عاشورا از نگاه دیگر

برچسپ ها: امام حسین ، عاشورا ، کربلا ، مصائب ، باز خوانی

Print Friendly and PDF

 نویسنده: عبدالکریم پاک نیا    

طلیعه

یک قصه بیش نیست، غم عشق و وین عجب کز هر زبان که می شنوم نامکرر است بازگویی مصائب عاشورا و یادآوری فصلهای گوناگون این حماسه جاوید، علاوه بر بیداری، حسّ ظلم ستیزی و عدالت خواهی در جامعه، موجب تجدید حیات اسلام و احیای ارزشهای فراموش شده می باشد، به همین جهت، این جمله در میان اندیشمندان اسلامی معروف شده که: «اَلاِْسْلامُ مُحَمَّدیُّ الْحُدُوثِ وَ حُسَیْنیُّ الْبَقاءِ؛ اسلام را حضرت محمد صلی الله علیه و آله به جهان بشریت عرضه نمود و حسین بن علی علیهماالسلام از آن پاسداری و حمایت کرد.» ذکر مصیبت عاشورا وسیله ایست برای رساندن پیامها و سخنان امام حسین علیه السلام به جهانیان در طول تاریخ تشیع.

ذاکران و روضه خوانان مکتب عاشورا، در ضمن روضه خوانی به مخاطبان خود یاد آور می شوند که امام حسین علیه السلام مشکلات و مصائب را به چه انگیزه والائی تحمل کرد.

آنان به عزاداران حسینی علیه السلام گوشزد می کنند که آن حضرت در نامه ای به بزرگان عراق در مورد رواج سنتهای باطل و ترویج ارزشهای منفی در جامعه مسلمانان هشدار داد و حمایت آنان را در قیام برای احیای سنتهای صحیح و حاکم شدن ارزشهای الهی خواستار شد و فرمود:«اَنَا اَدْعُوکُمْ اِلی کِتابِ اللّه ِ و سُنَّةِ نَبیّهِ فاِنَّ السُّنَّةَ قَدْ اُمیتَتْ وَ اِنَّ الْبِدْعَةَ قَدْ اُحْییَتْ وَ اِنْ تَسْمَعُوا قَوْلی وَ تُطیعُوا اَمْری اَهْدِکُمْ اِلی سَبیلِ الرَّشادِ؛ من شما را به کتاب خدا و سنت پیامبرش فرا می خوانم؛ چرا که سنّت [به تدریج] از میان رفته و بدعت زنده شده است. اگر به سخنم گوش فرا دهید و از فرمانم اطاعت کنید، شما را به راه رستگاری راهنمایی خواهم کرد.»

تأکید بر عزاداری، از عصر ائمه علیهم السلام

امام صادق علیه السلام در زیارت اربعین امام حسین علیه السلام فرمود: «اَلسَّلامُ عَلی اَسیر الْکُرَباتِ وَ قَتیلِ الْعَبَراتِ؛ سلام بر آن آقایی که گرفتار غصه ها و مصائب بود و کشته اشکها گردید.»

اشک بر امام حسین علیه السلام در حقیقت ایجاد ارتباط عاطفی با مظهر تمام خوبیها و زیباییها و ابراز عشق و محبت به جلوه بارز صفات الهی است. در حقیقت گریه آگاهانه بر امام حسین علیه السلام موجب تثبیت باورهای توحیدی است. به همین خاطر امام حسین علیه السلام نیز به شیعیان توصیه فرمود که روضه خوانی بر مصائب آن حضرت را هرگز فراموش نکنند و در هر فرصتی به ذکر مصائب کربلا بپردازند.

در این فرصت به ذکر مصائب عاشورا می پردازیم:

1. حضرت مسلم علیه السلام

حضرت مسلم بن عقیل از سوی امام حسین علیه السلام برای بررسی اوضاع کوفه و بیعت گرفتن از مردم به آن شهر اعزام شده بود و بر اثر تلاشهای فراوان، حدود 18 هزار نفر با وی بیعت کردند. امّا تسلط عبید اللّه بن زیاد و تهدید و تطمیعهای وی موجب شد مردم کوفه از اطراف حضرت مسلم پراکنده شوند و آن گرامی تنها و غریب بماند. او بعد از مقاومت و رشادتهای بی نظیر، در روز عرفه؛ نهم ذی الحجه به شهادت رسید. پیامبر گرامی از شهادت آن بزرگوار سالها قبل از وقایع کربلا خبر داده و در سوگ آن گرامی گریسته بود.

هنگامی که آن حضرت را با حیله دستگیر کردند، در مقابل دار الاماره خواست کاسه آبی بنوشد، آب را به دهانش نزدیک کرد؛ امّا از شدت جراحات وارده خون از دهانش جاری گردید و نوشیدن آب برایش ممکن نشد. وقتی این عمل سه بار تکرار شد، حضرت فرمود: خدا را حمد می کنم که اگر این آب روزی من بود از آن می نوشیدم و با لب تشنه وارد دار الاماره کوفه گردید. او به حاکم ستمگر کوفه عبیداللّه سلام نکرد و به او اعتنایی ننمود.

وقتی حکم شهادت را برایش اعلام کردند، سه وصیت کرد:

هفتصد درهم در شهر کوفه بدهکارم، با فروش زره من آنرا بپردازید.

بعد از شهادت، جنازه ام را دفن کنید.

من به امام حسین علیه السلام نامه نوشته ام که به کوفه آید، به او اطلاع دهید که دیگر به اینجا نیاید؛ چون مردم کوفه بیعت شکسته اند.

عبید اللّه سپس به بکر بن حمران احمری دستور داد تا حضرت مسلم را به بام دارالاماره برده و گردن بزند. در آن لحظه سفیر با کفایت امام حسین علیه السلام تکبیر می گفت و از حق ناسپاسی آن مردم به خداوند شکوه می نمود که چگونه با فرزند پیامبر مکر و حیله کردند. چون به بالای بام رسید، رو به سوی مکه کرده و گفت: «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ رَسُولِ اللّه ِ»

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

به وقت صبح قیامت که سر زخاک برآرم به گفتگوی تو خیزم به جستجوی تو باشم

بکر در بالای دارالاماره سر از بدن آن گرامی جدا کرد و بدنش را از بالای قصر به پائین انداخت. ابن زیاد دستور داد بدن مبارکش را در بازار قصابان به دار زنند و سرش را به نیزه زده و به دمشق فرستاد.

شهادت مسلم علیه السلام خیلی جانسوز بود، امّا لا یَوْمَ کَیَوْمِکَ یا اَبا عَبْدِ اللّه ِ، اگر سر مسلم را از بدن جدا کردند، دختران و خواهرانش در کنار او نبودند تا آن صحنه غمبار و جانسوز را ببینند. وقتی که امام حسین علیه السلام در مسیر کربلا از فرزدق شاعر خبر شهادت جناب مسلم را شنید، دیدگانش پر از اشک شد و فرمود: «رَحِمَ اللّه مُسْلِماً فَلَقَد صارَ اِلی رُوحِ اللّه ِ وَ رَیْحانِهِ وَ جَنَّتِهِ وَ رِضْوانِهِ، امّا اِنَّهُ قَدْ قَضی ما عَلَیْهِ وَ بَقِیَ ما عَلَیْنا؛ خداوند مسلم را رحمت کند، او به سوی روح و ریحان و بهشت و رضوان خداوند پر کشید و تکلیف خود را ادا نمود، امّا هنوز تکلیف ما باقی است.»

2. ورود به کربلا

قافله امام حسین علیه السلام روز دوم محرم در حالی که توسط لشکر حرّ بن یزید ریاحی محاصره شده بود به سرزمین کربلا رسید. امام وقتی نام کربلا را شنید فرمود: «هَذا مَوْضِعُ کَرْبٍ هاهُنا مُناخُ رِکابِنا وَ مَحَطُّ رِحالِنا وَ مَقْتَلُ رِجالِنا وَ مَسْفَکُ دِمائِنا بِهذا حَدَّ ثَنی جَدّی رَسُولُ اللّه ِ صلی الله علیه و آله ؛ اینجا محل غم و بلا است، اینجا خوابگاه مرکبهای ماست، محل فرود آوردن بارها و توشه های ماست، اینجا قتلگاه مردان ما و محل ریختن خونهای ماست؛ جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله این گونه به من خبر داده است.»

اندر این دشت بلا غارت جان خواهد شدآنچه مقصود دل ماست همان خواهد شد

ای بساتن که در این دشت بیفتد برخاکای بسا سر که در اینجا به سنان خواهد شد

این لب شط فراتست که از سوز عطشآب از دیده اطفال روان خواهد شد پس از سخنان امام حسین علیه السلام همگی از مرکبها فرود آمدند و خیمه ها را برافراشتند. امام حسین علیه السلام بعد از استقرار در کربلا، در گوشه ای نشسته و در حالی که شمشیر خود را آماده می کرد اشعاری را در بی وفایی دنیا زمزمه می کرد:

یا دَهْرُ اُفٍّ لَکَ مِنْ خَلیلٍ کَمْ لَکَ بِالْاِشْراقِ وَ الْاَصیلِ

مِنْ صاحِبٍ وَ طالِبٍ قَتیلِوَ الدَّهْرُ لا یَقْنَعُ بِالبَدیلِ «ای روزگار! افّ بر تو باد چه بد رفیقی هستی، چه بسیار دوستانت را در شامگاهان و صبحگاهان به قتل رسانیده ای و روزگار در نزول بلا بر افراد هرگز به بدل قانع نمی شود.»

حضرت زینب علیهاالسلام وقتی این سخنان را از برادر شنید، عرض کرد: ای برادر! این سخن کسی است که به کشته شدن خود یقین دارد. امام علیه السلام فرمود: بلی خواهرم! من هم یقین به شهادت خود دارم. در این لحظه فریاد زینب علیهاالسلام بلند شد و گفت: وای بر من، حسین علیه السلام دست از زندگانی شسته واز مرگ خود خبر می دهد. آن گاه به همراه سایر بانوان حرم ناله سر دادند که: «وا مُحَمَّداه، وا عَلِیّاه، وا أمّاه، وا حُسَیْناه وا ضَیْعَتاه بَعْدَکَ یا اَبا عبداللّه ...» امام آنان را ساکت و آرام نمود. امّا در روز عاشورا بعد از شهادت امام کسی نبود که بانوان حرم را تسلی دهد و آرام نماید.

3. حضرت رقیه علیهاالسلام

کودکی را که پدر در سفر استدائماً چشم امیدش به در است

هر صدایی که ز در می آیدبه خیالش که پدر می آید از سوزناک ترین مصائب واقعه عاشورا، مصیبت دختر چهار ساله امام حسین علیه السلام است. در مقاتل آمده است که به همراه اسرای کربلا که در خرابه ای نزدیک کاخ یزید اسکان داده شده بودند، دختری چهار ساله از فرزندان امام حسین علیه السلام بود که امام به او خیلی علاقه داشت و او نیز شدیداً دلبسته پدر بود. او شبی از خواب بلند شده و عرضه داشت: بابایم حسین کجاست؟ من امشب او را در خواب دیدم که خیلی مضطرب و نگران بود.

بگفت ای عمه بابایم کجا رفتبُدی این دم بَرَم، دیگر چرا رفت با شنیدن این صدا همه بانوان بلند شده و در خرابه شام غوغایی بپا شد. وقتی خبر به یزید رسید دستور داد سر مبارک امام حسین علیه السلام را در برابر آن طفل معصوم قرار دهند. وقتی که آن دختر کوچک سر بابا را شناخت، آنرا به سینه چسبانید و با لحن سوزناکی نجوا آغاز کرد: «یا اَبَتاه مَنْ ذَالَّذی خَضَبَکَ بِدِمائِکَ؟ یا اَبَتاه مَنْ ذَالَّذی قَطَعَ وَریدَکَ؟ یا اَبَتاه مَن ذَالَّذی اَیْتَمَنی عَلی صِغَرِ سِنّی؟ یا اَبَتاه مَنْ لِلْیَتیمَةِ حَتّی تَکْبُر؟ یا اَبَتاه مَنْ لِلنِّساء الْحاسِراتِ؟...؛ پدر چه کسی تو را با خونت رنگین کرد؟ بابا چه کسی رگهای گردنت را قطع نمود؟ بابا چه کسی مرا در کودکی یتیم نمود؟ بابا دختر یتیم را چه کسی پرستاری می کند تا بزرگ شود؟ بابا چه کسی بر بانوان غارت شده ترحم می کند؟...»

در همان موقع لبهای کوچک خود را بر لبهای بابای شهیدش نهاد و آنچنان گریه کرد که غش کرد و به شهادت رسید.

رموز عشق بر عالم نشان داد لبش را بر لبش بنهاد و جان داد

4. دو طفلان حضرت زینب علیهاالسلام

حضرت زینب کبری علیهاالسلام در حماسه عاشورا دوشادوش برادر حرکت کرده و لحظه ای از ایثار و فداکاری باز نایستاد. آن گرامی در سفر کربلا دو یادگار از همسرش عبداللّه بن جعفر داشت به نامهای عون و محمد که هر دو در رکاب امام حسین علیه السلام به شهادت نائل شدند. عون بن جعفر هنگام شهادت رجز می خواند و می گفت:

اِن تُنْکِرُونی فَاَنَا بنُ جَعْفَرٍشَهیدُ صِدْقٍ فِی الْجَنانِ اَزْهَر

یَطیرُ فیها بِجَناحٍ اَخْضَرٍ کَفی بِهذا شَرَفاً فی الْمَعْشَرِ

«اگر مرا نمی شناسید بدانید که من از فرزندان جعفر طیار هستم؛ همان شهید راستین در بهشت درخشان.

او در آنجا با بالهای سبز خویش پرواز می کند و این شرافت خانوادگی در روز محشر بس است.»

محمد نیز در هنگامه نبرد تن به تن با دشمن، این گونه آگاهی و معرفت خود را نشان می داد:

نَشْکُو اِلَی اللّه ِ مِنَ الْعُدْوانِ قِتالَ قَوْمٍ فی الرَّدی عُمْیانِ

قَدْ تَرَکُوا مَعالِمَ الْقُرآنِ وَ مُحْکَمَ التَّنْزیلِ وَ التِّبْیانِ

«به خداوند متعال از دست دشمن [کینه توز] شکایت می کنیم، با قومی قتال می کنیم که چشم حقیقت بین ندارند [و در افتادن به هلاکت کورند].

آنان آموزه های قرآن و آیات محکم آنرا فراموش کرده اند.»

امام حسین علیه السلام بعد از شهادت آن دو نوجوان پیکرهای خون آلودشان را بغل گرفت و در حالی که پاهایشان بر زمین کشیده می شد، آنها را به خیمه ها آورد. حضرت زینب علیهاالسلام بردباری فراوانی از خود نشان داد؛ آن گونه که همه بانوان از خیمه ها بیرون آمدند امّا او بیرون نیامد. اول برای بی تابی نکردن و دوم اینکه مبادا چشم برادر به او بیفتد و ناراحت و شرمنده شود. حضرت زینب علیهاالسلام اسوه صبر و بردباری بود امّا در دلش غوغایی وجود داشت.

من از تحریر این غم ناتوانمکه تصویرش زده آتش به جانم

اگر دردم یکی بودی چه بودیوگر غم اندکی بودی چه بودی او با کوهی از غم و اندوه فرزندان خود را فدای برادر کرد، و هم او بود که اطفال بی سرپرست برادر را با تمام وجود پرستاری نمود.

بتول دومین ام المصائب چو خود را دید بی سالار و صاحب

بر اطفال برادر مادری کرد بنات النعش را جمع آوری کرد

5. حرّ بن یزید ریاحی

او که یکی از فرماندهان نامی عرب بود، همراه با هزار نیروی جنگی برای مقابله با امام حسین علیه السلام و بستن راه آن حضرت به میدان آمده بود.

در روز عاشورا بعد از مشاهده جریانات گذشته، یکباره تصمیمی سرنوشت ساز گرفت و به مقصد توبه نزد امام علیه السلام آمد و با شرمساری تمام عرضه داشت: «جُعِلْتُ فِداکَ یَابْنَ رَسُولِ اللّه ِ اَنَا صاحِبُکَ الَّذی حَبَسْتُکَ عَنِ الرُّجُوعِ وَ سایَرْتُکَ فِی الطَّریقِ وَ جَعْجَعْتُ بِکَ فی هذَا الْمَکانِ وَ ما ظَنَنْتُ اَنَّ الْقَوْمَ یَرُدُّونَ عَلَیْکَ ما عَرَضْتَهُ عَلَیْهِمْ وَ لایَبْلُغُونَ مِنْکَ هذِهِ الْمَنْزِلَةَ، وَ اللّه ِ لَوْ عَلِمْتُ اَنَّهُمْ یَنْتَهُونَ بِکَ اِلی ما اَری ما رَکِبْتُ مِثْلَ الَّذی رَکِبْتُ، فَانّی تائِبٌ اِلَی اللّه ِ مِمّا صَنَعْتُ، فَتَری لی مِنْ ذلِکَ تَوْبة؟؛ ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله ، فدایت شوم، من همان هستم که تو را از بازگشت [به وطنت] جلوگیری کردم و در راه همه جا قدم به قدم با تو آمدم [و مواظب بودم که مبادا از راه منحرف شوی] و تو را در این مکان [وحشتناک] فرود آوردم و خیال نمی کردم آنان سخن تو را رد کنند و با تو تا این اندازه کینه ورزند. به خدا سوگند اگر می دانستم آنها با تو آن می کنند که الان می بینم، هرگز [با تو] چنان رفتاری نمی کردم، امّا اینک از آنچه کرده ام به سوی خداوند توبه می کنم. آیا خداوند توبه مرا می پذیرد؟»

آمدم بر آستانت سر نهم سامان بگیرم دل دهم دلبر بیابم جان دهم جانان بگیرم

آمدم پایت ببوسم تا مگر دستم بگیریآمدم دردم بگویم از کَفَت درمان بگیرم

حرّ آزادم ولیکن بنده این خاندانم در ردیف بندگانت گر توان عنوان بگیرم

ای حسین ای آنکه سبط رحمة للعالمینیرخصتی کز تو جواز رحمت رحمان بگیرم

میهمان بودی و اول من به رویت راه بستم چون ندانستم نباید راه بر مهمان بگیرم

خستم از این راه بستن چون دل اهل حرم را آمدم شاید رضایت نامه از آنان بگیرم

آمدم با جان نثاری زینبت را شاد سازم تا که از زهرا به محشر سر خط غفران بگیرم

دست رد بر سینه ام مگذار و بگذر از خطایمتا به راهت سینه را در معرض پیکان بگیرم

امام علیه السلام فرمود: «نَعَم یَتُوبُ اللّه ُ عَلَیْکَ فَاَنْزِلْ؛ بلی خداوند توبه تو را می پذیرد، فرود آی.»

حرّ از امام حسین علیه السلام اجازه گرفت و وارد میدان کارزار شد و بعد از رشادتهای بی نظیر، پیکر مجروح و خون آلودش به زمین افتاد. امام حسین علیه السلام در کنارش حاضر شد و دست به صورت وی کشید و جسد نیمه جانش را نوازش داد و در آنحال فرمود: «اَنْتَ الْحُرُّ کَما سَمَّتْکَ اُمُّکَ وَ اَنْتَ الْحُرُّ فِی الدُّنیا وَ اَنْتَ الْحُرُّ فِی الآْخِرَة؛ تو همانگونه که مادرت نامت را حرّ گذاشته، «حرّ» و آزاده ای. تو آزادمرد در دنیا و سعادتمند در جهان آخرت هستی.» سپس امام دستمال مبارک خود را بیرون آورده و زخم سر حرّ را بست.

آری امام حسین علیه السلام پیکر حرّ را نوازش کرد، خاکهای صورتش را کنار زد و زخم سرش را بست، امّا ای کاش هنگامی که سر امام حسین علیه السلام در تنور خولی به خاکستر آلوده شد، کسی پیدا می شد تا آن سر نورانی را پاک کند و... .

6. حضرت قاسم بن الحسن علیهماالسلام

از مهم ترین مصائب روز عاشورا، مصیبت حضرت قاسم بن الحسن علیهماالسلام است.

علامه مجلسی می نویسد: حضرت قاسم علیه السلام در حالی که نوجوان بود و هنوز به سن تکلیف نرسیده بود، آمد و از امام حسین علیه السلام اجازه نبرد خواست. امام علیه السلام به او نگاه کرد و او را به آغوش چسبانید.

هر دو مدتی گریستند، آنگاه دوباره از امام حسین علیه السلام اجازه طلبید و امام اجازه نمی داد. قاسم همچنان التماس و اصرار می کرد و دست و پای امام را می بوسید.

جان زهرا کربلایی کن مردر ره قرآن، فدایی کن مرا

ای عمو! حق علی بت شکندست رد بر سینه قاسم مزن

تا اینکه رخصت گرفت و در حالی که اشکهایش از شدت شوق روان بود، حرکت کرد. او رجز می خواند و ضمن معرفی خود به کوفیان هشدار می داد که ای نامردمان، آیا این چنین مهمان نوازی می کنند، حسین علیه السلام مهمان دعوت شده شماست!

در هنگامه جنگ یکی از لشکریان نانجیب کوفه به نام عمر بن سعد ازدی به قاسم علیه السلام حمله کرد و با ضربه شمشیر سر آن نوجوان هاشمی را شکافت و قاسم به روی زمین افتاد. در آن لحظه عموی خود را صدا زد، امام حسین علیه السلام با شنیدن ناله قاسم علیه السلام با شتاب تمام به سوی او آمد و به قاتل آن نوجوان هجوم برد، درگیر و دار جنگ جنازه قاسم پایمال سم ستوران شد. وقتی که امام دشمن را کنار زد، بر بالین قاسم نشست، آن نوجوان در حال جان دادن بود و پای خود را بر زمین می سایید. امام علیه السلام که به شدت ناراحت بود، فرمود:«عَزَّ وَ اللّه عَلی عَمِّکَ اَنْ تَدْعُوهُ فَلا یُجیبُکَ اَوْ یُجیبُکَ فَلا یَنْفَعُکَ؛ به خدا قسم برای عمویت خیلی سخت است که او را صدا کنی و پاسخت ندهد، یا پاسخ دهد امّا به حال تو فایده ای نداشته باشد.»

هر کس به زمین می افتاد، امام را صدا می زد و امام سریعاً به بالینش می آمد؛ امّا آه از آن ساعتی که امام حسین علیه السلام با تن غرقه به خون در گودال قتلگاه افتاد، زینب کبری علیهاالسلام به کنار برادر آمد و فریاد بر آورد: «وا مُحَمَّداه! وا عَلیّاه، وا جَعْفَراه!» سپس به عمر سعد خطاب کرد: «اَیُقْتَلُ اَبا عَبْدِاللّه وَ اَنْتَ تَنْظُرُ اِلَیْهِ، آیا حسین کشته می شود و تو نظاره می کنی؟» سپس صدا زد: «اَما فیکُمْ مُسْلِم؟» آیا در میان شما یک مسلمان نیست؟»

7. حضرت علی اصغر علیه السلام

امام حسین علیه السلام در روز عاشورا در هنگام وداع اول، جلو خیمه آمد و به خواهرش فرمود: «ناوِلُونی عَلیّاً اِبْنی الطِّفْلَ حَتّی اُوَدِّعَهُ؛ پسر طفلم علی را به من دهید تا [برای آخرین بار او را ببینم و] با او وداع کنم.» هنگامی که امام علیه السلام علی اصغر را در بغل داشت، تیر حرمله آمد و کودک را در آغوش پدر به شهادت رساند.

در روایت دیگری آمده است:

هنگام وداع امام با خانواده، ام کلثوم از امام حسین علیه السلام در خواست کرد که اگر ممکن است برای علی اصغر علیه السلام شربتی آب طلب کند، امام کودک شش ماهه را به آغوش کشیده و به سوی لشکر کوفه آورد و فرمود:«یا قَوْمِ قَدْ قَتَلْتُمْ اَخی وَ اَوْلادی وَ اَنْصاری، وَ ما بَقِیَ غَیْرِ هذَا الطِّفْل وَ هُوَ یَتَلَظّی عَطَشاً مِنْ غَیْرِ ذَنْبٍ اَتاهُ اِلَیْکُمْ فَاسْقُوُهُ شَرْبَةً مِنَ الْماءِ؛ ای مردم! شما برادرم، فرزندانم و یارانم را کشتید و به غیر از این کودک کسی نمانده است. او از تشنگی می سوزد در حالی که هیچ گناهی ندارد. او را با جرعه ای آب سیراب سازید.» و در عبارتی دیگر فرمود:« اِنْ لَمْ تَرْحَمُونی فَارْحَمُوا هذَا الطِّفْل؛ اگر به من رحم نمی کنید به این کودک [بی گناه[ رحم کنید.» در همان لحظه که امام مشغول صحبت بود، به دستور عمر سعد، حرملة بن کاهل اسدی با تیری گلوی علی اصغر را نشانه گرفت و گوش تا گوش آن کودک را شکافت. امام کف دست خود را از خون علی پر کرد و به سوی آسمان انداخت و فرمود: «اَللّهمَّ اِنّی اُشْهِدُکَ عَلی هؤُلاءِ الْقَوْمِ فَاِنَّهُمْ نَذَرُوا اَنْ لایَتْرُکُوا اَحَداً مِنْ ذُریَّةِ نَبیِّکَ؛ خدایا تو را شاهد می گیرم که این مردم قصد کرده اند از فرزندان پیامبرت حتی یک نفر را هم زنده نگذارند.» مصیبت چنان سوزناک بود که امام با چشمانی اشکبار به پیشگاه خداوند عرضه داشت: «اَللّهُمَّ احْکُم بَیْنَنا وَ بَیْنَ قَوْمٍ دَعَوْنا لِیَنْصُرُونا فَقَتَلُونا؛ خدایا بین ما و مردمی که ما را دعوت کرده اند تا یاریمان کنند، امّا ما را می کشند، خودت داوری کن!»

امام زمان علیه السلام در زیارت ناحیه مقدسه می فرماید: «اَلسَّلامُ عَلی عَبْدِاللّه ِ بْنِ الْحُسَینِ علیه السلام اَلطِّفْلِ الرَّضیعِ اَلْمَرْمِیِّ الصَّریعِ اَلْمُتَشَحَّطِ دَمَاً، اَلْمُصَعَّدِ دَمُهُ فِی السَّماءِ، اَلْمَذْبُوحِ بِالسَّهْمِ فی حِجْرِ اَبیهِ، لَعَنَ اللّه ُ رامِیَهُ حَرْمَلَةَ بْنَ کاهِلِ الْاَسَدِیَّ؛ سلام بر عبدالله بن حسین علیه السلام ، همان کودک شیر خواره ای که هدف تیر ستم قرار گرفت و به خونش آغشته گردید و خون او به سوی آسمان صعود کرد و در آغوش پدر با تیر مذبوح گردید. خداوند قاتلش حرملة بن کاهل اسدی را لعنت کند.»

بچه ناقه صالح بَرَت ای داور من نیست در رتبه فزون تر زعلی اصغر من

چونکه تو خواسته ای باد فدای ره توسر من، پیکر من، اکبر من، اصغر من

8. حضرت علی اکبر علیه السلام

در زیارت نامه حضرت علی اکبر علیه السلام آمده است: «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَوَّلَ قَتیلٍ مِنْ نَسْلِ خَیْرِ سَلیلٍ مِنْ سُلالَةِ اِبْراهیمَ الْخَلیلِ صَلَّ اللّه ُ عَلَیْکَ وَ عَلی اَبیکَ؛ سلام بر تو ای اولین شهید از نسل بهترین سلاله پاک از سلسله ابراهیم خلیل علیه السلام . درود خداوند بر تو و پدرت باد.»

علی اکبر اولین شهید بنی هاشم در روز عاشورا است. او چنان به پیامبر صلی الله علیه و آله شباهت داشت که امام حسین علیه السلام هنگام وداع با وی روبه آسمان کرده و فرمود: «اَللّهُمَّ اشْهَدْ عَلی هؤُلاءِ الْقَوْمِ فَقَدْ بَرَزَ اِلَیْهِمْ غُلامٌ اَشْبَهُ النّاسِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِکَ کُنّا اِذَا اشْتَقْنا اِلی نَبِیِّکَ نَظَرْنا اِلی وَجْهِهِ؛ خداوندا! تو بر این قوم گواه باش، جوانی به مصاف آنان می رود که از نظر خلقت و خُلق و خُوی و سخن گفتن شبیه ترین مردم به رسول توست، ما هرگاه مشتاق دیدار پیامبر تو می شدیم به سیمای این جوان می نگریستیم.»

آری علی اکبر از هر لحاظ شبیه پیامبر صلی الله علیه و آله بود و اهل مدینه هر گاه به دیدار پیامبر مشتاق می شدند، به علی اکبر نظاره می کردند. امام حسین علیه السلام چنان به علی علاقه داشت که با دیدن وی غمهای وجودش بر طرف می شد و فرح و آرامش ویژه ای احساس می کرد و هرگز خواسته های علی اکبر را بی پاسخ نمی گذاشت.

وقتی علی اکبر علیه السلام به سوی میدان می رفت، امام نگاهی مأیوسانه به او انداخت و با صدای بلند آیه اِنَّ اللّه َ اصْطَفی... را قرائت کرد.

من نگویم مرو ای ماه، برولیک قدری بَرِ من راه برو

ای جگر گوشه من ای پسرم هیچ دانی که چه آری به سرم

مرو این گونه شتابان زِبرم قدری آهسته من آخر پدرم

مدتی جنگید، پیکار سخت او را تشنه کرد، به سوی خیمه آمد و عرضه داشت: «یا اَبَةُ! اَلْعَطَشُ قَدْ قَتَلَنی وَ ثِقْلُ الْحَدیدِ اَجْحَدَنی فَهَلْ اِلی شَرْبَةٍ مِن ماءِ سَبیلٍ اَتَقَوّی بِها عَلَی الْاَعْداءِ؛ پدر جان! تشنگی مرا هلاک می کند و سنگینی سلاح مرا به زحمت انداخته. آیا امکان دارد برای من شربت آبی تهیه کنید تا نفسی تازه کرده و در دفع دشمنان نیرو بگیرم؟»

هوای گرم، حرارت جنب و جوش در میدان نبرد با اسب و تشنگی، همه و همه بر علی اکبر سخت بود، به این جهت از امام با ادب تمام آب خواست.

امّا امام حسین علیه السلام با شنیدن این تقاضای علی، گریه کرد و فرمود: پسرم بر من دشوار است که تقاضایی کنی و نتوانم آن را بر آورده سازم. امام علیه السلام انگشتر خودش را به او داد و فرمود: آن را در دهان بگذار و به سوی دشمن باز گرد، امیدوارم به زودی به دست جدّت سیراب شوی.

بودند دیو و دد همه سیراب و می مکید خاتم، زقحط آب سلیمان کربلا

اندکی جنگید و تعدادی از دشمن را به هلاکت رساند تا اینکه در آستانه شهادت قرار گرفت و ندایش بلند شد: «یا اَبَتاه هذا جَدّی رَسُولُ اللّه ِ صلی الله علیه و آله قَدْ سَقانی بِکَأْسِهِ الْاَوْفی شَرْبَةً لا اَظْمَاُ بَعْدَها اَبَداً؛ بابا! این جدّم رسول الله است که مرا با کاسه ای از آب گوارا سیراب کرد که هر گز بعد از آن تشنه نخواهم شدم.» دشمنان ریختند و بدن علی را با شمشیرهایشان قطعه قطعه کردند. امام سریعاً به بالین علی اکبر آمد و با چشمانی اشکبار فرمود: «قَتَلَ اللّه ُ قَوْماً قَتَلُوک؛ [پسرم!] خداوند بکشد آنانی را که تو را کشتند.» آنگاه خم شد، صورت بر چهره خون آلود علی نهاد؛ «فَوَضَعَ خَدَّهُ عَلی خَدِّهِ» سپس اضافه کرد: «علَیَ الدُّنیا بَعْدَکَ الْعَفا؛ بعد از تو خاک بر سر این دنیا.»

گلی که بی تو بروید به خاک یکسان بادمهی که بی تو درآید به ابر پنهان باد

***

لشکر کوفه همه استادهبه تماشای شه و شه زاده

شه روی نعش علی افتادههمه گفتند حسین جان داده

به یقین جان حسین بر لب بودآن که جان داد به او زینب بود

9. حضرت عباس علیه السلام

منم یک عمر پابست ابوالفضل اسیر دیده مست ابوالفضل

نبوده غیر عشقش حاصل منکه نامش بوده تسبیح دل من

تمام عمر را یا ایها الناستپشهای دلم می گوید عباس عباس بن علی علیهماالسلام چون دید همه افراد سپاه از اصحاب و برادران به شهادت رسیده اند، در حالی که مشتاق دیدار پروردگارش بود پرچم را برگرفت و به سوی برادر آمده عرضه داشت:

برادر جان! آیا اذن میدان هست؟ امام علیه السلام سخت منقلب شد و گریست، سپس فرمود: «یا اَخی کُنْتَ الْعَلامَةَ مِنْ عَسْکَری وَ مَجْمَعَ عَدَدِنا فَاِذا اَنْتَ غَدَوْتَ یَؤُلُ جَمْعُنا اِلَی الشَّتاتِ؛ برادرم! تو نشان [پایداری] و رکن سپاه ما بودی، اگر تو بروی جمع ما پراکنده می شود.»

عباس علیه السلام گفت: جانم فدایت باد! ای سرورم! سینه ام از زندگی دنیا به تنگ آمده و می خواهم از این منافقان انتقام بکشم! امام علیه السلام فرمود: «اِذا غَدَوْتَ اِلَی الْجِهادِ فَاطْلُبْ لِهؤُلاءِ الْاَطْفالِ قَلیلاً مِنَ الْماءِ ؛ اینک که قصد جهاد داری، برای این کودکان اندکی آب بیاور.»

عباس مشک بر دوش رهسپار میدان شد، با کشتن هشتاد نفر وارد آب فرات گردید، شدیداً تشنه بود، خواست کفی آب بیاشامد امّا به یاد تشنگی امام و اهل حرم افتاد، آب را بر روی آب ریخت، مشک را پر کرد و راهی خیمه ها شد؛ امّا دشمنان او را احاطه کردند، دست راست و چپش را قطع نمودند، تیری بر مشک و تیری هم بر سینه اش نشست.

هنگامی که حضرت عباس علیه السلام از اسب به زمین افتاد، با صدای بلند امام حسین علیه السلام را ندا داد:

«اَدْرِکْنی یا اَخی؛ برادرم! مرا دریاب.» امام همانند باز شکاری به کنار عباس رسید، مشاهده کرد که دو دستش قطع شده، پیشانی اش شکسته و چشمش در اثر اصابت تیر مجروح شده بود.

کربلا کعبه عشق است و من اندر احرامشد در این قبله عشّاق دو تا تقصیرم

دست من خورد به آبی که نصیب تو نشدچشم من داد از آن آب روان تصویرم

باید این دیده و این دست دهم قربانیتا که تکمیل شود حج من و تقدیرم

امام با کمر خمیده به پیکر به خون آغشته عباس نگریست و بر بالین او نشست و گریه کرد و فرمود: «اَلآنَ اِنْکَسَرَ ظَهْری وَ قَلَّت حیلَتی وَ شَمَّتْ بی عَدُوّی ؛ اکنون کمرم شکست و تدبیر و چاره ام کم شد و مورد شماتت دشمنم قرار گرفتم.» و بعد از آن بود که احساس غربت و تنهایی نمود. شاعر عرب سید جعفر حلّی از زبان امام حسین علیه السلام خطاب به حضرت عباس می گوید:

هذا حُسامُکَ مَنْ یُذِلُّ بِهِ الْعِدیوَ لِواکَ هذا مَنْ بِهِ یَتَقَدَّمُ

«[عباس!] این شمشیر توست، چه کسی بعد از تو با آن دشمنان را ذلیل و خوار خواهد کرد؟ و این عَلَم توست، چه کسی آن را در صف مقدم بر خواهد افراشت.»

اَلْیَوْم نامَتْ اَعْیُنٌ بِکَ لَمْ تَنُموَتَسَهَّدَتْ اُخْری وَ قَلَّ مَنامُها

«امروز چشمانی که [از ترس تو[ آرامش نداشتند راحت می خوابند؛ امّا گروه دیگر (دخترانم) نخواهند خفت و خوابشان اندک خواهد بود.»

اَخی! مَنْ یَحْمی بَناتَ مُحَمَّدٍاِنْ صِرْنَ یَسْتَرْحَمْنَ مَنْ لا یَرْحَم

«برادر! چه کسی از دختران محمد صلی الله علیه و آله [بعد از شهادت تو[ محافظت خواهد کرد؟ و چه کسی پناه خواهد داد به آنان اگر آنان از دست نامردمان پناهی بجویند.»

10. شهادت امام حسین علیه السلام

عالم همه قطره اند و دریاست حسین شاهان همه بنده اند و مولاست حسین

ترسم که زقاتلش شفاعت بکنداز بس که کرم دارد و آقاست حسین امام حسین علیه السلام در وداع آخرین خود، امام سجاد علیه السلام را به آغوش گرفت و گردن به گردن او نهاد و گریه سختی کرد و هنگام خداحافظی فرمود: «یا وَلَدی بَلِّغْ شیعَتی عَنِّی السَّلام فَقُلْ لَهُمْ اِنَّ اَبی ماتَ غَریباً فَانْدُبُوهُ وَ مَضی شَهیداً فَابْکُوهُ؛ پسرم! به شیعیانم سلام برسان و به آنان بگو که پدرم غریبانه از دنیا رفت، پس برای [مصیبت] او ناله کنید. او به شهادت رسید، پس بر او گریه کنید [و اشک بریزید].» آنگاه دختران و خواهرانش را صدا زد و فرمود: «یا سُکَیْنَةُ یا فاطِمَةُ یا زَیْنَب یا اُمَّ کُلْثُوم عَلَیْکُنَّ مِنّی السَّلام؛ ای سکینه، ای فاطمه، ای زینب، ای ام کلثوم، از همه تان خدا حافظ؟»

سکینه گفت: بابا آیا واقعاً می خواهی به سوی مرگ بروی؟ امام فرمود: دخترم!«کَیْفَ لایَسْتَسْلِمُ.. مَنْ لا ناصِرَ لَهُ وَ لامُعینَ؛ کسی که یار و یاوری ندارد چگونه تسلیم مرگ نباشد.» سکینه گفت: پس ما را به حرم جدّمان برگردان! امام علیه السلام فرمود: «هَیْهاتَ لَوْ تُرکَ الْقَطا لَنام؛ اگر مرغ قطا را رها می کردند در آشیانه اش می خوابید.» با شنیدن این سخن ناله و افغان بانوان حرم بلند شد. سکینه بیش از همه گریه می کرد، امام دخترش را به آغوش کشید و به سینه اش چسبانید و اشکهایش را پاک کرد و فرمود:

سَیَطُولُ بَعْدی یا سُکَیْنَةُ فَاعْلَمیمِنْکَ البُکاءُ اِذِا الْحِمامُ دَهانی

لا تُحْرِقی قَلْبی بِدَمْعِکَ حَسْرَةًمادامَ مِنّی الرُّوحُ فی جُثْمانی

«سکینه جانم! بدان که بعد از مرگ من گریه تو طولانی خواهد شد.

دخترم! تا وقتی که من زنده ام و روح در بدن دارم با اشکهایت دلم را مسوزان.»

بعد از آنکه امام حسین علیه السلام به شهادت رسید، سکینه دختر امام حسین علیه السلام کنار پیکر پاک پدر آمد و آنچنان ناراحت بود که به حالت اغماء افتاد. در آنحال شنید که امام حسین علیه السلام می فرماید:

شیعَتی ما اِنْ شَرِبْتُم ماءَ عَذْبٍ فَاذْکُرونیاَوْ سَمِعْتُمْ بِغَریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبونی

اشک بر امام حسین علیه السلام در حقیقت ایجاد ارتباط عاطفی با مظهر تمام خوبیها و زیباییها و ابراز عشق و محبت به جلوه بارز صفات الهی است.

شیعیان من! هر گاه آب گوارائی می نوشید، [عطش] مرا یاد کنید و یا اگر شنیدید کسی غریب یا شهید شده است، در مورد [غربت و مظلومیت و شهادت] من گریه و ندبه کنید.»

در همان حال زینب کبری علیه السلام نیز در گودال قتلگاه در کنار پیکر مقدس برادر درد دل خود را با رسول خدا صلی الله علیه و آله و با مادرش فاطمه علیهاالسلام در میان گذاشت:

چون روی در بقیع به زهرا خطاب کردوحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد

کای مونس شکسته دلان حال ما ببین ما را غریب و بی کس و بی آشنا ببین

تنهای کشتگان همه در خاک و خون نگرسرهای سروران همه بر نیزه ها ببین

آن تن که بود پروشش در کنار توغلطان به خاک معرکه کربلا ببین

زینب کبری آرام نشد، نشست و پیکر بی سر برادر را به آغوش کشید و لبها را بر حلقوم بریده امام قرار داد و می بوسید و می گفت: «اَخی لَوْ خُیِّرْتُ بَیْنَ الرَّحیلِ وَ الْمُقامِ عِنْدَکَ لَاخْتَرْتُ الْمُقامَ عِنْدَکَ وَ لَوْ اَنَّ السُّباعَ تَأکُلُ مِنْ لَحْمی یَابْنَ اُمّی لَقَدْ کَلَلْتُ عَنِ الْمُدافِعَةِ لِهؤُلاءِ النِّساءِ وَ الْاَطْفالِ وَ هذا مَتْنی قَدْ اُسْوِدَ مِنَ الضَّرْبِ؛

اگر اختیار رفتن و ماندن نزد تو را داشتم، پیش تو می ماندم؛ گر چه درندگان صحرا از گوشت تنم می خوردند. ای پسر مادرم، پاسداری کردن این زنان و کودکان برای من خیلی سخت است. در راه دفاع از آنان بدنم از شدت ضربات وارده سیاه شده است.»

به سوی شام و کوفه ات چه ظالمانه می برندنمی روم ولی مرا، به تازیانه می برند

سر تو را به نوک نی، زدند این ستمگراننمی روم ولی مرا، به این بهانه می برند

اشتراک گذاری


مطالب مرتبط

سفر تاریخی امام حسین(ع) سرآغاز نهضت عاشورا

28 رجب مصادف با وداع امام حسین(ع) با حرم جدش رسول خدا(ص) و عزیمت به سوی مکه و سپس کربلای معلاست. حضرت سید الشهدا (ع) هنگام خروج از مدینه می دانست که این سفر بازگشتی ندارد، در شب خروج از مدینه در کنار قبر پیامبر(ص) آمد و عرض کرد:«سلام بر توای رسول خدا(ص)، من حسین پسر فاطمه(س)، فرزند تو و فرزند دختر تو هستم و سبط توام که مرا در میان امتت جانشین خود کردی، بر این مردم گواه باش! مرا تنها گذاشتند و امر مرا تباه ساختند و به تو از دست این مردم شکایت می کنم تا به تو بپیوندم».

کعبـه کائنات

امشب شب نزول تمام ملائک است باور کنید بخت، به کام ملائک است

امام حسین علیه السلام سوره ای برای همیشه

نام مبارک امام حسین علیه السلام با محرّم پیوند خورده و جان فشانی او و 72 یار باوفایش، به محرم، روح و حیات دمیده است و این ماه برای شیعیان و عاشقان سید و سالار شهیدان از سال 61 هـ . ق تا به حال، ماه حزن و اندوه بوده است.

ولادتی از جنس اشك

با به دنیا آمدن نوزاد در هر خانواده ای موجی از شادی و شعف تمامی اعضای را فرا می گیرد و همین هم انتظار می رود. اما در خانواده پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله با ولادت فرزند دوم حضرت فاطمه علیهاالسلام همراه شوق، غمی نیز وجود داشت. کسی که بعدها با قیامش عالمی را مبهوت کرد؛ او کسی نیست جز حسین بن علی بن ابی طالب علیهماالسلام.

لَا يَوْمَ‏ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ

محرم فرا رسيده است. یکی از تعبیراتی که در این ایام زیاد می شنویم این است : لَا يَوْمَ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ویا لَا يَوْمَ‏ كَيَوْمِ‏ الْحُسَيْنِ اما این جملات را چه کسی و به چه دلیلی گفته است ؟در متون روایی این دو جمله در امالی شیخ صدوق نقل شده است .

آثار و برکات اشک های معرفتی

گریه و اشک ریزی اختیاری برخاسته از علم به امور و مسائلی چون جلال و جبروت خدا و غضب و خشم الهی، یک امر محبوب و مستحب است. آموزه های قرآنی، برای چنین گریه و اشکی ارزش بسیاری قائل شده است. این گونه گریه ها و اشک ها مانند اشک هایی که مؤمنان برای امام حسین(ع) و امامان مظلوم و مقتول و مسموم دیگر می ریزند، چون برخاسته از معرفت است، آدمی را همانند آب، صفا می دهد و چشم روشنی دیدگان قلب و باطن انسان و عامل رشد و بالندگی اوست.در مطلب حاضر جایگاه اشک معرفتی اختیاری در رشد و تزکیه نفس و رسیدن به کمالات و مقامات معنوی تبیین شده است.

کوچک اما بزرگ

سلام بر تو و عاشورای بزرگی که در چشم‏های کوچک تو خلاصه شده است.

دستهاى كوچك و گره هاى بزرگ

من رقیه دختر امام حسین هستم

اربعین حسینی مشعل فروزان

در روایات متعددی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و امام صادق علیه السلام نقل شده است: خداوند در مقابل شهادتش امام حسین علیه السلام امامت را در نسلش قرار داد و شفا را در تربتش و دعای در کنار قبر حضرتش را مستجاب قرار داد....

اربعين حسيني احياي بينش ديني

‌گرچه جامعه ما همواره با مكتب ارزشمند سالار شهيدان آشناست و در طول سال در هر زمان و مكاني بر اساس شعار ارزشمند «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» قرابت فكري و روحي را با حضرت اباعبدالله(ع) احساس مي كند، اما

نویسنده معروف مسیحی در جمع راهپیمایان اربعین

اندیشمند مسیحی، آنتوان بارا که برای شرکت در مراسم اربعین وارد عراق شده بود، گفت: انسان از توصیف اربعین ناتوان است.

چرا عزاداری؟ کدام هیئت؟

هر سال با آمدن ماه محرّم الحرام،خود را برای شرکت در مجالس عزای امام حسین علیه السّلام، آماده می کنیم. ممکن است برخی با این سؤال مواجه شوند که اساساً عزاداری برای چیست؟

اهمیت زیارت امام حسین(علیه السلام) در ماه رجب

یکی از زیباترین و شریف ترین ماههای سال ماه رجب ماه مغفرت الهی است. در متون و منابع روایی اعمال عبادی و ارزشمندی همچون دعا، استغفار و روزه، برای این ماه مبارک ذکر شده است.

دعـــــاى عـــــرفــــه

اين دعا چون دعاى موقف عرفات و بسيار طولانى بود ذكر ننموديم و در اين روزهای چهل و هفتم صحيفه كامله آن حضرت را با خشوع و دل شكستگى بخوان، كه دعايى است مشتمل بر تمام مطالب دنيا و آخرت، كه درود خدا بر انشاء كننده اش باد. از جمله دعاهاى مشهور اين روز دعاى حضرت سيد الشّهدا عليه السّلام است.

سفر تاریخی امام حسین(ع) سرآغاز نهضت عاشورا

28 رجب مصادف با وداع امام حسین(ع) با حرم جدش رسول خدا(ص) و عزیمت به سوی مکه و سپس کربلای معلاست. حضرت سید الشهدا (ع) هنگام خروج از مدینه می دانست که این سفر بازگشتی ندارد، در شب خروج از مدینه در کنار قبر پیامبر(ص) آمد و عرض کرد:«سلام بر توای رسول خدا(ص)، من حسین پسر فاطمه(س)، فرزند تو و فرزند دختر تو هستم و سبط توام که مرا در میان امتت جانشین خود کردی، بر این مردم گواه باش! مرا تنها گذاشتند و امر مرا تباه ساختند و به تو از دست این مردم شکایت می کنم تا به تو بپیوندم».

فرهنگ عاشورا، آسیب‏ها و تحریف‏ها(1)

حریف و آسیب‏ها متوجه هر پدیده اجتماعی و به ویژه تحریف مربوط به قیام حسینی و عزاداری، اساسا از بعد جامعه شناختی، معلول علت هایی در درون آن جامعه‏اند که شناخت درست آن‏ها، نخستین و شاید مهم‏ترین گام برای برخورد مناسب با آن باشد.

شکوه قيام عاشــورا (قسمت اول)

حضرت زينب كبري(سلام الله علیها) پس از قیام عاشورا در جمله اي زیبا فرمودند (ما رأيت إلا جميــــلا)، من هر چه مي بينم زيبايي مي بينم اين يعني چه؟ زيبائي هاي كربلا چيست؟ (ما رأيت إلا جميــــلا) من در كربلا جز زيبايي نديدم، ما از كربلا هر چي مي بينيم تشنگي و دود

شکوه قيام عاشــورا (قسمت دوم)

صبر، كربلا نمايشگاه تمام زيبائي ها در امام و يارانش، در زيارتش داريم كه (وصبرت علي الاذي) حسين جان صبر كردي بر اذيت ها كساني كه در سختي ها صبر مي كنند خود خدا بر آنها صلوات مي فرستد. ما دو تا صلوات داريم توي قرآن داريم آدمهايي كه توي سختي خوب هستند

شکوه قيام عاشــورا (قسمت سوم)

جوانمردي و غيرت، اين جمله معروف است كه شك كردند امام حسين (عليه السلام) هنوز زنده است يا شهيد شد گفتند حمله كنيد به خيمه ايشان درياي غيرت است اگر حتي يك نفس... يك سوال ايدئولوژي، آخرين سخن امام چه بود؟ دفاع از ناموس، نهي از منكر، دفاع از مظلوم، بعد مي گويد (إن لم يكن لكم دين فكونوا احراراً في دنياكم) اين خيلي مهم است

فرهنگ عاشورا، آسیب‏ها و تحریف‏ها(2)

این مبحث را با این پرسش‏ها آغاز می‏کنیم که آیا امروزه، در ماهیت آسیب‏ها و تحریف‏ها تفاوتی پدید آمده یا نه؟ آیا در نوع و شیوه این آسیب‏ها تغییری صورت گرفته است؟ احیانا چه ویژگی‏هایی از زمان حاضر، موجب پدید آمدن آسیب‏های جدید شده است؟

لَا يَوْمَ‏ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ

محرم فرا رسيده است. یکی از تعبیراتی که در این ایام زیاد می شنویم این است : لَا يَوْمَ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ویا لَا يَوْمَ‏ كَيَوْمِ‏ الْحُسَيْنِ اما این جملات را چه کسی و به چه دلیلی گفته است ؟در متون روایی این دو جمله در امالی شیخ صدوق نقل شده است .

اهداف سیاسی قیام امام حسین (ع)

اولین مولّفه سیاسی قیام امام حسین(ع)، تشکیل حکومت اسلامی بود. آن حضرت به صراحت می فرمود: آل ابوسفیان لیاقت حکومت را ندارند و از جدّم رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: «خلافت بر خاندان ابوسفیان حرام است و اگر روزی معاویه را در بالای منبر من دیدید او را بکشید، ولی مردم مدینه او را بالای منبر دیدند و نکشتند و اینک خداوند آنان را به یزید فاسق (بدتر از معاویه) گرفتار نموده است.»(1)

علت تاکید و سفارش بر خواندن زیارت عاشورا چیست؟

برای زیارت هیچ امامی، به اندازه زیارت امام حسین (ع) در کربلا تاکید نشده است. آنچه در زیارت حسین بن علی (ع) بسیار چشم گیر است، ثواب‌های کلان و پاداش‌های عظیم و حیرت آوری است که در روایات اهل‌بیت (ع) برای آن بیان گشته است.

بیعت با عاشورا

الا... ای محرّم! تو بغض گلوی تمام ستمدیدگانی تو خون خدایی که با خاک آمیخت، تو چشم گره خورده سالیانی، تو یادآور عشق و ایمان.

هدف عالی قیام امام حسین(ع)از زبان خود امام (ع)

امام حسین(ع)هنگام عزیمت به سوی عراق در منزلی بنام «بیضه » خطاب به «حر» خطبه ای ایراد کرد و طی آن انگیزه قیام خود را چنین شرح داد: امام حسین(ع)در موارد متعددی انگشت روی این عواقب سوء گذاشته و به مردم هشدار داده است که به چند نمونه آن اشاره می شود: اینک پیک خود را با این نامه به سوی شما می فرستم، شمارا به کتاب خدا و سنت پیامبر دعوت می کنم، زیرا در شرائطی قرارگرفته ایم که سنت پیامبر به کلی از بین رفته و بدعتها زنده شده است، اگر سخن مرا بشنوید، شما را به راه راست هدایت خواهم کرد...

عاشورا وانتخابها

انتخاب، بخشی از زندگی آدمیان، بلکه مهم ترین ویژگی آنهاست. هرگز حیوانات در طول زندگی خود، در مقابل گزینه های مختلف، قرار نمی گیرند؛ خود را همواره در راهی از پیش تعیین شده، می بینند و ادامه مسیر زیستی آنها، کاملاً افقی و بدون فراز و نشیب و صرفا بر اساس غریزه های ثابت و تغییرناپذیر است؛ اما انسان هر روز و هر ساعت در آستانه انتخابی تازه، قرار می گیرد. نوع و سطح انتخاب انسان، بهترین معیار سنجش برای داوری درباره شخصیت اوست. در واقعه کربلا، سه نوع انتخاب صورت گرفت:

اسرای غیر از خاندان اهل بیت(ع) در کربلا چه کسانی بودند

پس از عاشورای حسینی، تعداد کمی از اهل بیت و یاران، زنده ماندند. آنان عبارت بودند از زنان و دختران و نیز کودکان که به خاطر کوچکی سن و یا بیماری و جراحت سخت، کشته نشدند، «عمر بن سعد» بعد از شهادت امام حسین علیه السلام زنان، دختران و خواهران و نیز بچه هایی را که زنده مانده بودند و امام سجاد علیه السلام را با خود به کوفه برد.

رابطه ارگانیک عاشورا و فتوحات اسلام

فرضیه اصلی بحث این است که میان فتوحات اسلامی و آن چه که در صدر اسلام بعد از رحلت پیامبر (ص) رخ داد و واقعه ی عاشورا یک ارتباط مستقیم و ارگانیک وجود دارد. اتفاقاتی که در فتوحات مسلمین افتاد و دانشی که در فتوحات تولید شد و ارزش ها و منطقی که در فتوحات تولید و بازتولید شد، به گونه ای در واقعه کربلا متجلی شد و از منظر این بحث، یکی از عوامل مهم واقعه کربلا مسئله فتوحات است. بنابراین وقتی به بن مایه ها اشاره می کنم، تلاش می کنم منطقی را که در فتوحات تولید شد، ارائه و بازبینی کنم و این نکته که این منطق چگونه خود را در واقعه کربلا بروز داد.

الگوی جوانان

دیرزمانی است که جوانان کشورهای اسلامی، که از تابش وحی و زلال معارف ناب الهی بهره می برند، باشیوه های گوناگون و متنوع دشمن در راهزنی فکر و فرهنگ رو به رویند.

«بازنمایی دقایقی از ظهر روز عاشورا»

تابستان سال 61 هجری قمری است. بیابانی به نام کربلا. روز از نیمه گذشته است. از صبح جنگی نابرابر بین سپاه حق با سپاه باطل در جریان بوده است. دیگر صدای چکاچک شمشیرها به گوش نمی رسد. اما اسبهای بی صاحب با شیهه سوزناک خود ولوله ای برپا کرده اند.

رمز و راز مصیبت کربلا

چرا از میان این همه وقایع تلخ تاریخی، این تنها عاشوراست که به عنوان سخت ترین و مصیبت بارترین واقعه مطرح می شود با اینکه به حسب ظاهر در مقایسه با دیگر فجایع تاریخی، هم تعداد کشته های این رخداد کمتر بوده است و هم اینکه کم نبوده اند کسانی که در راه دفاع از ارزش ها و آزادی و حریم وطن خود، خالصانه به کارزار جنگ رفتند و مظلومانه کشته شدند.

پرواز از بالای برج

سلام بر حسین علیه السلام ، سلام بر زیبایی و ستایش خوبی و گشودن پنجره ای رو به بهشت و هم نوایی با فرشتگان آسمانی است.

آخرین صحابی و نخستین زائر حسینی

یکی از راههای عمیق و در عین حال ساده و آسان برای شناخت اسلام و آثار سازنده آن، مطالعه زندگی اصحاب خاص پیامبر(ص) و امامان معصوم(علیهم السلام) است. آنها که تا آخر عمر در خط پیامبر وامامان بودند و از جانب آن بزرگوران مورد تایید قرار گرفتند.

بار بگشایید، اینجا کربلاست...

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دَم جَرَس فریاد می دارد که بربندید محملها

روز دوم محرّم، نماد پایداری

آفتاب محرم برمی آید و کربلای دل را در پرتو خود می سوزاند. سرخی بیرق ایستادگی از گلدسته ی دست ها بالا می رود و در باد به حرکت در می آید. عطر شهادت مشام را می نوازد و چشم ها در انتظار طراوت اشک به تماشا می نشیند. عقربه زمان روی نقطه پنجم عشق قفل می شود. خواب ها از چشم های خسته می گریزد و حسینیه سینه ها سیاه پوش می شود. آری محرم شده و انتظار لباس های مشکی به سر آمده است.

دختر خردسال کربلا

اصل وجود دختری چهار ساله برای امام حسین (علیه السلام) در منابع شیعی آمده است، اما در بعضی منابع در این باره اختلاف وجود دارد. در کتاب کامل بهایی نوشته علاءالدین طبری (قرن ششم هجری) قصه دختری چهار ساله که در ماجرای اسارت در خرابه شام در کنار سر بریده پدر به شهادت رسیده، آمده است، اما در مورد نام او که آیا رقیه بوده یا فاطمه صغری و ... اختلاف است.

شیرین تر از عسل

شب است. چیزی به عاشورا نمانده است. امام حسین علیه السلام قلم ولایت به دست گرفته است و با جوهر وحی، سرنوشت صحابی را در عاشورا و جایگاهشان را در بهشت یکی یکی ترسیم می کند. اما پیش از آن چراغ خیمه را خاموش کرده است. نگاه مهربانش را بر زمین پهن کرده و آرام فرموده:

شهید شیرخوار کربلا

شیخ مفید(ره) در کتاب الارشاد خود، هنگام نام بردن فرزندان امام حسین علیه السلام از امام سجاد علیه السلام با تعبیر علی اکبر و از حضرت علی اکبر با تعبیر علی اصغر یاد می کند و می نویسد:

کرامت کربلایی

کرامت، یعنی: نزاهت از پستی و فرومایگی که در عزت نفس، مناعت طبع، برخورداری از روحی بزرگ، برازندگی، بلندنظری، جوانمردی، آزاداندیشی و آزادمنشی و آزادگی ابوالفضل جلوه گر می شود و احیانا از آن به «بزرگواری » تعبیر می شود .

تنها سفیر بازمانده از مردان

حضرت علی بن الحسین، امام سجاد علیه السلام در روز 5 شعبان یا 15 جمادی الاولی سال 38 هجری قمری در مدینه دیده به جهان گشود و در 12 یا 18 و بنابر مشهور در 25 محرم سال 95 ه.ق در سن حدود 56 سالگی مسموم شده و به شهادت رسید، آن حضرت در واقعه کربلا 23 سال داشت، مرقد شریفش در مدینه در قبرستان بقیع کنار قبر امام حسن مجتبی علیه السلام است.

زن در آیینه کربلا

عاشورا; عشق و ایثار و شور و وفاداری و رضا به قضای الهی و ایستادگی در مقابل دشمن است. این واژه ها نمادی از فرهنگ عاشورا را ترسیم می کنند و زمانی مفهوم و معنا پیدا می کنند که عاشورای ما به همراه حضرت زینب کبری علیها السلام، ام الکثوم، رقیه، رباب و دیگر شیر زنانی که در میدان عظیم کربلا قرار گرفته اند باشند.

امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت

در زندگی پرفراز و نشیب امام زین العابدین علیه السلام نکات بسیار مهمی برای بحث و بررسی وجود دارد. در اینجا گوشه ای از نقش احیاگر سیدالساجدین حضرت امام زین العابدین علیه السلام را از کربلا تا شهادت در چند محور به صورت گذرا مورد بررسی قرار می دهیم

پرتوی از مبارزات امام سجاد

تقدیر خداوند بار دیگر آفرینشی شگفت را رقم زد و دل انگیزترین جلوه های صفات الهی را در جمال دل آرای شخصیتی بزرگ از تبارعلی(ع) آفرید. معراج عرفان و شور و عشق او آنچنان شکوهمند وپر رمز و راز بود که زیباترین روح پرستنده، «زین العابدین »لقب یافت و دلدادگی اش به جمال ربوبی در حال سجده موجب شد که او را «سجاد آل محمد(ص)» نام نهند. زمانی که در پنجم شعبان سال 38 هجری قمری دیده به جهان گشود. (1) پدرش امام حسین(ع)نام زیبای علی را برای او برگزید تا اینکه یاد و نام علی(ع)در خاطره ها زنده بماند و زندگی و محفل انس پدر را رونق فزاینده تر بخشد.

زیارت پیاده

غیر از عشق و محبت ، که پای زائر را پیاده به مرقد حسین (ع) می کشاند و رنج سفر و خوف و خطر را به جان می خرد ، پیاده روی برای زیارت سیدالشهداء ، ثواب بسیار دارد و مورد تأکید پیشوایان دین است .

اسرای غیر از خاندان اهل بیت(ع) در کربلا چه کسانی بودند

پس از عاشورای حسینی، تعداد کمی از اهل بیت و یاران، زنده ماندند. آنان عبارت بودند از زنان و دختران و نیز کودکان که به خاطر کوچکی سن و یا بیماری و جراحت سخت، کشته نشدند، «عمر بن سعد» بعد از شهادت امام حسین علیه السلام زنان، دختران و خواهران و نیز بچه هایی را که زنده مانده بودند و امام سجاد علیه السلام را با خود به کوفه برد.

خواص سه گانه در کربلا.

اندیشمند نو معتزلی مصری سعی کرده است تاریخ اسلام را در سه واژه حقیقت، قبیله و غنیمت تحلیل و تفسیر کند. نگاهی به تاریخ کربلا و حادثه عاشورا هم نشان می دهد که ما در کربلا با سه واژه متفاوت روبرو هستیم؛

رابطه ارگانیک عاشورا و فتوحات اسلام

فرضیه اصلی بحث این است که میان فتوحات اسلامی و آن چه که در صدر اسلام بعد از رحلت پیامبر (ص) رخ داد و واقعه ی عاشورا یک ارتباط مستقیم و ارگانیک وجود دارد. اتفاقاتی که در فتوحات مسلمین افتاد و دانشی که در فتوحات تولید شد و ارزش ها و منطقی که در فتوحات تولید و بازتولید شد، به گونه ای در واقعه کربلا متجلی شد و از منظر این بحث، یکی از عوامل مهم واقعه کربلا مسئله فتوحات است. بنابراین وقتی به بن مایه ها اشاره می کنم، تلاش می کنم منطقی را که در فتوحات تولید شد، ارائه و بازبینی کنم و این نکته که این منطق چگونه خود را در واقعه کربلا بروز داد.

زن در آیینه کربلا

عاشورا; عشق و ایثار و شور و وفاداری و رضا به قضای الهی و ایستادگی در مقابل دشمن است. این واژه ها نمادی از فرهنگ عاشورا را ترسیم می کنند و زمانی مفهوم و معنا پیدا می کنند که عاشورای ما به همراه حضرت زینب کبری علیها السلام، ام الکثوم، رقیه، رباب و دیگر شیر زنانی که در میدان عظیم کربلا قرار گرفته اند باشند.

الگوی جوانان

دیرزمانی است که جوانان کشورهای اسلامی، که از تابش وحی و زلال معارف ناب الهی بهره می برند، باشیوه های گوناگون و متنوع دشمن در راهزنی فکر و فرهنگ رو به رویند.