه پاکی و انسانیتند. امام حسین ـ علیه السلام ـ سبط پیامبر، فرزند دختر رسول خدا(ص) و علی مرتضی(ع)، نیز مظهر شجاعت و الگوی فروتنی و تسلیم به درگاه ایزدی است. گرامی­داشت ولادتش با یاد و خاطره شهادتش گره خورده است. در این گفتار، مطالبی راجع به فضایل امام حسین(ع) و مقاطع درخشان حیات ایشان گردآوری شده است.

هدیه الهی

در پانزدهم رمضان سال دوم و یا سوم هجرت خداوند سبحان بالاترین هدیه خویش را به بیت نبوت وامامت اهدا کرد.

سرچشمه دانش

مقدمه پیشوایان معصوم شیعه هر کدام به نوبه خود سرچشمه کمالات و منبع فضایل و صفات عالی انسانی محسوب می شوند. نه تنها شیعه بلکه افراد و گروه های مختلفی که با آن بزرگان در ارتباط بوده اند به این نکته اذعان دارند.

قطره ای از دریای عنایات حضرت رضا علیه السلام

طبق بینش وحیانی قرآن، پیامبر صلی الله علیه و آله و اولیای الهی علیهم السلام به اذن خداوند متعال علاوه بر ولایت تشریعی بر موجودات عالم، از ولایت تکوینی نیز برخوردارند و امامت امام معصوم به دو طریق ثابت می شود: 1. نص از معصوم قبلی؛ 2. سیره و روش آن حضرت و تصرّف در موجودات به اذن الهی و صدور معجزات و کرامات.

بی کرانه های نیک سیرتی

بهترین الگوی بازسازی اخلاقی است. ایشان با پرورش صفات و فضائل اخلاقی ناب در گوهر وجودشان، علاوه بر نورانی کردن باطن خود، فضای خانواده و جامعه خویش را از این نورانیت بهره مند کرده اند؛ که می توان شعاع این گسترش برکت را تا روز قیامت، در تمام گستره هستی ترسیم کرد. امام باقر 7 به عنوان پنجمین وجود مطهر از این پاکان، خورشید تابناکی است که هر انسانی خود را در معرض اشعه آن قرار دهد، قطعاً به سعادت ابدی رهنمون می گردد.