حسی که آدمی را هیچ گاه رها نمی کند

برچسپ ها: دل ، آدمی ، گاه ، رها ، حس

Print Friendly and PDF

حتما برای همه ی شما این صحبت مصداق دارد که در هر مقام و منزلت و جایگاهی که هستید، یک ترس، حزن و غمی با شما همراه است و آنچه که متفاوت است ورژن ها و سطح های مختلف این ترس ها است؛ یکی ازاین می ترسد که خطای مرتکب شده اش را پدر و مادرش بفهمند، یکی از این می ترسد که یک روزی چیزی را که خیلی دوستش دارد را از دست بدهد و امثال این موارد ...
اما در کنار این ترس های مادی و دنیوی، هستند افرادی که یک ترس و خوف زیبایی در وجودشان نهفته و با آن ها همراهی می کند ....
در ادامه با ما همراه باشید

ترس

خوف، ترس، حزن، غم آدمی را رها نخواهد کرد؛ چه ولی خدا باشی چه ولی شیطان باشی خوف و حزن همیشه با شما هست منتها اگر با خدا نباشی این خوف مخرب است و تو را آب می کند ولی اگر با خدا باشی این خوف نه تنها برای تو زیانی ندارد بلکه محرک است؛ تو را متعالی می کند، تو را بالا می برد قبض و بسط سیری است می گوید «أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ» (یونس/ 62) 

نمی گوید  اولیایی خدا خوف ندارند نه، می گوید خوفی که به زیانشان باشد ندارند، خوف مخرب نیست انسان بدون خوف که نمی شود. حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه در بیان ویژگی های اولیاء خدا می فرمایند: تَجَلْبَبَ اَلْخَوْفَ (نهج البلاغه، خطبه 86) خوف سر تا پای این ها را احاطه کرده در هم پیچیده و پوشیده منتها یک خوف مقدس و متعالی و یک خوف رشد دهنده، همان خوفی که گاهی وقت ها حافظ از آن یاد می کند که:
ذره ی خاکم و در کوی تو ام جای خوش است
ترسم اِی دوست که بادی ببرد ناگاهم 
می گوید مثل یک گرد و غباری هستم که روی دامن تو نشستم، تمام ترس و خوفم این است که یک باد هوسی بوزد و من را از دامان تو دور و جدا بکند. پس این ها سر تا پا خوف هستند می گوید پس فکر نکن حالا که من به آستان میکده درآمده ام دیگر کارم تمام است، بر آستان میکده خون می خورم؛ مدام دائم دارم غصه می خورم، ترسان هستم، خائف هستم ... انگار این غصه از ما جدا نمی شود از روز ازل برای ما مقدر شده است.
از نگاهی دیگر هم می توان نگاه کرد و آن اینکه  آدمی هیچ گاه خالی از ترس نیست؛ حال یا ترس از خدا یا ترس از آتش.

حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه در بیان ویژگی های اولیاء خدا می فرمایند: تَجَلْبَبَ اَلْخَوْفَ (نهج البلاغه، خطبه 86) خوف سر تا پای این ها را احاطه کرده در هم پیچیده و پوشیده منتها یک خوف مقدس و متعالی و یک خوف رشد دهنده، همان خوفی که گاهی وقت ها حافظ از آن یاد می کند که:
ذره ی خاکم و در کوی تو ام جای خوش است
ترسم اِی دوست که بادی ببرد ناگاهم

از خدا بترسیم یا از جهنم یا از عذاب خدا؟

آن چیزی كه انسان از آن می ترسد عذاب است. علت عذاب چیست؟ گناهی كه مرتكب شده؛ پس، از گناهش می ترسد؛ روز قیامت ظرف عذاب است پس از آن روز هم می ترسد. جهنم جای عذاب است پس از آن هم می ترسد و بالاخره این نظام را خدا ایجاد كرده و اوست كه در مقابل گناه عذاب را مقرر فرموده است، پس باید از او ترسید. معنایش این نیست كه خدا موجود ترسناكی است، بلكه حقیقت ترس، ابتدائا برای عذابی است كه در اثر اعمال خودمان آفریده می شود.

ترس از آتشی که هیزمش آدمی است

البته آتش ترسی ندارد، به شرط آنکه زمام آن به دست انسان باشد، و انسان خود بتواند آن را هر جا و هر گاه که می خواست خاموش و یا روشن کند. چنین آتشی رحمت است و زحمت ها را کم می کند، زحمت سردی و خامی و خاموشی را.
اما اگر آتشی باشد که هیزمش خود آدم باشد، البته که از چنین آتشی باید ترسید.
گفتند بترس از این دلیری
از این رو در قرآن کریم در این آیه هشدار می دهد که: اگر نمی توانید سوره ای مثل قرآن بیاورید و هرگز هم نمی توانید، پس بترسید از آتشی که هیزم آن خود مردم اند- یعنی خود شما- و نیز سنگ ها.
و راستی که چه تصویر زیبایی در این آیه از انسان های منکر داده، زیرا آنها را همنشین سنگ ها دانسته، و می گوید آتشی که آدم ها و سنگ ها هیزم های آن هستند.
و این از آن روست که دل های ایشان درست مثل سنگ های سخت و سنگین است؛ ثُمَّ قَسَتْ قُلوبُکُم مِنْ بَعدِ ذلِکَ، فَهِی کَالحِجارةِ أوْ أشدُّ قَسْوةً، و إنَّ مِنَ الحِجارةِ لَما یتَفَجَّرُ مِنْهُ الأنهارِ، و إنَّ مِنْها لَما یشَقّقُ فَیخْرُجُ مِنْهُ الماءُ وَ إنَّ مِنْها لَما یهبِطُ مِنْ خَشْیةِ اللّهِ (بقره،74)
دل هایتان چنان سخت گردید؛ گویی که سخت تر از سنگ! پاره ای از صخره های سنگ می شکافد و چشمه ها از آن می جوشد و جوی ها به راه می افتد و مگر نه آن که بعضی از سنگ ها می شکافد و از روزن آن ها آب می چکد؟ و مگر نه آن که پاره ای از آن ها از سطوت الهی از فراز آسمان و کوه فرو می غلتد؟!
خداوند در این آیه، دلهای گروهی از مردم را در «قساوت وسختی» به سنگ تشبیه کرده و فرموده است: «دل هایشان چون سنگ است، بلکه سخت تر از سنگ»

کلام آخر

فراموش نکنیم همانطور که ما آدم برفی داریم، آدم سنگی نیز داریم! و سنگ نه خود سبز می شود و نه اجازه سبز شدن می دهد، می گویی نه! یک بذر در دل خاک بکار، و آنگاه سنگی بزرگ و سنگین بر روی آن قرار بده، و به موقع آبیاری کن و کود بپاش، آیا سبز خواهد شد؟


منابع: 
کتاب باران حکمت؛ بیانات حجت الاسلام رنجبر 
آیت الله مصباح یزدی؛ روزنامه كیهان 1390/05/11 
بیانات حجت الاسلام رنجبر؛ برنامه سمت خدا

اشتراک گذاری


مطالب مرتبط

برای آن که آدم خوش صحبتی باشید چه باید کنید؟

صحبت؛ بازی دلنشینی است به شرط آن که از قواعد آن پیروی کنید. شما با رعایت چند دستور ساده می توانید فردی خوش صحبت و مورد توجّه باشید. انسان باید در روابطی که با هم نوعان خود برقرار می کند؛ از هرگونه برخورد بی جهت؛ ناسازگاری و عدم توافق دوری کند و علّت این برخوردها و ناسازگاری ها هرچه باشد باید از آن پرهیز کرد و هیجان عصبی و دل تنگی و خودخواهی و مسخره بازی نباید در این روابط تاثیر داشته باشد. در این جا برخی از این قواعد و قوانین شرح داده می شود:

یک در آهنی برای قلبمان بسازیم!

آیت الله مجتهدی تهرانی در یکی از جلسات خود نقل کردند: «نجاری به محضر آیت الله اراکی رفت و از ایشان خواست موعظه ای کنند. آیت الله اراکی پرسیدند شغل تو چیست؟ مرد گفت نجارم. در و پنجره می‌سازم. آیت الله اراکی گفتند این همه در و پنجره ساختی برای دلت هم در ساخته ای؟ اگر برای دلت در نساختی یک در برای دلت بساز که غیر خدا به دلت راه پیدا نکند.»

تو کنار منی، نمی ترسه دلم!

دل آشوبه گرفته بودم ... اصلاً حالم دست خودم نبود ... نمی دونستم چم شده ....دنبال یه بهانه ای بودم برای اینکه از این وضعیت خارج بشم ...

دل تان گنجشکی نباشد

گاهی دیگران را بی پروا نقد می کنید، حواستان نیست که شاید طرف مقابل از شما دلگیر شود. این امر را زمانی متوجه می شوید که خودتان مورد نقد قرار می گیرید. هنوز صحبت فرد تمام نشده است، ابروهایتان در هم گره می خورد و حالت تدافعی به خود می گیرید.

جوانان در بهاران دل

جوانی جامی است زیبا و جرعه ای است فرح انگیز که «درروح » آن،لطافت خاص دارد و در پرتو آفتاب معنویت، تلالو و طراوت می یابد.

دلیل محبوبیت امام چیست؟

بعد از سال‌ ها که از رحلت امام خمینی می‌ گذرد، همچنان او محبوب دل‌ها و میزان انقلاب است. امام این محبوبیت را از کجا آورده بود؟

آدمی مخفی است در زیر زبان

خاموشی از فضایلی است که باعث جمعیّت خاطر و فکر، موجب وقار و هیبت و سبب پوشیدن عیب ها می شود. بسیاری از بزرگان دین و دانشمندان علم و ادب در این باره سخن ها گفته اند؛ سخن معروف «کم گوی و گزیده گوی» نیز حاکی از این فضیلت است.

محبت اساس تربیت است!

روش محبت کارسازترین روش در اصلاح آدمی است و در تربیتی خردمندانه بیشترین نقش به محبت اختصاص می یابد. امیر مومنان علیه السلام در حکمتی والا فرموده است: التودد نصف العقل. دوستی ورزیدن نیمی از خرد است.

تكيه‌گاه

خدایا! مرا تكيه‌گاه باش.

چهار پناهگاه در قرآن!

امام صادق(علیه السلام) چنین نقل کرده است: از چهار گروهی که از چهار چیز می ترسند و نسبت به آن نگران هستند، تعجب می کنم، چرا به چهار چیز پناه نمی برند... در ادامه به بررسی اجمالی این چهار پناه که از لسان قرآن کریم بیان شده است می پردازیم.