عزیز شدن چه گونه

برچسپ ها: قرآن ، خدا ، عزت ، الفت ، انس

Print Friendly and PDF

"قرآن در دنیای امروز می تواند فعّال  ما یشاء باشد؛ می تواند کار بکند، می تواند پیش برود ... برکات قرآن برکات بی  انتهایی است ... در قرآن و با قرآن عزّت هست، قدرت هست، پیشرفت هست..."

 

عزت و عزیز بودن

این توصیفی است که در طلیعه ی ماه مبارک رمضان، در محفل انس با قرآن، رهبر عزیز انقلاب (مدظله العالی) از قرآن دارند؛ این برگرفته از نگاهی عمیق و جهانی به قرآن است و یادآورمان می شود که قرآن، زنده است؛ حیات دارد و کارهای عظیمی می کند.

چرا با قرآن و در قرآن عزت و قدرت موج می زند؟ چگونه است که "قدرت ها و ابر قدرت   ها و بمب اتم و رژیم صهیونیستی و امثال اینها، هیچ غلطی نمی توانند بکنند؛ مهم این است که ما پایه  های ایمانیِ قرآنی خودمان را روزبه روز مستحکم تر کنیم"( بیانات مقام معظم رهبری در محفل انس با قرآن کریم در اولین روز ماه مبارک رمضان 1437- 18/3/95) 
پاسخ قرآن به این گونه سوالات می تواند در چهار دسته جای می گیرد:

1-  قرآن کتابی است از سوی خدای قدرتمند 

"تَنْزِیلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَكِیمِ " (جاثیه، 2) (زمر،1) "این كتابى است كه از سوى خداوند عزیز و حكیم نازل شده است. "

"آنچه را خداوند از رحمت براى مردم بگشاید كسى نمى  تواند جلو آن را بگیرد " و "آنچه را باز دارد و امساك كند كسى بعد از او قادر به فرستادن آن نیست"

"عزیز" به معنىقدرتمند و شکست ناپذیر است (تفسیر نمونه، ج 21، ص 227) پس قرآن کلام کسی است که از موضع قدرت بی ¬انتها و بی منازع سخن می گوید. پس تمسک به قرآن می تواند انسان را به آن منبع عظیم عزت و قدرت متصل کند. قدرتی که اگر اراده کند که منفعتی به کسی داده شود، هیچ مانعی سر راهش نتواند بود: "ما یَفْتَحِ  اللَّهُ  لِلنَّاسِ  مِنْ  رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ  لَها" (فاطر، 2) "آنچه را خداوند از رحمت براى مردم بگشاید كسى نمى  تواند جلو آن را بگیرد " و "آنچه را باز دارد و امساك كند كسى بعد از او قادر به فرستادن آن نیست" "وَ ما یُمْسِكْ  فَلا مُرْسِلَ  لَهُ  مِنْ  بَعْدِهِ " (فاطر، 2)

2-  عزت، فقط در دست خداست

قرآن می فرماید: "مَنْ كانَ یُریدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمیعا" (فاطر، 10) كسانى كه عزت مى  خواهند از خدا بطلبند چرا كه تمام عزت از آن خداست : "وَ لا یَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ " (یونس، 65)
در حدیثى از انس نقل شده كه پیامبر صلی الله و علیه وآله فرمود: "ان ربكم یقول كل یوم انا العزیز، فمن اراد عز الدارین فلیطع العزیز" " پروردگار شما همه روز مى  گوید: منم عزیز و هركس عزت دو جهان خواهد باید اطاعت عزیز كند" 
در حالات امام حسن بن على علیه السلام مى  خوانیم كه در ساعات آخر عمرش هنگامى كه یكى از یاران به نام "جنادة بن ابى سفیان" از او اندرز خواست نصایح ارزنده و موثرى براى او بیان فرمود كه از جمله این بود:
"و اذا اردت عزا بلا عشیرة و هیبة بلا سلطان فاخرج من ذل معصیة اللَّه الى عز طاعة اللَّه" "هرگاه بخواهى بدون داشتن قبیله "عزیز" باشى و بدون قدرت حكومت، هیبت داشته باشى، از سایه ذلت  معصیت خدابدر آى و در پناه عزت اطاعت او قرار گیر"
و اگر مى  بینیم در بعضى از آیات قرآن "عزت" را علاوه بر خداوند، براى پیامبر صلی الله و علیه وآله و مومنان قرار مى  دهد: "وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُوْمِنِینَ " (منافقون، 8) به خاطر آن است كه آنها نیز از پرتو عزت پروردگار كسب عزت كرده  اند، و در مسیر طاعت او گام بر مى  دارند. (تفسیر نمونه، ج 18، ص193- 194)

3- قرآن، کتابی قدرتمند است

 وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِیزٌ: "قرآن كتابى است قدرتمند و شكست ناپذیر" (فصلت، 41)
یکی از توصیفاتی که قرآن از خودش میکند، وصف  عزت وقدرت
 است. قرآن، یک معجزه است و معجزه یعنی آن چه که دیگران در برابرش عاجز و ناتوانند و قرآن در میان همه ی معجزات، سرآمد و بی مانند است. 

4-  قهرمانان قرآن الگوهای عزت و استقامت

انس با قرآن ، سبب می شود سبک زندگی اسوه ها و قهرمانانی که قرآن معرفی می کند، در زندگی انسان پیاده شود. کم کم مومنِ مأنوس با قرآن، از الگوهای قرآنی تأثیر فکری و رفتاری می پذیرد.

"هرگاه بخواهى بدون داشتن قبیله "عزیز" باشى و بدون قدرت حكومت، هیبت داشته باشى، از سایه ذلت معصیت خدا بدر آى و در پناه عزت اطاعت او قرار گیر"

یکی از جنبه های شخصیتی قهرمانان قرآن، قدرت و شکست ناپذیری است. قهرمانان قرآن مانند کوهند. اتفاقات کمرشکن زندگی، تکانشان نداده است چون با تمام وجود، به دست قدرت حضرت حق، پشت گرمند. 
موسای کلیم الله از قلدری های فرعون ترسیده بود یا ابراهیم بت شکن از تهدیدهای نمرود؟ یوسف پیامبر از سیاهچال مکر زلیخا بیم داشت یا نوح نبی از طعن و تمسخر کافران؟ هیچکدام. 
در قاموس قهرمانان قرآن، سرخم کردن و اظهار عجز در برابر غیر خدا، معنایی ندارد. تکیه کردن به پشتوانه ای غیر از خدای متعال، پذیرفته نیست. 
آنچه که قرآن از برهه های زندگیِ اولیای خدا -که همان اسوه ¬های زندگی هستند برای ما- می گوید، آیینه ای تمام نماست از: "إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون " (احقاف، 13)
در سخت ترین شرایط چون خدا هست، ترس و ناامیدی، نیست. برای نمونه، وقتی همراهان موسی (علیه السلام) هنگام هجرت، خود را در حصار فرعونیان دیدند و کار را تمام شده یافتند، دلِ قرص پیامبرشان، تنها گرمِ همراهیِ خدا بود:
 "فَلَمَّا تَراءَا الْجَمْعانِ قالَ أَصْحابُ مُوسى  إِنَّا لَمُدْرَكُون  قالَ كَلاَّ إِنَّ مَعی  رَبِّی سَیَهْدین"  (شعرا، 61- 62)
"هنگامى كه دو گروه یكدیگر را دیدند، یاران موسى گفتند: به طور قطع ما در چنگال فرعونیان گرفتار شدیم و راه نجاتى وجود ندارد. گفت: چنین نیست آنها هرگز بر ما مسلط نخواهند شد، چرا كه پروردگار من با من است و به زودى مرا هدایت خواهد كرد." 
و سخن پایانی نیز از فرمایشات رهبر انقلاب است که فرمود:
"قرآن این است؛ یک قدرت فوق  العاده و بی  انتها که ما به قدر ظرفیّت خودمان باید بتوانیم ان  شاء الله از آن استفاده بکنیم."

اشتراک گذاری


مطالب مرتبط

خواندن قرآن چه فایده‌ای دارد؟

قرآن کریم نیز برای تعلیم و هدایت بشر نازل شده است. پس استفاده از آن مانند استفاده از هر ابزار دیگری، بستگی به قصد، نیت و چگونگی استفاده ی مصرف کننده دارد.قرآن کریم می‌تواند وسیله‌ای برای هدایت و هم چنین وسیله‌ای برای انحراف بیشتر باشد. چرا که فقط وسیله است و نه هدف. لذا اگر کسی خوب و درست استفاده کرد، هدایت می‌شود «هدیً للمتقین» و اگر کسی سوء استفاده کرد، با همین وسیله گمراه‌تر می‌گردد. چنان چه فرمود:«وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُۆْمِنینَ وَ لا یَزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَساراً» (الإسراء - 82)

صبر و استقامت در قرآن

صبر، در لغت به معنای حبس، خودداری و شکیبایی در مقابل امور به کار می رود و در اصطلاح، نگاهداشت خویش از بی تابی، گلایه، شِکوه و شکایت است. در فرهنگ اسلامی و قرآنی، صبر عبارت است از خویشتن داری و کنترل خود نسبت به چیزی که شرع و عقل از آن بازمی دارد. البته برپایه اختلاف موارد، نام این حالت فرق می کند. برای مثال، اگر خویشتن داری در برابر مصیبت ها باشد، آن را صبر می گویند که ضد آن جَزَع است؛ اگر در جنگ باشد، شجاعت نامیده می شود که در مقابل آن جُبن است؛ اگر در پیش آمدها شکیبایی ضرورت یابد، آن را "سعه صدر" می

نتایج دنیایی استغفار در قرآن کریم چیست ؟

چرا از پیشگاه خدا تقاضای آمرزش گناهان خویش نمی کنید تا مشمول رحمت او واقع شوید؟

سلام درقرآن و روایات

سلام درلغت به معانی گوناگون آمده است یکی از این معانی تحیت است و یکی از اسماء الله نیز «سلام» است. زیرا سلام یعنی امنیت از هرگونه نقص، عیب و فنا و به معنای درود گفتن هم می باشد.

فاطمه(سلام الله علیها) با قرآن سخن می گوید!

دوران پس از رحلت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) دورانی سخت برای خانواد ی ایشان بود. خلافتی که از ابتدای بعثت بارها و بارها مورد تأکید آن جناب قرار گرفته بود از صاحب اصلی اش غصب گردید و به دیگری سپرده شد.

چرا سوره یس قلب قرآن است؟

کمتر سوره ای در فضیلت، مانند سوره ی یاسین است. در فضیلتش همین بس که گفته اند: اِنّ لِکلِّ شیءٍ قلباً القرآنِ سورةُ یاسین: هر چیزی قلبی دارد و قلب قرآن سوره ی یاسین است.1

امیدبخش ترین آیه قرآن

به هنگامى كه خداوند تبارك و تعالى در روز قیامت رحمتش را بگستراند، گستردگى رحمت به صورتى است كه ابلیس در رحمت رحیمیّه حضرت حق به طمع می افتد.

ماه نزول قرآن

شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُديً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ ...

بهترین و زیباترین کمپ ترک گناه

ماه بهارقرآن، ضیافت الهی، ماه مائده های آسمانی و رحمت الهی فرا رسیده است، ماه شریف و مبارک رمضان ماه وزیدن نفحات رحمانی، ایام باز شدن درهای لطف و کرم خداوندی، بار دیگر روی خوش خود را به بندگان نشان داده است.

ادعیه ی قرآنی با گل واژه ربنا

خود قرآن نازل، در بردارنده ی قرآن صاعد است؛ یعنی خداوند متعال دعاهای زیادی را در خود قرآن به سوی ما نازل فرموده، تا دست بندگانش را بگیرد و آن ها را به سوی ملکوت خدا صعود دهد. بعضی از این دعاهای قرآنی با گل واژه ی «ربَّنا» آغاز می شوند.

راه جذب افراد

وقتی پوست دست یا صورت شما خشک و خشن می شود چه می کنی؟ سمباده می کشی؟ سوهان می کشی؟ سنگ پا می کشی؟ نه! چرا؟ چون این ها همه زبر و خشک و خشن اند و نه تنها پوست را نرم و لطیف نمی کنند، بلکه آن را زخمی و خونین هم خواهند ساخت به همین خاطر شما با پماد یا کرم که خود نرم و لطیف است با آن رفتار می کنید و پوست نیز نرمی و لطافت و طراوت خود را باز می یاید.

گره روی گره دیگران نیندازید!

خدمت به خلق خدا، در فرهنگ تعالیم قرآن و عترت، ارزش و ثواب فراوانی دارد. حتّی در روایات، دستگیری از دیگران و گره گشودن از مردم، نسبت به برخی اعمال عبادی نظیر حج یا عمره مستحب، از ثواب والاتری برخوردار است.

ویژگی های رسول اکرم صلی الله علیه و آله از دیدگاه قرآن

وجود رسول اکرم صلی الله علیه و آله سرشار از فضیلت های انسانی و صفت های پسندیده و سیر و سلوکی پایدار بود که از بزرگی، اصالت و خوی ناب وی را حکایت می کرد.

قرآن را نه قرائت که تلاوت کنیم !

کسی که رحل قرآن را پیش رو گذاشته و قرآن را بر آن نهاده و تنها به مرور و خواندن واژه ها بسنده می کند، همچون کسی است که بشقابی از پوست های سیب سرخ پیش رو دارد و مصرف می کند!

زینتی که در نوروز به آن توجه خاص می شود

درباره نحوه پوشش و لباس انسان در آیات مختلفی از قرآن مطالبی ذکر شده است. برخی از این آیات را بیان نموده و درباره آنها توضیحاتی ارائه می کنیم: "قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللَّهِ الَّتی‏ أَخْرَجَ لِعِبادِه‏..." (بگو چه کسی زینت های خدا را که برای مردم خارج کرد، حرام کرد؟...)

راه جذب افراد از نگاه قرآن

وقتی پوست دست یا صورت شما خشک و خشن می شود چه می کنی؟ سمباده می کشی؟ سوهان می کشی؟ سنگ پا می کشی؟ نه! چرا؟ چون این ها همه زبر و خشک و خشن اند و نه تنها پوست را نرم و لطیف نمی کنند، بلکه آن را زخمی و خونین هم خواهند ساخت به همین خاطر شما با پماد یا کرم که خود نرم و لطیف است با آن رفتار می کنید و پوست نیز نرمی و لطافت و طراوت خود را باز می یاید.

وحی، تجلی ویژه الهی

1. جهان آفرینش، جلوه و محل تجلّی ذات مقدس حق سبحانه و تعالی است: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُتَجَلِّي لِخَلْقِهِ بِخَلْقِه‏» (نهج البلاغه خطبه 107)؛ لیکن وحی الهی که در جامه پرنیانی قرآن ظهور یافته است، تجلّی ویژه و خاص الهی است: «فَتَجَلّى‏ لَهُمْ‏ سُبْحَانَهُ فِي كِتَابِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونُوا رَأَوْه‏» (نهج البلاغه، خطبه 146).

مقامی عظیم در سایه‌‌ی اطاعت حق

در بین صفات و كمالاتی كه یك انسان می تواند پیدا نماید ظاهرا عبودیت و بندگی خدا از همه بالا تر باشد حتی از رسالت و امامت و امثال آن. فلذا ما در نماز، قبل از شهادت به رسالت، شهادت به عبودیت پیامبر صلی الله علیه واله می دهیم و می گوییم: « أشهد أن محمدا عبده و رسوله » گویی پیامبر صلی الله علیه واله قبل از این كه رسول باشد عبد است و اساسا این عبودیت او بوده است كه وی را به مقام رسالت رسانده چنانچه همین مقام عبودیت و بندگی بوده است كه او را به معراج و آسمان برده چرا كه خداوند در همین رابطه می فرماید:

گرانبهاترین هدیه خدا به دوستانش

یك ساختمان اگر پایه ‌هاى محكمى داشته باشد، مى ‌تواند سال‌هاى طولانى پا برجا بماند. چنین خانه ‌اى در گذر زمان ممكن است ظاهرش كثیف و سیاه و در و دیوارش خراب شود، اما چون پایه ‌هایش محكم است، با كمى تعمیر و رنگ و تزیینات مى ‌توان آن را تمیز و مرتب كرد. اما اگر پایه و اساس محكمى نداشته باشد، هرچه هم رنگ بزنیم فایده ‌اى ندارد و با باد و باران یا سیلابى فرو خواهد ریخت

خدا به چه کسانی محل نمی‌گذارد؟

خداوند در قرآن می‌فرماید من به آدم‌های عهدشکن و سوگندفروش محل نمی‌گذارم، نه می‌بینم‌شان و نه هم‌کلا‌مشان می‌شوم!

«ساعت زنگى» خدا

در میان تمام ملل و امم اسلامی، تنها شیعه است که علاوه بر ثقل اکبر(قرآن) به ثقل اصغر(اهل بیت) چنگ آویخته و بر سفره سرّ و شهادت حقایق دین زانو زده است.

تكيه‌گاه

خدایا! مرا تكيه‌گاه باش.

شما با چه انگیزه ای خدا را عبادت می کنید؟

امام علی (علیه السلام) می فرماید: اگر خداوند از نافرمانی خود بیم نمی داد، واجب بود به شکرانه نعمت هایش نافرمانی نشود.

حاجت خواستن از غیر خدا در قرآن

قالُوا یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِینَ قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّی إِنَّهُ ‏هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ «یوسف آیات 97 و 98‏» ؛ «گفتند: «اى پدر! براى گناهان ما آمرزش خواه كه ما ‏خطاكار بودیم. گفت: به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى‏خواهم كه او، ‏همانا آمرزنده مهربان است»

شما با چه انگیزه ای خدا را عبادت می کنید؟

امام علی (علیه السلام) می فرماید: اگر خداوند از نافرمانی خود بیم نمی داد، واجب بود به شکرانه نعمت هایش نافرمانی نشود.

شما در دعاهایتان از خدا چه می خواهید؟

پیامبر صلّی الله علیه و آله می فرمایند: «رزق و روزی به عدد قطرات باران از آسمان بر زمین نازل می شود تا هر كس به اندازه خود دریافت كند، لكن خداوند زیاده دهنده است پس از فضل خداوند نعمتهای بیشتری درخواست كنید.»

تمام عالم کتاب خداوند است

عزیزترین فرد این عالم، پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله است و ایشان سحاب حریص بود. خود می فرمود: انا حریصُ علی رُشدکم: من به رشد شما حریصم ...

نکاتی از لطف خدا !

بعضی گیاهان رونده اند یعنی یک گوشه باغچه می کاری، اما خیلی طول نمی کشد که تمام باغچه را پر می کند.کار خوب و صواب درست مثل گیاه رونده است و رشد کرده و پیش می رودکار بد و خلاف و ناصواب هم از همین دست است؛ درست مثل قطره ای از جوهر سیاه که روی صفحه سفید کاغذ و یا پارچه ای فرو می افتد، اما همانجا نمی ماند بلکه پیشروی کرده و جلو می رود. فرآوری: زهرا اجلال- بخش قرآن تبیان لطف خدا این یک حقیقتی است که رفتارهای خوب و بد، عوامل و حقایقی ثابت نیستند بلکه درست مثل یک گیاه رونده اند؛ رشد می کنند و پیشروی کرده و جلو می روند؛ حقیقتی که در سورهیوسف به زیبایی تمام می توانی تماشا کنی. برادرها روزی یوسف را با خود به تفریح بردند و به چاه افکندند و نتیجه آن این شد که امروز برادر دیگر خود بنیامین را از دست دادند، پس این اتفاق ریشه در آن اتفاق ناگوار دارد. و به همین خاطر بود که تا یعقوب ماجرای بنیامین را شنید همان سخنی را تکرار کرد که در وقت از دست دادن یوسف گفته بود. آن روز:قَالَ بَل سَوَّلَتْ لَکمْ انفُسَکمْ أَمْراً: نفس شما کاری را در نظرتان بیاراست و امروز نیز همان را می گوید در حالیکه این بار به ظاهر آنان هیچ تقصیری نداشته اند اما یعقوب می خواهد بگوید: این ماجرا ریشه در همان ماجرا دارد. این سنتی است ثابت و همیشگی این یک سنت همیشگی است، نیکی ها و بدی هایی که به انسان می رسد و در زندگی نمودار می شوند همگی ریشه در یک سری عواملی است که در درون خود ما انسان ها قرار دارند. از نظر قرآن هر عملی برای انسان، در دنیا یا آخرت تاثیر گذار است و هر کسی در گرو اعمال خویش است: «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهینَة»(مدثر(74)، آیه ی38) براین اساس مطابق قوانین تكوینی که خداوند متعال بر جهان هستی حکم فرما کرده است، کار خوب و بد ما حتی در همین جهان نیز بر جسم و جان ما تأثیر می گذارد. رنج ها و مصیبت ها به رفتارهای خود انسان باز می گردد: «و ما أصابَکُم مِن مصیبةٍ فَبِما کسبت أیدیکم و یعفو عن کثیر» (شوری43)، آیه ی30) و حاصل نیکی و بدی برای خود انسان است: «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها»(الاسراء(17)، آیه ی7) وصول به لقای الهی و یا محرومیت از آن، در گرو انجام اعمال صالح و پرهیز از شرک است: «فَمَنْ كانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا»(کهف(18)، آیه ی110) حتی میانجی گری در اعمال حسنه و سیئه در زندگی تأثیر خودش را دارد: «مَنْ یَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً یَكُنْ لَهُ نَصیبٌ مِنْها وَ مَنْ یَشْفَعْ شَفاعَةً سَیِّئَةً یَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْها» (نساء(4)، آیه ی85) این یک سنت همیشگی است، نیکی ها و بدی هایی که به انسان می رسد و در زندگی نمودار می شوند همگی ریشه در یک سری عواملی است که در درون خود ما انسان ها قرار دارند. از نظر قرآن هر عملی برای انسان، در دنیا یا آخرت تاثیر گذار است و هر کسی در گرو اعمال خویش است: «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهینَة»(مدثر(74)، آیه ی38) حتی داریم که در روز واپسین هر کسی، خودِ اعمال نیک یا ناپسندی را که انجام داده است، می یابد: «یَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْس مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْر مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوء تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَ بَیْنَهُ أَمَدَا بَعِیدًا...» (آل عمران (3)، آیه ی30) یعنی محل انژاس خوبی ها و بدی ها، نفس انسان است: «مَنْ عَمِلَ صَالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَسَاءَ فَعَلَیهَا» (جاثیه (45)، آیه ی15). هرچند مقدار آن اعمال، اندک باشد: «فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره * و من یعمل مثقال ذرة شراً یره» (الزلزله (99)، آیات 7-8) کلام آخر بازگشت اعمال و به معنایی دیگر رشد و نمو اعمال هر انسانی به سوی خود اوست و انسان ها ، بازتاب اعمال خویش را در دنیا و آخرت خواهند دید و چشید. البته ناگفته نماند که شرایط دنیا به سبب محدودیت هایش اجازه نمی دهد تا انسان ها همه بازتاب ها و پیامدها و آثار اعمال خویش را در دنیا ببینند ، از این روست که آخرت به عنوان جایگاه بهره مندی کامل انسان از کرده ها و اعمال خویش معرفی می شود. نحل آیه 111 و زمر آیه 70) منابع: سایت آیت الله احمد بهشتی کتاب باران حکمت؛ بیانات حجت الاسلام رنجبر رادیو قرآن

انسان خوبی بود، چه جوری شد این طوری شد؟

بعد از سال ها دیدمش ، خیلی تعجب کردم ... نسبت به سال های دبیرستان که با هم بودیم خیلی تغییر کرده بود ... بعد که کمی بیشتر با هم حرف زدیم و به حرف هایش فکر کردم دیدم که این تغییرات نتیجه یک سری بی احتیاطی هایی است گاهاً همه ما به آن بی توجه هستیم...

تا حالا خدا غافلگیرتان کرده است؟

گرچه در هر یک از نعمت های خدا، دنیایی از اعجاب و شگفتی نهفته است؛ امّا شکل اختصاص بعضی رزق ها، شگفتی مضاعف دارد و کاملاً غافلگیر کننده و خارج از محاسبات عادّی، نصیب انسان می شود. آری! روزی های غافلگیرکننده!

تا به حال خدا را امتحان کرده اید؟

آدم های دنیا این گونه اند؛ اگر بخواهیم آن ها را از خودمان راضی نگه داریم یا خیلی سخت است و یا اصلا نشدنی است و جز درگیری ذهنی و آشفتگی روحی چیزی برایمان ندارد.

بازگو کردن نعمت، شکر نعمت است

نعمت پروردگار، هر نوع بهره مادی و معنوی را شامل است و بازگو کردن نعمت به قصد یادآوری و ستایش نعمت ـ نه برای غرور و فخر فروشی ـ خود، شکر نعمت محسوب می شود و بخشش آن به دیگران، نوعی بازگو کردن نعمت الهی است.

مکر و حیله از جانب خدا، یعنی چه؟

یکی از فرازهایی که ما در شب های ماه رمضان در دعای ابوحمزه خواندیم این جمله بود که «الهی لا تمکر بی فی حیلتک» «خدایا به مجازات عَمَلَم به مکر و حیله ات مرا غافلگیر و مبتلا مگردان». حال کیفیت حیله و مکری که امام از آن سخن به میان می آورد چیست؟ که در ادامه و به تدریج به توضیح آن خواهیم پرداخت.

کارهای خدا برعکسه!

آفریدگار یکتایی که مظهر تمام خوبی ها و درستی هاست سعادت مخلوقاتش را در هم سویی هرچه بیشتر با خالقشان قرار داده است. هرچند که خداوند یکتا؛ بی همتاست و هیچ کس را یارای همتایی با او نیست اما نزدیک شدن به صفات خالق و پیاده سازی هرچه بیشتر صفات الهی در وجود انسان، سعادت آدمی را بدنبال دارد.